دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٧٩
| پتنه جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٤٧٩ |
پَتْنه، شهر و ناحیهای تاریخی و مرکز ایالت
بهار(بیهار) در شمال شرقی هند.
پتنه در هند باستان با نامهای سنسکریت پاتلیپوترا١، کوسومپورا٢و پوشپاپورا٣ به
معنی شهر گلها خوانده میشده است(«بریتانیکا...٤»، IV/١٦٥؛ بهاتاچاریا، ٢٤٦). این
شهر در دورۀ حکمرانی گورکانیان به عظیمآباد نیز شهرت یافت(نک: کامورخان، ٢٣٦؛
«فرهنگ سلطنتی٥»، XX/٦٥-٦٦).
پتنه و توابع آن حدود ٢٠٢‘٣ کم ٢ وسعت دارد و شهر پتنه در °٢٥ و´٣٧ عرض شمالی و
°٨٥ و´١٣طول شرقی، در ارتفاع ٥٣ متری از سطح دریا، در محل تلاقی رود گنگ و رودخانۀ
سون٦ واقع شده، و حدود ١٩ کم در جنوب ساحل رود گنگ امتداد یافته است. میزان دمای
آن در تابستان حداکثر °٤٣+ و در زمستان حداقل به °٦+ میرسد(جانسن، ٤٢٢؛
«بریتانیکا»، همانجا؛ «راهنمای...٧»).
روایات افسانهای بنیاد این شهر را به شاهزاده پوتراکا نسبت میدهند؛ بنابراین
روایات او با چوبدستی جادویی خود شهر را پدید آورد و نام همسرش ملکه پاتَلی را
برآن نهاد(«فرهنگ سلطنتی»، XX/٦٦-٦٧؛ «راهنمای»). براساس منابع تاریخی، این شهر
توسط آجاتاشاتْرو امپراتور سلسلۀ مگدها٨ در سدۀ ٥قم بنیان نهاده شد و پس از او
پسرش اودَیا(اودایین یا اودایی بهادا) این شهر را به پایتختی برگزید. پاتلیپوترا
موقعیت خود را به عنوان پایتخت در دورۀ چاندارگوپتا مؤسس سلسلۀ موریا در ٣٢١قم نیز
حفظ کرد(«بریتانیکا»، «فرهنگ سلطنتی»، جانسن، همانجاها؛ راپسن، ٢٧٩؛ کولک، ١١). در
همین دوره بود که سلوکوس نیکاتور(حک ٣١٢-٢٨٠قم)سردودمان سلسلۀ سلوکیان، سفیر خود
مگاستنس٩ را به پاتلیپوترا فرستاد و او چند سال در این شهر اقامت گزید و حاصل
مشاهدات و اطلاعات باارزش خود را در کتاب مشهورش ایندیکا١٠ گردآورد(مارشال، ٥٦٠).
برپایۀ گزارشهای او، شهر در میان دیوار چوبی که در آن سوراخهایی برای تیراندازی
تعبیه کرده بودند، محصور بود. مگاستنس نظم و امنیت و قوانین سخت برای جلوگیری از
هرگونه ناراستی در داد و ستد، تجهیزات لشکری، رونق اقتصادی، رفاه مردم، آیین و
جشنها و زیبایی پاتلیپوتر را ستوده است و این همه، از آبادانی و رونق این شهر در
سدۀ ٣قم حکایت دارد(نک: ویلر، I/٦٧-٦٩؛ توماس، ٤٣٠؛ بوان، ٣٦٩-٣٧٠).
اَشوکا امپراتور مشهور سلسلۀ موریا در ٢٦٩قم در پاتلیپوترا تاجگذاری کرد(«فرهنگ
سلطنتی»، XX/٦٧ قس: داف، ١١). در این دوره معابد بودایی شهر بازسازی شد و
پاتلیپوترا شاهد برگذاری سومین انجمن بودایی در سال هفدهم پادشاهی اشوکا بود(همو،
١٢؛ تهاپار، I/٧٢-٧٣).
