دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٣٠
| پاپوس جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٤٣٠ |
پاپوس١، ریاضیدان یونانی زبان اهل
اسکندریه(فعال در ٣٠٠-٣٥٠م). آگاهی ما از روزگار و زندگی وی بسیار اندک است. نام وی
در منابع عربی به صورت بابس یا ببس و گاه به صورتهای تصحیف شدۀ بیوس، بلس، بتس و جز
آن آمده است(دربارۀ تطبیق این اسامی با پاپوس، نک: ادامۀ مقاله).
آثار: برخی آثار پاپوس که به نحوی با آثار ریاضیدانان دورۀ اسلامی ارتباط دارد، از
این قرار است:
١. مجموعه٢ (به یونانی: سوناگوگه٣)، مشهورترین اثر پاپوس که در بسیاری از موارد،
یگانه مأخذ محققان دربارۀ آثار ریاضییونانیان پیش از پاپوس بهشمار میرود. مجموعه
دارای ٨(یا به روایتی ١٢) کتاب (مقاله) بوده که امروزه متن یونانی بخش دوم کتاب دوم
(از گزارۀ ١٤ به بعد) و تمام کتابهای سوم تا هشتم در دست است(در مورد نقص احتمالی
کتاب هشتم، نک: ادامۀ مقاله). این اثر گرچه همۀ عرصۀ ریاضیات یونانی را پوشش
میدهد، اما نباید آن را یک دانشنامۀ ریاضیات یونان دانست. در واقع پاپوس از نگارش
مجموعه، فراهم آوردن راهنما یا کتابدستی بوده است که باید همراه با متن اصلی آثار
خوانده شود(هیث، ٣٥٧-٣٥٨؛ بولمر توماس، ٢٩٤).
دو کتاب نخست احتمالاً به حساب اختصاص داشته است. در بخش باقی مانده از کتاب دوم
دستگاه شمار آپولونیوس برای نمایش اعداد بسیار بزرگ(در مبنای ٠٠٠‘١٠)تشریح شده است.
کتاب سوم ٤ بخش دارد: ١. درج دو واسطۀ هندسی میان دو مقدار(طول ٢ پارهخط)؛ ٢. بسط
نظریۀ درج وسایط؛ ٣. شماری از پارادوکسهای اروکینوس که تنها از طریق همین بخش از
مجموعه از وی آگاهی داریم؛ ٤. محاط کردن چند وجهیهای منتظم در کره. آنچه پاپوس در
این بخش آورده است، با روس اقلیدس در اصول(مقالۀ ١٣، گزارههای ١٣-١٧)تفاوت بسیار
دارد(هیث، ٣٦١-٣٦٩؛ بولمر توماس، همانجا؛ جونز، ٣-٦). بوزجانی نیز در «مایحتاج الیه
الصانع من اعمال الهندسه» به همین ترسیمات پرداخته است(نک: روایت عربی، باب ١٣؛
روایت فارسی ابواسحاق، باب ١٢). فرانتس ووپکه با بهرهگیری از ترجمۀ فارسی ابواسحاق
کوبنانی شیوۀ این ٣ ریاضیدان را با یکدیگر مقایسه کرده است(نک: «ساختها...٤»،
٢٣٨-٢٤٣, ٣٥٢-٣٥٨؛ نیز کانتور، I/٧٤٥؛ یوشکویچ، ٢٧٦).
کتاب چهارم(مشتمل بر ٥ بخش) به مباحثی چون تعمیم قضیۀ فیثاغورث، تربیع دایره و
تثلیث زاویه میپردازد(هیث، ٣٦٩-٣٧٧؛ بولمر توماس، ٢٩٤-٢٩٥؛ جونز، ٦-٧). دو مسئلۀ
اخیر بسیار مورد توجه ریاضیدانان یونانی و مسلمان به ویژه، بیرونی و بنیموسیٰ
بود(ه مم).
