دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٣٤١
| بیجاپور جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٣٤١ |
بیجاپور، شهرستان و شهری به همین نام در
ایالت کرناتکه در جنوب هند. بعضی نام بیجاپور را برگرفته از «ویجایاپورا» به معنی
شهر پیروزی، و عدهای آن را مأخوذ از «ویدیاپور» به معنی شهر آگاهی و بینش، نام
مدرسهای قدیمی که در دورۀ چالوکیان بنا شده است و امروزه آثار آن در شهر بیجاپور
دیده میشود، دانستهاند(لاو، ٩١).
شهرستان بیجاپور با مساحت ٠٧٨‘١٧ کم ٢ و جمعیت ٠٠٠‘٨١٠‘٢ تن (١٣٦٩ق/١٩٩٠م) در شمال
ایالت کرناتکه واقع است(بریتانیکا، II/١٤؛ «اطلس هند١»، ٦٤, ١٥٤). وجود رودخانههای
پرآبی چون کریشنا، دُن و بهیما شرایط مناسبی را برای کشاورزی این شهرستان فراهم
آورده است. مهمترین محصولات کشاورزی آن کتان، بادام زمینی، نیشکر و گندم است(«اطلس
بریتانیکا٢»، ١٢٢؛ «فرهنگ سلطنتی...٣»، VIII/١٧٦؛ «اطلس هند»، ١٥٧, ١٥٨, ١٦٢).
صنایع نساجی و صنایع غذایی از عمدهترین صنایع شهرستان بیجاپور به شمار
میرود(انکارتا؛ «اطلس هند»، ١٧٠). شهر بیجاپور مرکز شهرستان بیجاپور با جمعیتی
حدود ٠٠٠‘٦٠٦‘٢ تن(١٣٨٣ش/٢٠٠٤م) در °١٦ و ´٥٠ عرض شمالی و °٧٥ و ´٤٢ طول شرقی واقع
است(«فرهنگ جهانی٤»؛ «اطلس بریتانیکا»، فهرست، ٢٠).
پیشینۀ تاریخی: تاریخ ناحیۀ بیجاپور به سدههای نخستین میلادی میرسد. بطلمیوس در
سدۀ ٢م از ٣ شهر به نامهای بادامی، اندی٥ و کالکری٦ در ناحیهای که امروزه بیجاپور
خوانده میشود، نام برده است. در سدۀ ٧م هیوئن تسیانگ، زائر چینی در سفرنامۀ خود از
شهر بادامی به عنوان مرکز پادشاهی چالوکیان یاد کرده است. تاریخ ناحیۀ بیجاپور از
زمان چیرگی چالوکیان بر بادامی تا استیلای مسلمانان بر این ناحیه به ٤ دوره تقسیم
میشود: ١. دورۀ تسلط چالوکیان براین ناحیه که تا حدود سال ٧٦٠م به طول انجامید. ٢.
دورۀ راشتوکوتها(٧٦٠-٩٧٣م). ٣. در این دوره که از ٩٧٣ تا ١١٩٠م ادامه داشت، ناحیۀ
بیجاپور میان چندین حکومت محلی دست به دست گشت. ٤. دورۀ استیلای یاداواها از ١١٩٠م
تا تسخیر این ناحیه به دست مسلمانان در ٦٩٣ق/١٢٩٤م («فرهنگ سلطنتی»، VIII/١٧٧-١٧٨؛
لاو، همانجا؛ نک: «نبرد...٧»، ٢١٥).
در ٦٩٣ق علاءالدین نوۀ جلالالدین خلجی پادشاه دهلی، بیجاپور را به تصرف درآورد و
در ٧٤٨ق/١٣٤٧م بیجاپور ضمیمۀ قلمرو بهمنیان دکن شد(«فرهنگ سلطنتی»، VIII/١٧٨؛
«تاریخ٨»). تا این زمان بیجاپور ناحیۀ مرزی دورافتاده و ناآرامی بود، اما پس از آن،
ثبات بیشتری یافت. قلمرو بهمنیان در دورۀ وزارت محمود گاوان، وزیر نامی این خاندان
به ٥ ناحیۀ اداری تقسیم شد که یکی از آنها بیجاپور بود(اسپیر، ١١٧). در همین دوره،
محمود گاوان یکی از غلامان گرجی خود به نام یوسف عادلخان را که پسرخواندۀ او نیز
بود، به حکومت بیجاپور منصوب کرد. وی که مدعی بود از فرزندان سلطان مراد دوم عثمانی
است، در ٨٩٤ق/١٤٨٩م از فرصت سود جست و در بیجاپور علم استقلال برافراشت و در ٨٩٥ یا
به روایتی ٨٩٦ق پادشاهی سلسلۀ عادلشاهیان به مرکزیت بیجاپور را بنیان نهاد(نک:
فرشته، ٢/٢-٥؛ هالیستر، ١٢٥-١٢٦؛ احمد، ٢٨).