پس از درگذشت اشوکا(٢٣٨قم) از تاریخ پاتلیپوترا به مدت ٥ سده و نیم آگاهیهای
روشنی در دست نداریم. با تشکیل دومین امپراتوری گوپتا در ٣٢٠م، سامودرا گوپتا
جانشین و پسر چاندرا گوپتایی اول، پایتخت خود را از پاتلیپوترا به نواحی غربی هند
منتقل کرد؛ اما از اهمیت این شهر به مثابۀ یکی از کانونهای آیین بودایی کاسته نشد و
به عنوان یکی از دو پایگاه مهم آموزشهای بودایی به حیات فرهنگی و دینی خود ادامه
داد. گزارشهای فا ـ هین١١ راهب بودایی که در ٣٩٩م و هیوئن تسیانگ دیگر راهب بودایی
چینی که در ٦٣٧م از این شهر دیدار کردهاند، مؤید این نظر است(«فرهنگ سلطنتی»،
XX/٦٨؛ داف، ٢٩؛ مجومدار، «مذهب...١٢»، ٣٨١، «مبادله...١٣»، ٦١٣؛ بهاتاچاریا،
همانجا؛ دیکشیتار، ٩٦١).
در سدۀ ٧م پاتلیپوترا اهمیت خود را از دست داد و به تدریج رو به ویرانی نهاد، تا
اینکه در حدود ٩ سده بعد، شیرشاه سوری حکمران افغانی در ٩٤٨ق/١٥٤١م شهر را آباد
ساخت و با نام پتنه پایتخت بهار قرار داد. از این زمان شهر دوباره روبه رشد نهاد و
دژ عظیم پتنه، مسجد باشکوه آن و بندرگاهی که شیرشاه در پتنه ساخت، یادگار این دوران
پرشکوه است(جانسن، نیز«بریتانیکا»، همانجاها؛ «مسجد...١٤»، ١).
پتنه در دورۀ حکمرانی اکبرشاه گورکانی(٩٦٣-١٠١٤ق/١٥٥٦-١٦٠٥م) پس از نافرمانی داوود
پسرکوچک سلیمان کررانی(د٩٨٠ق/١٥٧٢م)حکمران بنگال و بهار، در ٩٨٢ق فتح شد و غنایم
فراوانی به دست فاتحان افتاد. اهمیت فتح پتنه بدان حد بود که آن را درحقیقت فتح
بنگال دانستهاند(ابوالفضل، ٣/٩٦، ٩٨، ١٠٠-١٠١؛ بدائونی، ٢/١٨٢؛ احمد، ٢/٢٨٣-٢٨٤،
٢٩٣، ٢٩٥).
شاهجهان(حک ١٠٣٧-١٠٦٨ق/١٦٢٨-١٦٥٨م)دو بار به همراه ملکه ممتازمحل ازپتنه دیدار
کرد («پتنه...١٥»). اورنگ زیب (حک ١٠٦٨-١١١٨ق/١٦٥٨-١٧٠٦م)در آغاز پادشاهی خود صوبۀ
پتنه و بنگال را به برادرش شجاع داد(بختاورخان، ١/٩٢). پس از آنکه اورنگ زیب
نوادهاش، عظیمالشأن بهادر را به حکمرانی پتنه منصوب کرد، شهر نزد مسلمانان به
عظیمآباد شهرت یافت(«فرهنگ سلطنتی»، همانجا). بهادرشاه اول(حک
١١١٨-١١٢٤ق/١٧٠٦-١٧١٢م)نیز پس از جلوس، پسر خود عظیمالشأن بهادر را به عنوان
حکمران صوبههای بنگال و پتنه تعیین کرد(کامورخان، ١٦). در دورۀ عظیمالشأن پتنه
همچنان برتری سیاسی و بازرگانی خود را حفظ کرد(اشر، I(٤)/٣٢٦-٣٢٧).