کتاب پنجم به بحث دربارۀ شکلهای مسطح دارای محیط برابر و شکلهای فضایی دارای حجم
یکسان اختصاص دارد. مسائلی از این قبیل که در میان همۀ اشکال مسطح دارای محیط
یکسان، دایره بیشترین مساحت را دارد و نیز در میان اجسامی که دارای سطح برابر
باشند، کره بیشترین حجم را دارد(هیث، ٣٨٩-٣٩٦؛ بولمر توماس، ٢٩٥؛ جونز، ٧). این
قبیل مسائل نیز در دورۀ اسلامی توجهبرانگیز بود؛ به ویژه ابنهیثم رسالهای با نام
ان الکرة اوسع الاشکال المجسمة التی احاطاتها متساویة و ان الدائرة اوسع الاشکال
المسطحة التی احاطاتها متساویة نوشت(قربانی، ٤٩).
پاپوس در کتاب ششم خلاصهای از آثار کوتاه اخترشناسی را که مقدمهای بر مجسطی
بطلمیوس بهشمار میروند. آورده است؛ یعنی از همان دست آثاری که در میان مسلمانان
به متوسطات(بین اصول اقلیدس و مجسطی بطلمیوس) مشهور بودند.
کتاب هفتم نیز از نظر تاریخ ریاضیات یونان مهمتر از بخشهای دیگر است؛ زیرا گزیدۀ
بسیاری از آثار امروزۀ مفقود ریاضیات یونانی، از جمله پوریسمهای اقلیدس و برخی آثار
آپولونیوس در این بخش آمده است. در بخش پایانی همین کتاب، پاپوس اشارهای به کتاب
دوازدهم دارد که شاید نشانۀ تألیف مجموعه دست کم در ١٢(و نه ٨)کتاب باشد(هیث،
٣٩٦-٤٢٧؛ بولمر توماس، ٢٩٥-٢٩٨؛ جونز، ٧-٨، جم ؛ نک: ه د، اقلیدس، نیز ذیل،
آپولونیوس).
کتاب هشتم عمدتاً به مکانیک ـ که پاپوس آن را آشکارا موضوعی ریاضی میداند ـ اختصاص
دارد و البته افزون بر بحث دربارۀ گرانیکاه اجسام، سطوح شیبدار و مسائلی از این
قبیل، برخی گزارههای جالب هندسی نیز در آن آمده است(هیث، ٤٢٧-٤٣٩؛ بولمر توماس،
٢٩٨؛ جونز، ٨-٩). این کتاب در تاریخ علوم دورۀ اسلامی از اهمیتی ویژه برخوردار است؛
زیرا تا جایی که میدانیم تنها بخش مجموعۀ پاپوس است که به عربی ترجمه شده، و به
همین سبب، در مورد تأثیر آن بر آراء دانشمندان دورۀ اسلامی تردیدی نیست. روایت عربی
این اثر در اغلب مواضع کاملاً منطبق بر متن یونانی است، اما دو تفاوت عمده با آن
دارد: از متن عربی نمیتوان دریافت که کتاب، بخشی از یک اثر مفصلتر بوده است. شاید
بدان سبب که مترجم از عنوان کلی اثر آگاهی نداشته، یا تنها همین کتاب را به عربی
درآورده، و در نتیجه با توجه به موضوع کتاب عنوانی خاص برای آن برگزیده است. عنوان
آن در دو دستنویس موجود مدخل بیوس(تصحیف بیوس) فی الحیل و جرّ اثقال(نسخۀ شم
)١)٣٤٥٧ احمد ثالث توپکاپی سرای، نک: ،TS, III/٧٣٧) و مدخل الیٰ علم الحیل (نسخۀ
شم )٢)٣٤٥٧ ایاصوفیه، نک: GAS, V/١٧٥) آمده است. اما تفاوت مهمتر آنکه روایت
عربی، افزون بر ترجمۀ کامل متن یونانی، چند قضیه و مسئلۀ بسیار جالب دربارۀ ترسیمات
هندسی تنها با یک گشادگی پرگار(موسوم به ترسیم با پرگار زنگزده یا هندسۀ پرگاری)
دربر دارد که شاید در کتابی دربارۀ مکانیک اندکی غریب به نظر آیند. اما از آنجا که
در متن یونانی نیز اشارات مبهمی به وجود چنین بخشی به چشم میآید(جونز، همانجا) و
روایت عربی نیز مانند روایت یونانی به فرزند پاپوس تقدیم شده(نک: TS، همانجا)،
میتوان فرض کرد که این مسائل قبلاً در متن یونانی وجود داشته است؛ هرچند جونز(ص٨)
سرانجام از مدخل الیٰ علم الحیل همچون ترجمۀ اثری مستقل از پاپوس نام برده است.
