دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٢٦٢

بهرامی
جلد: ١٣
     
شماره مقاله:٥٢٦٢

بَهْرامی، مهدی (١٢٨٤-١٣٣٠ش/١٩٠٥-١٩٥١م)، باستان‌شناس نامدار ایرانی. او در تهران زاده شد و در خانواده‌ای فرهنگی پرورش یافت. آموزش ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان رساند و زبانهای کهن ایرانی را از هرتسفلد ـ که در ایران اقامت داشت ـ آموخت(نجم‌آبادی، ٢٢٥؛ بهنام، ٤٢٢). بهرامی مقاله‌هایی دربارۀ هنر ایران منتشر می‌کرد و به گردآوری سکه و تکه سفالینه‌های کهن علاقه‌مند بود و گنجینۀ او مجموعۀ گرانبهای مطالعاتی را تشکیل می‌داد(همانجا؛ تابش، ١٨٦، ١٨٨؛ کونل، ٦٢٥؛ نفیسی، ٢-٤).
بهرامی در مهرماه ١٣٠٧/اکتبر١٩٢٨ با گروه محصلان راهی شده به اروپا از سوی دولت به پاریس رفت(اطلاعات...، ٣٨؛ صدیق، ٦٩). او برای ادامۀ تحصیل، آگاهانه رشتۀ هنر و باستان‌شناسی را برگزید، و به دریافت دیپلم مدرسۀ لوور، و دکترا از دانشگاه پاریس نایل آمد(کونل، همانجا؛ اسناد...). وی در حین تحصیلات دانشگاهی در ١٣١٣ش/١٩٣٤م به آلمان رفت و به بخش اسلامی موزۀ دولتی برلین پیوست و نزد نخبه‌ترین مورخان هنر به عنوان دستیار افتخاری به آموختن و کار پرداخت. این همکاری تا پایان سال ١٣١٤ش تداوم یافت؛ در این سال همراه با گروه محققان این موزه در سومین کنگرۀ هنر و باستان‌شناسی ایران در سن‌پترزبورگ و مسکو شرکت کرد. بهرامی در این کنگره نتیجۀ مطالعات خود دربارۀ بازچینی کاشیهای زرین‌فام به دست آمده از دامغان(اکنون در موزۀ لوور) را براساس نوشته‌های دورادور آن ارائه داد که سخت مورد توجه قرار گرفت(کونل، همانجا؛ نیزپوپ، IV/١٦٧٧,١٥٨٢ ؛ ورنوا، ٥٣؛ بهرامی، ٨١-٨٢).
بهرامی در ١٣١٦ش/١٩٣٧م به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران کرسی استادی باستان‌شناسی به او واگذار شد(بهنام، ٤٢٣؛ مصطفوی، ٤٣٢)و در همان سال همکاری خود را با موزۀ جدیدالتأسیس «ایران باستان» آغاز کرد و در سمت ریاست‌بخش اسلامی موزه با تقسیم‌بندی تمدن وفرهنگ کهن، میانی و متأخر، غرفه‌ها را با منطق علمی تنظیم کرد. بهرامی به تشکیل موزۀ هنرایران دورۀ اسلامی اعتقاد داشت و طبقۀ دوم بنای موزه را به دوران اسلامی تبدیل کرد(اسناد؛ نفیسی، ٣، ٤). سرانجام، از آغاز سال ١٣٢٨ش با تصویب هیئت دولت به مدیریت موزۀ ایران باستان ـ که عملاً آن را از پیش برعهده داشت ـ منصوب شد(اسناد).
بهرامی از آغاز کار در موزه به فعالیتهای میدانی باستان‌شناسی هدفمند پرداخت؛ از جملۀ آنها کاوش در شهر کاشان بود که با کشف کوره‌های سفالگری به مدارک مستندی دربارۀ مرکز ساخت سفالینه‌ها درآنجا دست یافت(نک‌: بهرامی، ٢٠٩-٢٢٩). همچنین کاوش در تفرش و فراهان، و پراهمیت‌تر از آنها بررسی و کاوش شهر قدیم جرجان بود که به تألیف کتابی ارزشمند انجامید(نک‌: دنبالۀ مقاله؛ نیز اسناد). هدف او چنان‌که خود می‌نویسد، پیشرفت کار موزه و کاوشهای علمی بود و نهایت سعی خود را به جا آورد تا موزۀ نوبنیاد ایران باستان در شمار مراکز مهم دانش دنیا به شمار آید و سبک کار علمی و اکتشافاتی که به دست ایرانیها صورت می‌پذیرد، موردنظر دانشمندان جهان قرار گیرد.