پس از درگذشت بهادرشاه اول، فرخسیر، پسر عظیمالشأن نخست خطبه به نام پدر خواند و
سکه به نام او ضرب کرد(خافیخان، ٢/٧١٠)، اما پس از کشته شدن عظیمالشأن و به قدرت
رسیدن جهاندارشاه در لاهور(١١٢٤ق/١٧١٢م)، فرخ سیر نیز در همین سال به پتنه رفت و در
آنجا تاجگذاری کرد(کامورخان، ١٦٣؛ خافیخان، ٢/٧١١؛ مجومدار، «جانشینی...١٦»،
٧-٨). در این دوره تمامی صوبهداران پتنه از سوی فرخسیر منصوب میشدند(کامورخان،
٢٣٦).
از ١٠٢٩ق/١٦٢٠م پتنه نزد بازرگانان اروپایی اهمیت بسزایی یافت، تا جایی که در
١٠٤٢ق/١٦٣٢م یکی از بزرگترین مراکز مبادلۀ کالاهای تجاری در شرق به شمار میرفت و
انگلیسیها کارخانههایی را در آنجا تأسیس کردند. با تشکیل کمپانی هند شرقی و گسترش
فعالیتهای تجاری و سیاسی انگلیسیها، شعبههایی از دفاتر آنان در پتنه تأسیس شد(EI٢,
VIII/٢٨٦؛ ویلر، I/٣٠٨؛ «پتنه»).
در مبارزات و شورشهای هندیان که با اتحاد نوابان بنگال و اوده به رهبری شاهعالم
دوم(حک ١١٧٢-١٢٢١ق/١٧٥٩-١٨٠٦م) برضد نیروهای انگلیسی شکل گرفته بود، پتنه از
موقعیتی خاص برخوردار بود. شاه عالم در ١١٧٢ق وارد پتنه شد و در کشاکش میان نیروهای
متخاصم حدود دوهزار تن از نیروهای انگلیسی کشته شدند(هیگ، ١٥٥-١٥٦؛
مجومدار،«تاریخ...١٧»، ٦٧٠). اما پس از شکست نیروهای هندی، پتنه بار دیگر در
١١٧٧ق/١٧٦٣م به تصرف نیروهای انگلیسی درآمد و شهر توسط سربازان غارت شد. شاهعالم
نیز با حمایت انگلیسیها در محل دفتر کمپانی هند شرقی در پتنه، دوباره بر تخت نشست و
پتنه در ١١٧٩ق به انگلیسیها واگذار شد(ویلر، I/٣٤٢, ٣٤٩-٣٥٣, ٣٥٠؛ رضوی، ١٢-١٤؛
«بریتانیکا»، همانجا).
پتنه از دیرباز از لحاظ بازرگانی و اقتصادی اهمیت خاصی داشت و از راه خشکی و آبی با
سرزمینهای دیگر در ارتباط بود. این شهر به چَمپا که دروازۀ تجاری گنگ بهشمار
میرفت، متصل بود و کشتیهای بازرگانی از آنجا به سیلان و نقاط دیگر
میرفتند(«میراث...١٨»، ١٨؛ تهاپار، I/١٠٦). انگلیسیها از پتنه بیشتر نیترات
پتاسیم(شوره)، تریاک، ابریشم خام و کتان صادر میکردند و کالاهای تجارتی دیگر نیز
از این شهر به بنگال، دهلی لاهور و از آنجا به آسیای میانه صادر میشد(ویلر،
همانجا). پتنه اکنون دارای کارخانههای بزرگ نساجی، تولید ابریشم، چرم، تنباکو،
مواد شیمیایی و داروسازی است(جانسن، ٤٢٢؛ «اطلس...١٩»، ٣٨)، و به عنوان یک مرکز
ارتباطی از طریق جاده به کلکته و دهلی و از طریق پل مهاتماگاندی به شمال بهار متصل
است. این شهر از طریق خط هوایی بانپال، کلکته، دهلی و شهرهای دیگر ارتباط دارد. ٧٩٪
اراضی پتنه زیرکشت قرار دارد و ٥٤٪ آن زمینها به وسیلۀ کانالها، چاهها و پمپها
آبیاری میشود. برنج، گندم، ذرت، حبوبات، نیشکر، سبزیجات و انبه از محصولات کشاورزی
آن است. ماهیگیر نیز از جایگاه ویژه برخوردار است(جانسن، همانجا).
