دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٥٤٢

پلیس جنوب
جلد: ١٣
     
شماره مقاله:٥٥٤٢

پُلیسِ جَنوب، یا تفنگداران جنوب ایران، تشکیلاتی نظامی که انگلیسیها در خلال جنگ جهانی اول، در جنوب ایران بنیاد نهادند(ربیع‌الاول١٣٣٤-ربیع‌الآخر١٣٤٠/ژانویۀ١٩١٦-دسامبر١٩٢١).
اقدامات آلمانیها، به ویژه تحریکات واسموس، مأمور آلمانی در میان ایلات جنوب ایران، با توجه به زمینه‌ها و گرایشهای شدید ضدانگلیسی در این ناحیه(نک‌: فُن میکوش، ٢٣١-٢٣٣؛ گرکه، ٣٣٧-٣٤٢)، منافع سیاسی و اقتصادی انگلستان را در نواحی جنوب ایران به خطر افکنده بود؛ چندان که در پایان سال ١٩١٥م حتیٰ یک انگلیسی در شهرهای اصفهان، شیراز، یزد و کرمان باقی نمانده بود(نک‌: اسکرین، ٢٢-٢٣). قتل کنسول‌یار انگلیس در شیراز و سرکنسول آن کشور در اصفهان و دستگیری برخی دیگر از اتباع انگلیسی، نمونه‌هایی از این تحریکات است(گرکه، ٣٣٨-٣٤٠).
برای مقابله با چنین وضعی، مارلینگ، وزیر مختار انگلستان در ایران، در ٦ربیع‌الاول١٣٣٤ق/١٢ژانویۀ١٩١٦م، به دولت خویش پیشنهاد داد تا در مناطق جنوبی ایران نیروی پلیس تشکیل گردد. این پیشنهاد پذیرفته شد و در ٢٠ ژانویۀ همان سال، سرپرستی سایکس از سوی نایب‌السلطنۀ هندوستان، به فرماندهی قوای نظامی انگلستان در جنوب ایران منصوب گردید(موبرلی، ١٣٩). وی در ١١جمادی‌الاول/١٦مارس، همراه شماری از افسران انگلیسی و هندی، وارد بندرعباس شد(سفیری، ٢٥). سپس با یاری احمدخان دریابیگی، حاکم بندرهای خلیج‌فارس، در مدت یک ماه، توانست ٣٠٠نفر را استخدام کند(نک‌: وین، ٣٣٤-٣٣٥). حکومت هند نیز با فرستادن ٥٠٠تفنگدار، پلیس جنوب را تقویت کرد(همو، ٣٣٨). با حرکت سایکس از بندرعباس به سوی کرمان در ١٤رجب/١٧مۀ همان سال، تشکیل پلیس جنوب تحقق یافت(گرکه، ٤٠٢).
نخستین رویارویی در ٢٧-٢٨سپتامبر١٩١٦، در سعیدآباد کرمان پیش آمد که اهالی در حمایت از آزادی اسرای آلمانی، اتریشی و عثمانی، با پلیس جنوب درگیر شدند(سفیری، ١٢٥؛ موبرلی، ٢٠٨). سایکس سپس در ذی‌حجه١٣٣٤/اکتبر١٩١٦، در واقع برای اعلام موجودیت، از کرمان به سوی یزد و اصفهان رفت؛ آن‌گاه با هماهنگی عبدالحسین میرزا فرمانفرما، والی فارس که در اصفهان مستقر بود، در ١٥ محرم١٣٣٥ق/١١نوامبر١٩١٦م، وارد شیراز شد.