ترسیمات بخش هندسۀ پرگاری مجموعه کهنترین ترسیمات از این نوع بهشمار میرود.
برکگرن با استناد به شواهدی در دستنویس توپکاپی سرای، تاریخ ترجمه را روزگار بنی
موسیٰ (میانۀ سدۀ ٣ق) دانسته است(«مقارنه...٥»، ١٤٢). به نظر میرسد که این
دستنویس در ٦٨٨ق مستقیماً یا به واسطه از روی خط احمدبنمحمدبنعبدالجلیل، یعنی
ابوسعید سجزی ریاضیدان مشهور ایرانی نوشته شده باشد(نک: TS، همانجا، که به اشتباه
عبدالجلال آورده است: قس برکگرن، «گوشههایی...٦»، ٩٠، که این نسخه را به خط خود
سجزی دانسته است). در میانۀ سدۀ ٤ق عبدالرحمان صوفی با نگارش رسالۀ بسیار مهم عمل
اشکال المتساویة الاضلاع بفتحة واحدة(نک: جم( و بوزجانی در بخشی از رسالۀ
«مایحتاج الیه الصانع من اعمال الهندسه»(ص ١٧-٢٤؛ ابواسحاق، گ١٤٩آ-١٥٤آ)ترسیماتی به
مراتب بیشتر ارائه دادند که بعدها بر ریاضیدانان عصر نوزایی اروپا تأثیر
گذاشت(نک: ه د، ١٢/٧٣٤-٧٣٥).
همچنین هولچ(ناشر متن یونانی کتاب پاپوس)برخی قضایای هندسی این کتاب را که به
مثلثات کروی و جغرافیای ریاضی مربوط میشود. الحاقی برشمرده است. برکگرن با استناد
به مواضعی از تحدید نهایات الاماکن بیرونی(ص٦٨-٧٣)که همین قضایا با تفاوتهایی اندک
در آن به کار رفته، بر آن است که ذکر قضایایی مربوط به جغرافیای ریاضی(موضوع کتاب
بیرونی)، در کتابی مختص مکانیک(کتاب هشتم مجموعه)چندان عجیب نیست و میتوان این
قضایا را از خود پاپوس دانست. به نظر برکگرن این شباهت نمیتواند دلیلی قاطع بر
بهرهگیری ابوریحان از روایت عربی کتاب پاپوس باشد. این دو به رغم تفاوت زبان، و
زمان آثاری مشابه را مطالعه کرده، و شاگردان یک مکتب ریاضی بودند و دستیابی آنان
به نتایجی مشابه عجیب نخواهد بود(«مقارنه»، ١٣٧-١٤٢).
٢. شرحی بر اصول اقلیدس. ائوتوکیوس عسقلانی در شرحی که بر کتاب «کره و استوانۀ»
ارشمیدس نوشته است، از شرح پاپوس بر احتمالاً هر ١٣ کتاب اصول اقلیدس یاد میکند.