بهرامی درکنار خدمات موظف خود، به هنگام نیاز به متخصصی مجرب، مسئولیتهایی را می‌پذیرفت و گاه خود پیش‌قدم می‌شد که از مهم‌ترین آنها پایه‌گذاری موزۀ آستان قدس رضوی، مطالعه و مرمت کاشیهای حرم حضرت معصومه(ع)، برگذاری نمایشگاههایی از آثار کهن ایران در موزۀ متروپولیتن نیویورک و موزۀ پاریس، بازگرداندن آثار باستانی ایران از موزۀ بریتانیا(همانجا؛ کونل، ٦٢٥) و نیز تأسیس «بنگاه کاوشهای تاریخی ایران» با هدف حفاظت آثار به دست آمده در کاوشها را می‌توان نام برد. سرانجام به پاس خدمات درخشان بهرامی در معرفی هنر و فرهنگ ایران به جهان، نشان درجه اول «سپاس» به وی اعطا شد(اسناد).
در ١٣٣٠ش شورای دانشگاه با یک سال فرصت مطالعاتی وی در اروپا موافقت کرد. در این هنگام، او با آنکه بیمار بود، در کنگرۀ شرق‌شناسان در استانبول شرکت کرد و سخنرانی بسیار بحث‌انگیزی دربارۀ سفالینۀ اسلامی ایران ایراد کرد و رهسپار آلمان شد، با این امید که با یک سال اقامت در آنجا سلامت خود را بازیابد؛ اما پس از عمل جراحی در بیمارستانی در هامبورگ در ٦آبان١٣٣٠ در ٤٦ سالگی درگذشت(کونل، همانجا). پیکرش پس از انتقال به تهران به گورستان ظهیرالدولۀ شمیران به خاک سپرده شد(اسناد).
رئیس وقت دانشگاه تهران او را یکی از بهترین استادان باستان‌شناسی کشورخواند و وزیر فرهنگ از او چنین یاد کرد: «از بهترین استادان دانشگاه و دارای شخصیت بارز علمی بوده، و مخصوصاً نظریات و مطالعات او در رشتۀ باستان‌شناسی مورد توجه دانشگاهها و مستشرقین است». کونل دانشمند آلمانی در مقالۀ یادبود وی می‌نویسد: « بهرامی نمونۀ شاخص یک محقق محبوب شرقی است که به روش اروپایی آموزش دیده بود. اگر درگذشت زودهنگام او اتفاق نمی‌افتاد، به یقیق در انتظار نمونه‌های آموزندۀ بسیاری از تحقیقات او بودیم و همواره فقدان او را به عنوان یک متخصص هنر ایرانی احساس خواهیم کرد»(همانجا؛‌ اسناد).
با درگذشت بهرامی باستان‌شناسی ایران یکی از معدود متخصصان خود در زمینۀ هنرایرانی، به ویژه دورۀ اسلامی را از دست داد(نفیسی، ٢). او دانشمندی نامی در میان محققان غیرایرانی بود و تألیفاتش هنوز مورد استناد آنهاست، درحالی که هنوز در ایران آن گونه که سزاوار او بوده، شناخته نشده است.
آثار: مطالعات علمی بهرامی، باستان‌شناسی و هنر ایران ، و به طور اخص دربارۀ هنر و صنعت سفالینۀ دورۀ اسلامی ایران بود. او در زندگی علمی کوتاه، اما پربار خود ٣٢ عنوان کتاب و مقالۀ ارزشمند به زبانهای فارسی، فرانسه و انگلیسی تألیف کرد(نک‌: اتینگهاوزن ٦٢٥-٦٢٧). مهم‌ترین آثار او به فارسی اینهاست:
١. راهنمای اجمالی موزۀ ایران باستان، ١٣٢٦ش. کتاب با فهرست سلسله‌های ایران آغازشده، آن‌گاه آثاری که از پیش از تاریخ تا دوران تاریخی و سپس دورۀ اسلامی در موزه به نمایش درآمده، شرح داده شده، و ضمن آن تاریخچۀ کاوشها بازگو شده است.
٢. راهنمای موزۀ آستان قدس رضوی. این کتاب با بیان اهمیت خراسان در هنر و صنعت ایران آغاز شده، و سپس تمایز و اهمیت موزۀ آستان قدس و مراحل فنونی که برای به نمایش گذرادن اشیاء طی شده، آمده است.
٣.صنایع ایران، ظروف سفالین، دانشگاه تهران، ١٣٢٧ش. در مقدمۀ این کتاب نظری به تاریخ سفالگری در یونان کهن، روابط صنعتی ایران و چین و تأثیر متقابل آنها در سفالگری، نهضت صنعتی دوران اشکانی مورد بحث قرار گرفته، و در پی آن به انواع گونه‌های سفالینۀ اسلامی ایران تا دورۀ صفویه پرداخته شده، ودر انتها فهرست کاملی از ظروف و کاشیهای تاریخدار رزین‌فام ارائه شده است.
٤. راهنمای گنجینۀ قرآن، تهران، ١٣٢٨ش. او در بخش نخست این اثر موضوع تدوین قرآن مجید و جایگاه آن را در تاریخ خط، تذهیب و جلدسازی به طور جامع مورد مطالعه قرار داده، و آگاهیهای سودمندی دربارۀ نام و نشان هنرمندانی که نمونۀ کارشان در نمایشگاه به نمایش درآمده، ارائه داده است(اعظمی، «ه‌«).