حمایت نمایندۀ رسمی دولت ایران، به این تشکیلات مشروعیت می‌بخشد و از سوی دیگر، فرمانفرما نیز در شیراز، در برابر صولت‌الدوله، رئیس ایل قشقایی و قوام‌الملک، رئیس ایل خمسه و نیز ژاندارمری نفوذ و اقتدار چندانی نداشت(وین، ٣٤٤-٣٤٨؛ موبرلی، ٢٠٩-٢١١). سایکس پس از ورود به شیراز نفرات سابق ژاندارمری را به استخدام درآورد و شمار افراد پلیس جنوب، ایرانی و هندی و انگلیسی را تا اوایل سال ١٩١٨م به حدود ١٠هزار تن رساند(سفیری، ١٣١، ١٨٥؛ نیز نک‌: وین، ٣٥٣؛ موبرلی، ٢١٠-٢١١). ترتیب اداره و مشق این نیرو، مطابق تشکیلات نظامی انگلستان بود و کلیۀ مخارج آن را دولت این کشور تأمین می‌کرد(سپهر، ١٣١).
پلیس جنوب در آغاز فعالیت در فارس، با معضل رقابتها و دسته‌بندیهای رؤسای ایلات و عشایر و حکومت فارس روبه‌رو بود که به ویژه بر امنیت راهها تأثیر سوء داشت(سفیری، ١٣١-١٣٤). فرمانفرما برای تثبیت قدرت خود و تضعیف صولت‌الدوله، امتیازات بیشتری به برخی از رؤسای خردتر آن ایل اعطا کرده‌بود که این موضوع موجب بروز درگیریهایی میان ایشان گردید(همانجا). شورش کازرون و عملیات دشت ارژن، در صفر١٣٣٥/دسامبر١٩١٦، سایکس را متوجه ناتوانی پلیس جنوب در سرکوب ایل قشقایی گردانید و در نتیجه به ناچار در ٢شعبان١٣٣٥ق/٢٤مۀ١٩١٧م قراردادی مبنی بر همکاری در تأمین راهها و منطقه، با صولت‌الدوله امضا کرد(همو، ١٣٤-١٣٨). این قرارداد به سایکس فرصت داد تا پلیس جنوب را تقویت کند(راضی، ١٩٣). افزون براین، عملیات انتظامی گسترده‌ای در حوزۀ شرقی فارس که در مجموع بخشی از قلمرو ایل خمسه به ریاست قوام‌الملک، متحد محلی بریتانیا محسوب می‌شد، صورت گرفت(برای تفصیل، نک‌: موبرلی، ٢٦٢-٢٦٣, ٢٧٩-٢٨٠, ٣٠٣-٣٠٦).
با این همه، براثر برخی علل و عوامل از جمله عقب‌نشینی نیروهای روسیه از ایران بعد از انقلاب ١٩١٧م، و ناخشنودی همگانی از عملیات پلیس جنوب، فعالیت این تشکیلات با مخالفتهایی روبه‌رو شد. سرانجام خودداری دولت حسن مستوفی‌الممالک از شناسایی این نیرو، در رجب١٣٣٦ق/آوریل١٩١٨م (سپهر، ٤٤٧-٤٥٦؛ مطهری‌زاده، ١٤٨-١٥٤)و درگیری خونین پلیس جنوب با افراد ایل دره شوری قشقایی در ٢٩رجب١٣٣٦ق/١١مۀ١٩١٨م، موجب شد تا صولت‌الدوله بر ضد پلیس جنوب اعلان جنگ کند(رکن‌زاده، ٣٥٠-٣٥٤). در جنگی که میان ایل قشقایی و پلیس جنوب در شعبان همان سال درگرفت، دهها تن کشته و مجروح شدند(موبرلی، ٣١٥-٣١٧). با این همه، صولت‌الدوله که به احتمال بسیار از ضدیت افکار عمومی با حضور انگلیسیها توان بیشتری یافته بود، شیراز را در محاصره گرفت، اما در درگیریهایی که میان نیروهای وی و پلیس جنوب در احمدآباد پیش آمد(رمضان١٣٣٦/ژوئن١٩١٨)، شکست خورد(همو، ٣٢٨-٣٣٠, ٣٣٦-٣٣٧).
