دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٦٥

پامپلونا
جلد: ١٣
     
شماره مقاله:٥٤٦٥

پامْپْلونا١ (عربی: بَنْبَونه)، مرکز استان ناوارا در شمال اسپانیا. این شهر با ٣٠٠‘١٨٩ تن جمعیت(١٣٨٣ش/٢٠٠٤م) در °٤٢ و´٤٩ عرض شمالی و °١ و´٣٨ طول غربی در ساحل غربی رودخانۀ آرگا ـ یکی از شاخه‌های رود اِبرو ـ در دامنۀ غربی کوههای پیرنه و حدود ٣٥٠ کیلومتری مادرید واقع است و امروزه نیز همچون دورۀ اسلامی مرکز ایالت ناوارا(در منابع اسلامی: نَبرّه) به شمار می‌آید(ابن‌سعید، ١٨٠؛ عنان، الآثار...، ٣٠٧؛ سامرایی، ٤٣؛ «اطلس...٢»، ١٣٢، فهرست، ٣٥؛ «فرهنگ...٣»). احتمالاً نام این شهر برگرفته از نام پُمپیوس سردار معروف رومی است که در ٧٥ق‌م این نواحی ار گشود و این شهر را بنیان نهاد(انکارتا٤).
از میان جغرافی‌نویسان مسلمان، ابن‌عبدالمنعم وصفی کوتاه از این شهر به دست داده است. او پامبلونا را از شهرهای اندلس برشمرده که در میان کوههای بلند پیرنه با گردنه‌های سخت‌گذر قرار داشته است و ساکنان آن مردمانی تنگدست از باسکها بودند که به زبان خاص و غیرقابل فهم برای دیگران، گفت‌وگو می‌کرده‌اند(ص١٠٤).
قلمرو قبایل باسک از غرب به سرزمین اَلبه٥ و قلاع (دو ولایت قشتالة٦ کهن)، از شرق به سرزمین کوهستانی گاسکونها٧ (در روایات اسلامی: غَسقونیون یا جاشقیون) و سرزمین مردم سرتانیا یا سردانیه٨ محدود می‌شده است(EI٢, I/١٠١١؛ عنان، دولة...، ١(١)/٢١٦، ٢٦٦).
ادریسی در سدۀ ٦ق، پامپلونا را از شهرهای بلاد جلیقیه٩ در اقلیم پنجم دانسته است(٢/٧٢٥). به گفتۀ وی جاده‌ای بین پامپلونا و شهر لیون در غرب آن کشیده شده بود. گذرگاه بیونه نیز راه ارتباطی با شهر بینونه(بایون١٠) در شمال جبال البرت(پیرنه)بود(٢/٧٣٢). این گذرگاه به باب شیزرو١١ یا باب الشزری نیز معروف بود که اکنون به نام رنسوو١٢(رنسوال) در ٢٠کیلومتری شمال شرقی پامپلونا واقع است(عنان، همان، ١(١)/١٧٦-١٧٧).
پامپلونا از زمان استرابن شهر عمدۀ باسکها به شمار می‌آمد. باسکها از زمان گُتها همواره سعی داشتند استقلال خود را حفظ کنند و به همین سبب، غالباً سر به شورش بر می‌داشتند و در مناطق مرتفع و کوهها بلند خود پناه می‌گرفتند و در برابر فرنگان، مملکت مسیحی جلیقیه، و یا دولت اسلامی قرطبه می‌ایستادند(همان، ١(١)/١٧٣). هرچند برخی روایات حاکی از آن است که موسی بن نُصَیر طی فتوح خود در اندلس، سرزمین باسک را گشود و تا آن سوی کوههای پیرنه نیز رفت(نک‌: ابن عذاری، ٢/١٨؛ مونس، فجر...، ١٠٢-١٠٣، ٢٤٢)، اما ظاهراً پامپلونا جزو شهرهایی از اندلس بود که همچنان فتح ناشده باقی مانده بود(نک‌: ابن‌عذاری، ٢/١٤).