پرکلس نیز در شرح کتاب نخست اصول ٣بار مطالبی را از پاپوس نقل میکند که قاعدتاَ
باید مربوط به شرح پاپوس برهمین بخش اصول باشد، زیرا این مطالب با موضوع مجموعۀ وی
تناسبی ندارد. اشارۀ دیگری از ائوتوکیوس حاکی از آن است که پاپوس کتاب ١٢ اصول را
نیز شرح کرده است(بولمر توماس، ٢٩٩؛ نیز زوتر، «سهم...٧»، ٩).
امروزه متن یونانی شرح پاپوس از میان رفته، اما در کتابخانۀ ملی پاریس مجموعۀ نفیسی
از رسائل ریاضی به خط ابوسعید سجزی ـ ریاضیدانان نامی ایرانی ـ برگردان عربی
ابوعثمان دمشقی از شرحی بر مقالۀ دهم اصول در دو مقاله در دست است(دوسلان، شم
٢٤٥٧/(٥,٦)) که عنوان آن در آغاز مقالۀ اول به صورت «کتاب ببس فی الاعظام المنطقة و
الصم التی ذکرت فی المقالة العاشرة من کتاب اوقلیدس فی الاسطقسات»، و در آغاز مقالۀ
دوم به صورت «تفسیرالمقالةالعاشرة من کتاب اوقلیدس فی الاصول» آمده است. ابنندیم
تفسیر المقالة العاشرة من [اصول] اقلیدس در دو مقاله و نیز شرح تسطیح الکرۀ بطلمیوس
به ترجمۀ ثابتبنقره را به «ببس رومی» نسبت داده است(ص٢٦٩). قفطی هنگام برشمردن
شرحهای [اصول] اقلیدس آورده است: «شرحی بر مقالۀ دهم [اصول] از یکی از یونانیان
باستان به نام بلیس دیدم که به عربی درآمده بود». سپس در مورد «بنسالرومی»
میافزاید: عالم به علم ریاضی و در دشواریهای هندسه چیرهدست بود، در اسکندریه
میزیست و روزگارش پس از روزگار بطلمیوس بود و از آثارش تفسیر تسطیح الکرۀ بطلمیوس
است که ثابتبنقره به عربی درآورد و تفسیر مقالةالعاشرة من کتاب اقلیدس در دو
مقاله(ص٦٥، ٩٩-١٠٠؛ البته اطلاع اضافی قفطی دربارۀ دورۀ زندگی شارح، شاید از روزگار
نگارش تفسیری بر اثر بطلمیوس استنباط شده است). حاجی خلیفه نیز هنگام اشاره به این
شرحها از «بتس رومی اسکندری مهندس» و «بلبس یونانی» یاد میکند(١/٣٨٣، ٥/٦٢).
بیگمان نسخۀ موجود در پاریس همان تفسیری است که ابنندیم، قفطی و حاجی خلیفه از آن
یاد کردهاند، اما فرانتس ووپکه که در ١٨٥٠م این نسخۀ یگانه را در پاریس یافته بود،
نام مؤلف را بلس(بدون تأکید به مصوتها و به صورت Bls) خواند و با مقایسۀ با آنچه از
تاریخ الحکمای قفطی نقل شد، پس از بررسی صورتهای مختلفی چون بَبُّس، بنس، بابوس و
جز آن، سرانجام احتمال داد که مؤلف آن وِتّیوس والِنس٨(در مآخذ عربی: والیس)منجم
معاصر بطلمیوس بوده است. او در حدود سال ١٨٥٥م متن کامل ترجمۀ عربی را همراه با
یادداشتهایی به زبان لاتین در شمارگانی بسیار اندک(و امروزه سختیاب) منتشر کرد،
بیآنکه ذکری از تاریخ و محل چاپ و نام خود به میان آورد(زوتر، همانجا؛
اشتایناشنایدر، «ترجمههای عربی...٩»،٣٤٥؛ یونگه، «نکاتی...١٠»، ١١-١٢؛ تامسن،
٣٨).