عمده‌ترین مقاله‌های او به زبان انگلیسی و فرانسه بدین شرح است:
١. «مسائل کارگاههای کاشی ستاره‌ای زرین‌فام»، در «مجلۀ بررسی هنرهای آسیایی١»،که‌ کار ارزشمندی دربارۀ مدرک خط‌نوشته‌ها بر کاشی است(اِلول ـ ساتن، ٣١٤).
٢. «مطالعاتی دربارۀ پوشش زرین‌فام در سفالینۀ ایران در سده‌های ١٣ تا ١٤م(ستاره‌ای و چلیپایی)٢»، در این بحث بهرامی ثابت می‌کند که غالب کاشیهای زرین‌فام در بناهای مذهبی و غیرمذهبی یکسان کاربرد داشته است(همو، ٣١٥).
٣. «کمک به مطالعۀ سفالینۀ دوران اسلامی ایران٣»، که در آن دربارۀ کوزه‌ها و سفالینه‌های بی‌لعاب بحث کرده است(همو، ٣١٤).
٤. «سفالینه‌های گرگان٤»(قاهره، ١٩٤٩م، تجدید چاپ ١٩٨٨م). در این کتاب عالمانه بهرامی جهان را با انبوهی از سفالینه‌های ناشناخته از دیدگاههای تاریخی، باستان‌شناختی، تزیین و کتیبه‌شناسی آشنا کرده است. «سفالینه‌های گرگان» کاری بنیادی است دربارۀ وجود مکتبی ناشناخته از سفالینۀ دورۀ سلجوقی، و کامل‌ترین شرحی را که تاکنون از خط نوشته‌های روی سفالینه سلجوقی منتشر شده، به دست می‌دهد(همانجا؛ اتینگهاوزن، ٦٢٦). کتاب شامل بحثی عمومی دربارۀ هنر سفالینۀ ایران است و بخش ویژه‌ای به تاریخ منطقۀ گرگان اختصاص یافته است.
مآخذ: اسناد بایگانی سازمان میراث فرهنگی کشور، پروندۀ استخدامی مهدی بهرامی؛ اطلاعات در یک ربع قرن، تهران، ١٣٢٩ش؛ اعظمی زنگنه، عبدالحمید، راهنمای گنجینۀ قرآن، تهران، ١٣٢٨ش؛ بهرامی، مهدی، صنایع ایران، تهران، ١٣٢٧ش؛ بهنام، حسین، «دکترمهدی بهرامی»، دانش، تهران، ١٣٣٠ش، س٢، شم‌ ٨؛ تابش، احمد، کتاب‌شناسی استان تهران، تهران، ١٣٧٥ش؛ صدیق، عیسى، «تدریس در دارالمعلمین مرکزی و مدرسۀ حقوق»، در بزرگداشت مشاهیر فرهنگ ایران: ویژۀ عیسى صدیق، به کوشش ویلما طوما، تهران، ١٣٥٦ش؛ مصطفوی، محمدتقی، «تلاش در راه خدمت به آثار ملی و امید به آینده»، گزارشهای باستان‌شناسی، تهران، ١٣٣٤ش، ج٣؛ نجم‌آبادی، محمود، «طب دارالفنون و کتب درسی آن»، امیرکبیر و دارالفنون، به کوشش قدرت‌الله زعفرانلو، تهران، ١٣٥٤ش؛ نفیسی، نوشین دخت، «موزه باید نظام علمی داشته باشد»، موزه‌ها، گفت‌وگو، تهران، ١٣٨٠ش، شم‌ ٢٧؛ نیز:
Bahrami, M., »Contribution ál’étued de la céramique musulmane de l’Īrān«, Āthār-é Irān, ed. A. Godard, Paris, vol. III(٢), ١٩٣٨; Elwell-Sutton, L. P., Bibliographical Guide to Iran, Brighton, ١٩٨٣; Ettinghausen, R., »Bibiliography of the Writings of Mahdi Bahrami«, Ars Orientalis, Michigan, ١٩٥٧, vol. II; Kühenl, E., »In Memoriam«, ibid; Pope, A. U., A Survey of Persian Art, Tehran etc., ١٩٦٧, vol. IV; Vernoit, S., »Islamic Art and Architecture«, Discovering Islamic Art, London, ٢٠٠٠.
فاطمه کریمی

١. »Le Probléme des ateliers d’étoiles de faïence lustrée« , Revue des arts asiatiques, Paris, ١٩٣٦, vol. X. ٢.Recherches sur les carreaux de revêtement lustré dans la céramique Persane du XLLLe au XIVe Siécle(Etoiles et croix), Paris, ١٩٣٧. ٣. »Contribution…«, ٤. Gurgan Faiences.