براساس برخی قراین، از جمله اینکه بعضی از تابعان، مانند حنش صنعانی(د١٠٠ق)شاهد پیمان پامپلونا بوده‌اند(نک‌: اخبار...، ٢٨؛ ابن فرضی، ١/٢٣١، ٢/٥٢٦)، تاریخ فتح این شهر به پیش از ١٠٠ق/٧١٨م و دورۀ حکومت عبدالعزیزبن‌موسیٰ(٩٥-٩٧ق/٧١٤-٧١٦م) می‌رسد(نیز نک‌: مونس، همان، ١١١؛ سالم، ١١٢) وهنگامی که عبدالرحمان غافقی در اوایل سال ١١٤ق/٧٣٢م به قصد حمله به غالیس١٣ در جنوب فرانسه، به شمال اندلس لشکر کشید، ولایت ناوارا را پشت سر نهاد و از طریق پامپلونا از کوههای پیرنه گذشت(عنان، همان، ١(١)/٨٩-٩٠). اما به نوشتۀ برخی دیگر از منابع(اخبار، ٣٤؛ ابن‌عذاری، ٢/٢٩) عقبةبن‌حجاج، والی اندلس(١١٦-١٢٢ق/٧٣٤-٧٤٠م) چند سال پس از به دست گرفتن حکومت به نواحی شمالی اندلس لشکر کشید و پامپلونا را فتح کرد و مسلمانان را در آنجا اسکان داد. این اختلاف را شاید بتوان چنین توجیه کرد که از هنگام فتح اندلس، سرزمین ناوارا در برابر مسلمانان به سختی ایستادگی می‌کرد و والیان اندلس برای چیرگی بر آن به ناچار پیاپی بدانجا حمله می‌بردند(عنان، الآثار، ٣٠٧؛ سامرایی، ٩٩).
چندی پس از مقاومت و شورش مردم جلیقیه به رهبری پُلای، پامپلونا نیز در ١٣٨ق/٧٥٥م بر ضد مسلمانان شورید و لشکر یوسف‌بن‌عبدالرحمان فِهری(حک‌ ١٣٠-١٣٨ق) نتوانست کاری از پیش ببرد(اخبار، ٣٤، ٦١-٦٢، ٧٢-٧٤؛ مونس، همان، ٣٣٠؛ سامرایی، ١٠٠). در ١٦٠ق/٧٧٧م هنگامی که سلیمان‌بن‌یقظان‌کلبی(ابن اعرابی)والی بارسِلون(برشلونه)و متحد او، حسین‌بن‌یحییٰ انصاری والی ساراگوسا(سرقسطه)شارلمانی، پادشاه فرانسه را برضد امیر اندلس، عبدالرحمان اموی به یاری خواندند، شارلمانی نیز با انگیزه‌های دینی و سیاسی از این دعوت استقبال کرد و در آغاز بهار ١٦١ق/٧٧٨م سر راه خود به ساراگوسا، پامپلونا را که در این هنگام دژی مسیحی بود، پس از محاصره به استیلا درآورد؛ اما از این لشکرکشی طرفی نبست و هنگام بازگشت، چون با مقاومت مردم پامپلونا و هم‌پیمانان مسلمانشان روبه‌رو شد، دژها و باروهای آن را ویران ساخت(عنان، دولة، ١(١)/١٦٨-١٧٦؛ کالینز، ١٨٠).
هنگامی که مملکت مسیحی جلیقیه سرگرم کشمکشهای داخلی بود، ناوارا بارها هدف تهاجمات تابستانی(صَوائف)مسلمانان واقع گردید. عبدالرحمان الداخل اموی ضمن لشکرکشی خود به شمال اندلس، در ١٦٥ق/٧٨٢م برای سرکوب مردم باسک به پامپلونا حمله برد و دژهای آن را ویران کرد(اخبار، ١٠٤؛ عنان، همان، ١(١)/١٨٧).
در حدود سال ١٨٣ق/٧٩٩م فردی از بزرگان ناوارا به نام ازوار١٤ خود را فرمانروا خواند و دعوی استقلال کرد(همان، ١(١)/٣٦٢). چندی بعد، در حدود سال ٢٠٩ق/٨٢٤م باسکها دوک‌نشینی مستقل تأسیس کردند و پامپلونا پایتخت آن شد. در همین سال آنان به یاری همسایگان مسلمان خود(ظاهراً بنوقَسی و حاکمان تُطلیه١٥)لشکر فرانسویان را در نزدیکی پامپلونا درهم شکستند(همان، ١(١)/٢٥٦؛ قس: EI٢, I/١٠١٢) و در اوایل سدۀ ٣ق/٩م به استقلال دست یافتند(کالینز، ١٥٣).