بیشتر پادشاهان سلسلۀ عادل شاهی پیرو مذهب تشیع بودند. یوسف عادل شاه بنیانگذار
این سلسله با پیروی از دودمان صفوی در دادن صبغۀ شیعی به آیین و مراسم عبادی عمومی
در قلمرو خویش مبادرت ورزید. در زمان پادشاهی پسرش اسماعیل عادلشاه(حک
٩١٦-٩٤١ق/١٥١٠-١٥٣٤م) مذهب تشیع در نظام اداری جا افتاد و نام شاه صفوی در خطبههای
نماز جمعه ذکر میشد(همانجا؛ هالیستر، ١٢٦، ١٢٩). بیجاپور در زمان فرمانروایی عادل
شاهیان به اوج شکوفایی خود رسید(نک: ندوی، ١٤).
ریشههای غیرهندی و گرایشهای شیعی پادشاهان بیجاپور به ویژه یوسفعادلشاه سردودمان
این خاندان که تا دوران جوانی در ایران پرورش یافته بود(نک: فرشته، ٢/٢-٣)، به
خدمت گرفتن هنرمندان ایرانی را ترغیب میکرد؛ نفوذ فرهنگ ایرانی در دربار
عادلشاهیان به حدی بود که زبان فارسی به عنوان زبان دربار بهشمار
میرفت(«مقالهها...٩»، ١٩٧؛ ایرانیکا، IV/٢٥٤). پادشاهان بیجاپور همواره شاعران و
هنرمندان ایرانی را به دربار خود دعوت میکردند(کمات، «پادشاهی...١٠»). از جملۀ این
شاعران ظهوری ترشیزی و ملاملک قمی بودند که به بیجاپور مهاجرت کردند(نک: ایرانیکا،
همانجا).
در دورۀ فرمانروایی عادل شاهیان بناهای پرشکوهی در بیجاپور ساخته شد. بنابر برخی
گزارشها در سدۀ ١١ق/١٧م بیجاپور دارای بیش از ١٠٠هزار واحد مسکونی و ٦٠٠‘١ مسجد
بوده است(انکارتا؛ بریگز، ٢٥٣). مهمترین بناهای به جای مانده از این دوران
عبارتاند از بنای تاریخ گل گمبذ(گنبد) که گنبد آن یکی از بزرگترین گنبدهای جهان
به شمار میرود، درواقع مقبرۀ محمد عادلشاه(هفتمین فرمانروای عادلشاهیان) است که
احداث بنای آن را ١٠٦٦ق/١٦٥٦م دانستهاند(«فرهنگ سلطنتی»، VIII/١٨٨؛ «تماشا١١»،
گلگمبذ؛ براون، ٥٧١). از دیگر بناهای بیجاپور بنای ابراهیم روضه است که مزار
ابراهیم عادلشاه دوم و خانوادهاش در آنجاست. این بنا که شاید بزرگترین کار
معماری دوران عادلشاهی باشد، توسط معماری ایرانی برپا گردیده است(نک: «تماشا»،
ابراهیم روضه؛ «فرهنگ سلطنتی»، همانجا؛ EI٢, I/١٢٠٤)، بنای زیبا و پرشکوه مسجد
جامع، مسجد بخارا، مسجد ملکجهان، آثار محل، مهترمحل، گَگَن محل و ملک میدان از
دیگر بناهای به جای مانده از دورۀ عادل شاهیان در بیجاپور بهشمار میرود(نک:
«فرهنگ سلطنتی»، همانجا؛ «تماشا»؛ انکارتا؛ «مقالهها»، ١٩٧, ١٩٨؛ ندوی، ١٥).
علاوه برآثار اسلامی چندین معبد کهن هندی در بیجاپور وجود دارد که مشهورترین آنها
معبد پاپاناتها نام دارد(بریگز، ٢٣٦). کتابخانۀ سلطنتی بیجاپور که متعلق به اوج
گسترش فرهنگ اسلامی در این شهر است، امروزه مجموعهای ارزشمند از آثار خطی و چاپی
را در خود جای داده است(نک: سوامی، ١١٥ff.). مینیاتورهای باارزش به جای مانده در
این شهر بیانگر نفوذ هر چه بیشتر فرهنگ و هنر ایرانی در بیجاپور است(یزدانی،
٢١١ff.).