فرمانفرما در رمضان ١٣٣٦، برای تضعیف صولت‌الدوله، برادران وی سردار احتشام و سالار حشمت را ـ که رقیبان او در ایل قشقایی بودند ـ به سمتهایی در این ایل برگماشت(فارس، ٨). سردار احتشام در فیروزآباد(مقر ایلخانی) ساکن شد، اما چون اطلاع یافت که صولت‌الدوله رو به سوی مقر ایلخانی دارد، به همراه پلیس جنوب به مصاف او رفت. آنان از محرم تا ربیع‌الاول١٣٣٧/اکتبر تا دسامبر١٩١٨، در منطقۀ فیروزآباد مشغول نبرد بودند(موبرلی، ٤٥٥-٤٥٦).
با آنکه عشایر قشقایی به صولت‌الدوله گرایش بیشتری داشتند، اما شیوع بیماری در سپاه صولت‌الدوله ـ که برخلاف پلیس جنوب، فاقد امکانات بهداشتی بود ـ موجب کاهش چشم‌پیر افراد، و شکست او گردید(ایرجی، ١٢٤-١٢٦). سرانجام قراردادی منعقد شد که به موجب آن، دو طرف به عدم مداخله در امور یکدیگر متعهد شدند(همو، ١٣٠-١٣٤). به موازات حل و فصل مسائل ایل قشقایی با پلیس جنوب، نیروهای انگلیسی ـ که بخشی از اهداف ایشان کمک به پلیس جنوب بود ـ وارد بوشهر شدند، اما در نبردهای متعدد با مخالفان محلی، مانند غضنفرالسلطنۀ برازجانی، شیخ حسین چاه کوتاهی و زائر خضرخان شکست خوردند(موبرلی، ٤٠٨-٤١٠).
اندکی پس از پایان جنگ جهانی اول(صفر١٣٣٧/نوامبر١٩١٨) و رفع خطر عملیات عوامل آلمانی در ایران، در فرماندهی پلیس جنوب تغییراتی رخ داد و ژنرال سایکس در ربیع‌الاول همان سال شیراز را ترک کرد و کلنل اورتون به جای او به فرماندهی پلیس جنوب منصوب گردید(ایران و جنگ...، ١٧١، ١٧٥). بدین‌ترتیب دورۀ نوینی در تشکیلات پلیس جنوب آغاز شد. در این دوره فعالیت این نیرو با قرارداد ١٩١٩م میان ایران و انگلیس پیوند داشت. به موجب یکی از مواد آن، قرار بود با ایجاد ارتشی مدرن با کمک انگلستان، پلیس جنوب در آن ادغام شود(اسناد محرمانه...، ١/٢٩٣-٢٩٤؛ نیز نک‌: ذوقی، ٤٣٥)، اما این قرارداد با مخالفت داخلی واختلاف حکومت هند با دولت انگلستان بر سرآن(نک‌: موبرلی، ٤٧١)، و استعفای حسن وثوق‌الدوله از ریاست وزرا (خرداد١٣٠٠/ژوئن١٩٢١)، عملی نشد.
پلیس جنوب در دورۀ دوم فعالیت خود، به عملیاتی مانند سرکوب راهزنان مشهور در اصفهان و اطراف آن دست زد(جنگ جهانی...، ١١٣)و در زمینه‌های عمرانی مانند راه‌سازی و حفظ و مرمت خطوط تلگراف نیز فعالیت داشت(راضی، ٢٤٠-٢٤٢) و حتیٰ از ١٣٣٥ تا ١٣٣٨ق روزنامۀ فارس را برای تبلیغ اهداف خود منتشر می‌کرد(فراشبندی، ٤٢). با این همه، افکار عمومی و برخی کابینه‌های تشکیل شده در این مدت، در جهت مخالفت با آن بود(سفیری، ٢٨٥-٢٨٦). افزون بر این، دولت انگلستان نمی‌توانست مانند گذشته، مخارج آن را برعهده گیرد(جنگ جهانی، ١٤٢)، از این‌رو، با دولت سیدضیاءالدین طباطبایی به مذاکره پرداخت تا در صورت تمایل، پلیس جنوب را تحویل گیرد. بدین منظور کلنل فریزر که به جای کلنل اورتون به فرماندهی این نیرو منصوب شده بود، به تهران فراخوانده شد و اگرچه دولت سیدضیاء با انتقال او موافقت کرد، اما با روی کار آمدن دولت قوام‌السلطنه این موضوع به عهدۀ تعویق افتاد(ایران، ١-٢).