پس از ازوار، برادرش، سانچو در ٢٢١ق/٨٣٦م به حکومت رسید؛ سپس در زمانی که دانسته نیست، اینییگو آریستا١٦ (قس: ابن‌حزم، ٥٠٢: وَنقةبن‌شانجه ملک البشاکسة)قدرت را به دست گرفت. فرمانروایان پامپلونا با امارت اسلامی مجاور، یعنی بنوقسی، حاکمان ثغراعلیٰ که خود اصلاً نصرانی یا گوتی بودند، پیوندهای دوستی و خویشاوندی برقرار کردند. اینییگوآریستا با بیوۀ موسی‌بن‌فُرتون‌بن‌قسی ازدواج کرد. از این پس پادشاهی ناوارا در خاندان او دوام یافت. گارسیا اینییگِس١٧ (غرسیةبن‌ونقه)، پسر و جانشین او رشتۀ دوستی و خویشاوندی را با موسی‌بن‌موسی‌بن‌قسی ـ که سر از فرمان دولت قرطبه پیچیده بود ـ استوار ساخت و موسیٰ دختر گارسیا را به زنی گرفت. آنان در نواحی ثغر خساراتی بر لشکریان قرطبه وارد کردند. از این‌رو، عبدالرحمان بن‌حکم اموی در سالهای ٢٢٧ و ٢٢٨ق/٨٤٢ و ٨٤٣م به ناوارا لشکر کشید و پامپلونا را ویران ساخت. در نبرد اخیر(٢٢٨ق)فرتون‌بن‌ونقه کشته شد و موسیٰ امان یافت(ابن‌دلایی، ٢٩-٣٠؛ ابن‌حیان، چ مکی، ١٠٢-١٠٣، چ لوی پرووانسال، ٢٩٨-٣٠٢؛ مکی، ٤٢٠-٤٢١؛ ابن‌عذاری، ٢/٨٨-٨٩؛ عنان، همان، ١(١)/٢٥٩-٢٦١).
در ٢٢٩ق/٨٤٤م عبدالرحمان‌بن‌حکم لشکری به سرداری پسرش، محمد به پامپلونا گسیل داشت. در این جنگ شمار بسیاری از دشمن به هلاکت رسیدند و گارسیا نیز کشته شد(ابن‌اثیر، ٧/٨؛ مقری، ١/٣٤٥؛ سامرایی، ١٦١). جانشین وی، اینییگواینییگس (ونقة‌بن ونقه)ملزم گردید سالانه ٧٠٠دینار به حاکمان ثغر بپردازد(مکی، همانجا؛ سامرایی، ١٦٠-١٦١). اینییگوی دوم با موسی‌بن‌موسیٰ ـ که هم دایی او بود و هم خویشاوندیهای سببی دیگر با وی داشت ـ مناسباتی نزدیک و صمیمانه برقرار کرد(EI٢، همانجا). پامپلونا در سالهای ٢٣٠ و ٢٣٢ق همچنان در معرض حملات مسلمانان بود و موسیٰ ناگزیر به فرمانبرداری شد(ابن‌حیان، چ مکی، ١، چ‌لوی پرووانسال، ٣٠٢؛ عنان، همان، ١(١)/٢٦٤). اینییگواینییگس در ٢٣٧ق/٨٥١م درگذشت و فرمانروایی به پسرش گارسیا رسید(ابن‌حیان، چ‌مکی، ١٦). وی اوریه١٨، دختر موسیٰ را به نکاح درآورد و دست کم تا ٢٥٦ق/٨٧٠م بر پامپلونا حکومت کرد(مکی، ٤٢١، ٤٢٢؛ سامرایی، ١٦٢؛ عنان، همان، ١(١)/٣٠٠، ٣٥٧).