قلمرو پادشاهی بیجاپور در اوایل سدۀ ١١ق/اواخر سدۀ ١٦م مورد تهاجم اکبرشاه (حک
٩٦٣-١٠١٤ق/١٥٥٦-١٦٠٥م) از فرمانروایان مغول هند قرار گرفت. اما پادشاهی بیجاپور با
در پیش گرفتن راه مصالحه استقلال خود را حفظ کرد(روی، ١٦٢-١٦٥). در ١٠٤٠ق شاهجهان،
پنجمین پادشاه مغول(حک ١٠٣٧-١٠٦٨ق/١٦٢٨-١٦٥٨م) سپاهی را برای تصرف بیجاپور گسیل
داشت، اما نتیجهای نگرفت(عبدالرشید، ٢٠٧-٢٠٨)؛ سرانجام، اورنگ زیب در ١٠٩٦ق/١٦٨٥م
بیجاپور را به تصرف درآورد و اسکندر عادلشاه آخرین پادشاه عادلشاهیان، بیجاپور را
ترک کرد(هالیستر، ١٤٠؛ سرکار، ٢٨٦؛ «برتری١٢»، ٥؛ نیز نک: واتسن، ١٢٢).
اورنگ زیب، در اواخر سلطنت خود پسر کهترش کامبخش را به حکومت بیجاپور منصوب کرد و
پس از مرگ اورنگ زیب در ١١١٨ق/١٧٠٦م، کامبخش دربیجاپور اعلام استقلال کرد. در
١١٣٧ق/١٧٢٥م بیجاپور ضمیمۀ قلمرو نظام حیدرآباد شد، اما در ١١٧٤ق/١٧٦٠م در برابر ٦
میلیون روپیه به مراتههها واگذار شد. با برافتادن آخرین «پیشوا» در ١٨١٨م، بیجاپور
به تصرف نیروهای بریتانیا درآمد، و از سوی آنها به راجۀ ساتارا واگذار شد و تا
١٨٤٨م که بیجاپور رسماً ضمیمۀ متصرفات بریتانیا در هند شد، در دست او باقی بود(نک:
EI٢, I/١٢٠٢-١٢٠٣ «فرهنگ سلطنتی»، VIII/١٨٧).
مآخذ: احمد، عزیز، تاریخ تفکر اسلامی درهند، ترجمۀ نقی لطفی و محمد جعفر یاحقی،
تهران، ١٣٦٧ش؛ فرشته، محمدقاسم، تاریخ، کانپور، ١٢٩٠ق/١٨٧٤م؛ ندوی، معینالدین،
معجمالمکنة، حیدرآباد دکن، ١٣٥٣ق؛ هالیستر، ج. ن.، تشیع در هند، ترجمۀ آزرمیدخت
مشایخ فریدنی، تهران، ١٣٧٣ش؛ نیز:
Abdurrashid, »Shāh Jahān«, The Mughul Empire, ed. R. C. Majumdar, Bombay, ١٩٧٤;
An Atlas of India, New York, ١٩٩٠; Briggs, M. S., »Muslim Architecture in
India«, The Legacy of India, ed. G. T. Garratt, Oxford, ١٩٤٨; Britannica,
micropaedia, ١٩٧٨; Britannica Atlas, Chicago, ١٩٩٦; Brown, P., »Munumemts of the
Mughul Period«, The Cambridge History of India, vol. IV, ed. R. Burn, Cambridge,
١٩٣٧; EI٢, Encarta Reference Library, ٢٠٠٤; »History«, Bijapur.net,
www.bijapur.net/history,htm; The Imperial Gazetteer of India, New Delhi,١٩٨١;
Iranica; Kamat, J., »The Adilshahi Kingdom«, Kamat’s Potpourri, www.
Kamat.com/Kalranga/bijapur/adilshahis.htm;law, N. N., Muslim India, Varanasi,
١٩٨٥; The Maratha Supremacy, ed. R. C. Majumdar, Bombay, ١٩٧٧; Research
Articles, ed. V. A. Smith, Lahore, ١٩٢٧; Roy, S., »Akbar«, The Mughul Empire,
ed. R. C. Majumdar, Bombay, ١٩٧٤; Sarkar, J., »Aurang Zib ١٦٨١-١٧٠٧«, The
Cambridge History of India, vol. IV, ed. R. Burn, Cambridge, ١٩٣٧,»Sightseeing«,
Bijapur.net, www. Bijapur.net/sightseeing.htm; Spear, P., India, a Modern
History, Michigan, ١٩٦١; The Struggle for Empire, ed. R. C. Majumdar, Bombay,
١٩٦٤; Swami, K. S. K., »The Royal Library at Bijapur«, Islamic Culture, ١٩٣٤,
vol. VIII; Watson, F., A Concise History of India, London, ١٩٧٩; The World
Gazatteer, www.world-gazetteer.com/d/d_in_ka.htm; Yazdani, G., »Two Miniatures
from Bijapûr«, Islamic Culture, ١٩٣٥, vol. IX.
پرویز امین