پتنه به سبب اهمیت تاریخی و مذهبی خود(نک : مکندر، ١٣)، دارای بناهای بسیار است.
مسجد میرزا معصوم که به مثابۀ مسجد جامع شهر بود و مسجد پَتهارکی که به مسجد
سیفخان یا چِمیگات مسجد نیز شهرت دارد و توسط نظر خویشگی٢٠ در دورۀ حکمرانی
شاهزاده پرویز پسر جهانگیر(حک ١٠١٤-١٠٣٧ق/١٦٠٥-١٦٢٨م)ساخته شده بود، از مساجد
مشهور پتنه است. از دورۀ شاهجهان(حک ١٠٣٧-١٠٦٨ق/١٦٢٨-١٦٥٨م) نیز آثاری در پتنه
برجای مانده که بهترین نمونۀ آن مسجد حاجی تاتار است(اشر، I(٤)/١٥٩, ٢٣٨-٢٣٩). از
بناهای دورۀ انگلیسیها در پتنه میتوان از باولیهال٢١ که اقامتگاه نواب لطفعلیخان
در سدۀ ١٣ق/١٩م بود، یاد کرد. این بنا از سبک معماری انگلیسی تأثیر پذیرفته است،
اما در مسجد آن اثری از معماری اروپایی مشاهده نمیشود(همو، I(٤)/٣٢٧-٣٢٨). ساختمان
دانشگاه(ساخت: ١٢٩٦ش/١٩١٧م) و موزۀ پتنه و بهویژه کتابخانۀ خدابخش واقع در
بانکیپور در بخش غربی شهر قدیمی که حاوی گنجینههای غنی از نسخ خطی فارسی، کتابهای
نایاب و نقاشیهای نفیس است و ساختمان مدرن کالج پزشکی و مهندسی از دیگر مراکز مهم
علمی و فرهنگی پتنه است(«بریتانیکا»، همانجا؛ «پتنه»).
پتنه در نیمۀ اول سدۀ ١١ق/١٧م نیز از مراکز مهم علم و دانش بود و بزرگان بسیاری
تحصیلات و زندگی خود را در این شهر سپری کردند که از آن جمله میتوان از میرزا
محمدصادق مؤلف تاریخ عمومی صبح صادق(تألیف: ١٠٤٨ق/١٦٣٨م)نام برد(آفتاب اصغر، ٣٢٤).
از دیگر محققان برجستۀ پتنه در زمینۀ زبان فارسی میتوان از عطاءالرحمان عطاکاکوری
و سیدحسن یاد کرد(ایرانیکا، IV/٢٥٣).
جمعیت این شهر در ١٣٨٣ش/٢٠٠٥م حدود ٠٠٠‘٦٠٠‘١ تن برآورد شده است(«فرهنگ جهانی٢٢»)و
مردم آن به زبانهای هندی، اردو و بهاری گفتوگو میکنند(جانسن، همانجا).
مآخذ: آفتاب اصغر، تاریخنویسی فارسی در هند و پاکستان، لاهور، ١٩٨٦م؛ ابوالفضل
علامی، اکبرنامه، به کوشش احمدعلی و عبدالرحیم، کلکته، ١٨٨٦م؛ احمد، نظامالدین،
طبقات اکبری، کلکته، ١٩٣٥م؛ بختاورخان، محمد، مرآةالعالم؛ تاریخ اورنگ زیب، به کوشش
ساجده س. علوی، لاهور، ١٩٧٩م؛ بدائونی، عبدالقادر، منتخب التواریخ، به کوشش ویلیام
ناسولیس و احمدعلی، کلکته، ١٨٦٥م؛ خافیخان نظامالملکی، محمدهاشم، منتخباللباب،
به کوشش کبیرالدین احمد، کلکته، ١٨٧٤م؛ کامورخان، محمدهادی، تذکرةالسلاطین چغتا، به
کوشش مظفر عالم، علیگره، ١٩٨٠م؛ نیز:
Asher, C. B., The New Cambridge History of India, Cambridge, ١٩٩٢; An Atlas of
India, Oxford/New York, ١٩٩٠; Bevan, E. R., »India in Early Greek and Latin
Literature«, The Cambridge History of India, vol. I, ed. E. J. Rapson, Delhi,
١٩٦٢; Bhattacharyya, N. N., The Geographical Dictionary, New Delhi, ١٩٩١; »City
Guide«, Indiainfo.com cityguides. Indiainfo.com/patna/index. Html; Dikshitar, V.