در ٢٤٥ق/٨٥٩م نُرمانها(روایات اسلامی: اردمانیین یا مجوس) ضمن حملات خود به سواحی و شهرهای داخلی اندلس، از طریق رود ابرو به ناوارا رسیدند و پامپلونا را تصرف کردند و گارسیا را به اسارت گرفتند و جز در برابر سَربهایی سنگین او را آزاد نکردند(ابن‌حیان، چ‌مکی، ٣٠٩، ٣١٣؛ ابن‌اثیر، ٧/٩٠؛ ابن‌دلایی، ١١٨-١١٩؛ عنان، دولة، ١(١)/٢٩٦-٢٩٧). گارسیا پس از آزادی، با متحد پیشین خود ـ اردونیو١٩(اردون) پادشاه لیون(نک‌: مونس، موسوعة...، ١/٢٢٦)ـ تجدید عهد کرد و قلمرو مسلمانان را غارت نمود. ازاین‌رو، امیرمحمدبن‌عبدالرحمان در ٢٤٦ق/٨٦٠م بار دیگر به پامپلونا لشکر کشید و باروهای شهر و اطراف آن را تخریب کرد(ابن‌حیان، چ‌مکی، ٣١٠؛ ابن‌عذاری، ٢/٩٩-١٠٠؛ عنان، همان ١(١)/٢٩٧-٢٩٨؛ قس: مقری، ١/٣٥١: در ٢٤٧ق). امیرمحمد در این نبرد فرتون، پسر گارسیا ملقب به اَنقر را به اسارت گرفت. وی پس از ٢٠ سال حبس در قرطبه، در ٢٦٦ق/٨٨٠م به پامپلونا بازگشت و ظاهراً تا ٢٩٣ق/٩٠٦م حکومت کرد(ابن‌اثیر، ٧/٩٤؛ سامرایی، همانجا). در سالهای بعد نیز حملات به پامپلونا ادامه یافت(نک‌: ابن‌دلایی، ٣٥؛ ابن‌حیان، چ‌مکی، ٣٤١، ٣٨٥؛ مونس، همان، ١/٢٣١؛ عنان، همان، ١(١)/٣٤٢). از ٢٩٣تا٣١٤ق/٩٠٦تا٩٢٦م سانچوگارسیای اول، پسر فرتون انقر به حکومت رسید و نخستین کس از سلسلۀ ناوارا بود که عنوان پادشاهی گرفت(سامرایی، ١٦٢).
امیرعبدالرحمان الناصر اموی پس از به دست گرفتن زمام حکومت(٣٠٠-٣٥٠ق/٩١٣-٩٦١م)، در ٣٠٨ق/٩٢٠م آهنگ پامپلونا کرد(ابن‌دلایی، ٤٢؛ مقری، ١/٣٦٣). وی در ٣١٢ق/٩٢٤م نیز در نبردی که پیکار پامپلونا نام گرفت. به سوی شمال لشکر کشید و سانچو گارسیا را در چندین مصاف هزیمت داد و این شهر را تصرف کرد. مردم گریختند و عبدالرحمان شهر را تخریب کرد و کاخها و کلیساها را به آتش کشید و با درهم شکستن نیروهای ناوارا هرگونه مقاومتی را سرکوب کرد(نک‌: ابن‌حیان، چ‌چالمتا، ٥/١٨٩-١٩٥؛ مقری، همانجا؛ عنان، همان، ١(٢)/٣٩٩-٤٠٠، ٥٩٩؛ دوزی، ٤٢٢).
پس از سانچو گارسیای اول، پسر خردسالش گارسیا سانچوی اول تحت کفالت مادرش، ملکه تودا٢٠(طوطه) و عمّش، خیمنو گارسیا٢١(اشمینه‌بن‌غرسیه) بر تخت نشست و از ٣١٤تا٣٥٩ق/٢٩٦تا٩٧٠م حکومت کرد(ابن‌عبدالمنعم، ١٠٤؛ سامرایی، ١٦٢-١٦٣). در ٣١٥ق/٩٢٧م هاشم‌بن‌محمد‌تُجیبی، سردار الناصر نیروهای خیمنو را درهم کوفت(ابن‌دلایی، ٤٠). الناصر خود در ٣٢٢ق/٩٣٤م رهسپار ناوارا شد و ضمن قبول پیشنهاد صلح و دوستی ملکه تودا، پسرش گارسیا را از طرف خود به پادشاهی پامپلونا و دیگر شهرهای باسک(بلاد بشکنش)ابقا کرد(عنان، همان، ١(٢)/٤٠١-٤٠٢).
در زمان حکومتهای دو حاجب عامری، یعنی منصور و مظفر، مسلمانان کوشیدند پامپلونا را تصرف کنند(EI٢, I/١٠١٢). محمدبن‌ابی‌عامرالمنصور در ٣٧٩ق/٩٨٩م در برابر تهاجمات لشکریان ناوارا به اراضی مرزی، بدان سو لشکر کشید و در پیکاری که به «غزاةالبیاض» معروف گشت، آنان را تا پامپلونا عقب راند(عنان، همان، ١(٢)/٥٤٧-٥٤٨).