دولت انگلستان مبلغی را برای انتقال یا انحلال پلیس جنوب اختصاص داد و ژوئن ١٩٢١ را به عنوان ضرب‌الاجل انتقال تعیین کرد و اعلام داشت که در غیر این صورت، مبلغ مذکور برای انحلال پلیس جنوب مصرف خواهد شد؛ اما دولت قوام‌السلطنه که قصد داشت افسران سوئدی را به جای افسران انگلیسی در این نیرو به کار گیرد، نتوانست با انگلستان به توافق برسد. سرانجام دولت انگلستان تصمیم گرفت که پلیس جنوب را در ٣ مرحله منحل کند. این مراحل از ماه ژوئیه تا دسامبر همان سال طول کشید(همان، نیز جنگ جهانی، همانجاها).
مآخذ: اسکرین، کلارمونت، جنگ جهانی در ایران، غلامحسین صالحیار، تهران، سازمان چاپ و انتشار اطلاعات؛ اسناد محرمانۀ وزرات خارجۀ بریتانیا دربارۀ قرارداد ١٩١٩م، ترجمۀ جواد شیخ‌الاسلامی، تهران، ١٣٦٥ش؛ ایران، تهران، ١٣٤٠ق، س٥، شم‌ ٩٨٠؛ ایران و جنگ جهانی اول(اسناد وزارت داخله)، به کوشش کاوه بیات، تهران، ١٣٦٩ش؛ ایرجی، ناصر، ایل قشقایی در جنگ جهانی اول، تهران، ١٣٨٠ش؛ جنگ جهانی در جنوب ایران، ترجمۀ کاوه بیات، بوشهر، ١٣٧٣ش؛ ذوقی، ایرج، تاریخ روابط سیاسی ایران و قدرتهای بزرگ(١٩٠٠-١٩٢٥م)، تهران، ١٣٦٨ش؛ راضی، منیره، پلیس جنوب ایران، تهران، ١٣٨١ش؛ رکن‌زادۀ آدمیت، محمدحسین، فارس و جنگ بین‌الملل، تهران، ١٣٥٧ش؛ سپهر، احمدعلی، ایران در جنگ بزرگ، تهران، ١٣٣٦ش؛ سفیری، فلوریدا، پلیس جنوب ایران، ترجمۀ منصوره اتحادیه و منصوره جعفری فشارکی، تهران، ١٣٦٣ش؛ فارس، شیراز، ١٣٣٦ق، شم‌ ٣٦؛ فراش‌بندی، علیمراد، تاریخچۀ حزب دمکرات فارس، تهران، ١٣٥٩ش؛ فن میکوش، د.، واسموس، ترجمۀ کیکاووس جهانداری، قم، ١٣٧٧ش؛ گرکه، اولریش، پیش به سوی شرق، ترجمۀ پرویز صدری، تهران، ١٣٧٧ش؛ مطهری‌زاده، موسیٰ، جنبش ضد استعماری جنوب و آزادی‌خواهان کازرون، تهران، ١٣٧٨ش؛ وین، آنتونی، ایران در بازی بزرگ، ترجمۀ عبدالرضا مهدوی، تهران، ١٣٨٣ش؛ نیز:
Moberly, F.J., Operations in Persia ١٩١٤-١٩١٩, London, ١٩٨٧.
رضا اذری شهرضایی