R. R., »Social Life and Economic Condition«, A Comprehensive History of India,
ed. R. C. Majumdar, New Delhi, ١٩٨٢, vol. III(٢); Duff, C. M., The Chronology of
India History, Delhi, ١٩٧٢; EI٢; Haig, W., »The Armies of the East India
Company«, The Cambridge History of India, Vol. VI, ed. H. H. Dodwell, New Delhi,
١٩٨٧; The Imperial Gazetteer of India, New Delhi, ١٩٧٢; Iranica; Johnson, B. L.
C., Geographial Dictionary of India, New Delhi, ٢٠٠٢; Kulke. H. and D.
Rothermund, A History of India, London/New York, ١٩٩٨; The Legacy of India, ed.
G. T. Garratt, Oxford, ١٩٣٨; Mackinder, H. J., »The Sub-Continent of India«, The
Cambridge History of India, vol. I, ed. E. J. Rapson, Delhi, ١٩٦٢; Majumdar, R.
C., »Intercourse with the Outside World«, The Classical Age, Bombay, ١٩٧٠, vol.
III; id, »Political History and Expansion of Dominions«, A Comprehensive History
of india, ed. A. C. Banerjee and D. K. Ghose, New Delhi, ١٩٧٨, vol. IX; id,
»Religion and Philosophy«, The Classical Age, Bombay, ١٩٧٠, vol. III; id,
»Succession of Governors-General«, A Comprehensive History of India, ed. A. C.
Banerjee and D. K. Ghose, New Delhi, ١٩٧٨, vol. IX; Marshall, J. H., »The
Monuments of Ancient India«, The Cambridge History of India, vol. I, ed. E. J.
Rapson, Delhi, ١٩٦٢; »Patna«, Patna on, www.patna on.net/intro٢. htm; Rapson, E.
J., »The Purānas«, The Cambridge History of India, ed. E. J. Rapson, Delhi,
١٩٦٢, vol. I; Rizvi, A. A., Shāh’Abd al-’Aziz, Canberra, ١٩٨٢; »Sher Shan Suri
Masjid«, Indiamart, trrvel. Indiamart.com/bihar/
mosques/sher-shah-suri-masjid.html; Students’ Britannica India, /new Delhi,
٢٠٠٠; Thapar, R., A History of India, Baltimore, ١٩٧٥; Thomas, F. W., »Political
and Social Organisation of the Maurya Empire«, The Cambridge History of India,
vol. I, ed. E. J. Rapson, Delhi, ١٩٦٢; Wheeler, J. T., Encyclopaedia History of
India, New Delhi, ٢٠٠١; The World Gazetteer, www.world-gazetteer.com.
هدیٰ سیدحسینزاده
١. Pataliputra ٢. Kusumpura ٣. Pushpapura ٤. Students… ٥. The Imperial… ٦. Son
٧. »City Guide« ٨. Magadha ٩. Megasthenes ١٠. Indika= Indica. ١١. Fa-hien ١٢.
»Religion…« ١٣. »Intercourse…« ١٤. »Sher… « ١٥. »Patna…« ١٦. »Succession…« ١٧.
»Political…« ١٨. The Legacy… ١٩. The Atlas… ٢٠. Nazar Khwishgi ٢١. Bawli Hall
٢٢. The World…