هرچند چیرگی مسلمانان بر پامپلونا مدت مدیدی طول نکشید و آثار چندانی از دورۀ اسلامی در آن برجای نمانده است، اما این ناحیه به سبب همسایگی و گاه هم‌پیمانی و خویشاوندی با امرای ولایات شمالی اندلس مانند بنوقسی و تُجیبیان تا حدی تحت‌تأثیر فرهنگ اسلامی قرار گرفته است. در کلیسای بزرگ پامپلونا(تأسیس: ١٣٩٧م)اثری اسلامی نگهداری می‌شود که دارای اهمیت هنری ویژه‌ای است. این اثر صندوقچه‌ای است چوبی، زیبا و عاج‌نشان که با تصاویر اشخاص تزیین شده است و نوشته‌ای به خط کوفی دارد. این صندوقچه در ٣٩٥ق/١٠٠٥م به دستور حاجب سیف‌الدوله عبدالملک بن منصورعامری ساخته شد، و گفته می‌شود پادشاه ناوارا در جنگ با مسلمانان آن را غنیمت گرفته است. همچنین در آنجا تکه پارچه‌ای کوچک با نوشته‌ای ناخوانا به عربی است که ظاهراً بافتۀ مدجّنان(ساکنان مسلمان اندلس)است. در بایگانی شهرداری پامپلونا نیز سند عربی یگانه‌ای به تاریخ ٨٠١ق/١٣٩٨م موجود است که متضمن نکاتی دربارۀ زندگی مدجنان آراگون است(همو، الآثار، ٣٠٨-٣٠٩).
مآخذ: ابن‌اثیر، الکسامل؛ ابن‌حزم، علی، جمهرة انساب العرب، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ابن‌حیان، حیان، المقتبس، به کوشش جالمتا و دیگران، مادرید، ١٩٧٩م؛ همو، همان، به کوشش محمودعلی مکی، بیروت، ١٩٧٣م؛ همو، «المقتبس»، «متون انتشار نیافتۀ مقتبس...» (نک‌: مل‌ ، لوی پرووانسال)؛ ابن‌دلایی، احمد، ترصیع الخبار، به کوشش عبدالعزیز اهوانی، مادرید، ١٩٦٥م؛ ابن سعید مغربی، علی، الجغرافیا، به کوشش اسماعیل عربی، بیروت، ١٩٧٠م؛ ابن‌عبدالمنعم حمیری، محمد، الروض المعطار، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٧٥م؛ ابن‌عذاری، احمد، البیان المغرب، به کوشش دوزی، لیدن، ١٨٤٩م؛ ابن‌فرضی، عبدالله، تاریخ علماءالاندلس، به کوشش ابراهیم ابیاری، قاهره/بیروت، ١٤١٠ق/١٩٨٩م؛ اخبار مجموعة، به کوشش ابراهیم ابیاری، قاهره/بیروت، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛ ادریسی، محمد، نزهةالمشتاق، پورت سعید، مکتبةالثقاقة الدینیه؛ سالم، عبدالعزیز، تاریخ المسلمین و آثار هم فی الاندلس، بیروت، ١٩٨١م؛ سامرایی، خلیل ابراهیم، الثغرالاعلی الاندلسی، بغداد، ١٩٧٦م؛ عنان، محمدعبدالله، الآثار الاندلیسة الباقیة فی اسبانیا و البرتغال، قاهره، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛ همو، دولةالاسلام فی الاندلس، قاهره، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ مقری، احمد، نفح الطیب، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ مکی، محمودعلی، تعلیقات بر المقتبس(نک‌: هم‌ ، ابن‌حیان)؛ مونس، حسین، فجرالاندلس، قاهره، ١٩٥٩م؛ همو، موسوعة تاریخ الاندلس، قاهره، ١٤١٦ق/١٩٩٦م؛ نیز:
Britannica Atlas, Chicago, ١٩٩٦; Collins, R., The Arab Conquest of Spain, Oxford, ١٩٨٩; Dozy, R., Spanish Islam, tr. F. G. Stokes, London, ١٩١٣; EI٢; Encarta Reference Library, ٢٠٠٤; Lévi-Provenç‌al, E., »Textos inéditos del Muqtabis de Ibn Hayyān sobre los origenes del reino de Pamplona«, Al-Andalus, Madrid, ١٩٥٤, vol. XIX; The World Gazetteer, www.world-gazetteer.com.
محمدرضا ناجی









١. Pamplona ٢. Britannica… ٣. The World… ٤. Encarta… ٥. Alava ٦. Castille/Castella ٧. Gascons ٨. Cerretania/Cerdagne ٩. Galicia ١٠. Bayonne ١١. Portos Cisereus ١٢. Roncevaux/Roncevalles ١٣. La Goule ١٤. Azur ١٥. Tudela ١٦. Iñigo Arista ١٧. García Iñiguez ١٨. Oria ١٩. Ordoño ٢٠ Toda ٢١. Jimeno Garcés