وویکه همچنین درمقالهای که در ١٨٦٥م منتشر شد، ضمن تکرار همان نظریۀ
پیشین(«تلاش...١١»، ٦٦٤-٦٦٥, ٦٧٢-٦٧٥)٤بند از متن عربی تفسیر را به همراه ترجمۀ
فرانسۀ آنها به چاپ رساند(همان، ٦٨٥-٧٠٢). اما فلوگل در تعلیقات کشفالظنون حاجی
خلیفه و الفهرست ابن ندیم با تردید این نام را صورتی از شکل معرب پاپوس
دانست(«فرهنگنامه...١٢»، I/٣٨٣, VII/١٠٤٧، تعلیقات...١٣، ١٢٤). اندکی بعد لوسین
لکلر نیز با اشاره به تکرار اشتباه ووپکه از سوی غزیری(فهرستنگار کتابخانۀ
اسکوریال) و ونریش در بازشناسی این نام، انتساب این شرح به پاپوس را تأیید کرد(نک:
I/٢٢٦). با تأیید این نظر توسط هایبرگ ـ برجستهترین پژوهشگر آثار اقلیدس ـ و زوتر
(«ریاضیدانان مذکور در الفهرست...١٤»، ٢٢, ٥٤، «ریاضیدانان و منجمین...١٥»، ٤٩،
شم ٩٨)عموم محققان این نظریه را پذیرفتند(مثلاً هیث، I/١٥٤-١٥٥, ٢٠٩, II/٣٥٦؛ قس:
کانتور، I/٣٤٨, ٤٢٥، که بازهم نظر ووپکه را تکرار کرده است). اشتاین اشنایدر نیز که
نخست این نام را بازنشناخته(«تاریخ...١٦»، ٣٩٩-٤٠٠)، و گویا وی را با پولس مذکور در
آثار بیرونی(نک: ادامۀ مقاله)اشتباه گرفته بود، بعدها یکی بودن ببس و پاپوس
اسکندرانی را با تردید پذیرفت(«ترجمههای عربی»، ٣٤٥-٣٤٦؛ «ترجمههای
اروپایی...١٧»، ٢٥).
زوتر با بهرهگیری از همان چاپ ووپکه این متن را به آلمانی ترجمه و شرح کرد که در
١٩٢٢م و پس از مرگش منتشر شد. وی گرچه در عنوان ترجمۀ آلمانی شرح را به پاپوس نسبت
داده بود، اما در توضیحات پس از ترجمه با تکیه بر اطناب ممل و سرشت نوافلاطونی
رساله، احتمال تألیف آن توسط پرکلس را مطرح کرد(«سهم»، ٩, ٧٨)، در حالی که هایبرگ
پیش از وی ثابت کرده بود که پرکلس تنها بر کتاب نخست اصول شرح نوشته است(نک: جونز،
١٠). یونگه (همان، ١٣-١٤) و تامسن(ص٣٨-٣٩)بر آناند که زوتر به رغم زبردستی در
ریاضیات و عربی، در مورد قرائت متن همواره از متن چاپی ووپکه و بدخوانیهای وی پیروی
کرده، و ترجمۀ وی به ویژه در مواردی که شارح وارد مباحث فلسفی شده، نامطلوب است.
در ١٩٣٠م ویلیام تامسن به عنوان مترجم عربی به انگلیسی، و گوستاو یونگه به عنوان
ریاضیدان با همکاری هم این کتاب را(با استفاده از نسخۀ خطی پاریس و چاپ ووپکه) به
انگلیسی ترجمه کردند(یونگه، همان، ١٤؛ تامسن، ٥٩؛ برگشترسر، ١٩٥). تامسن همچنین
احتمال تألیف این شرح توسط پرکلس را که زوتر مطرح کرده بود، رد کرد(ص٤٠-٤٢)؛ اما
این ترجمه نیز چندان کارآمد نبود و برگشترسر در مقالهای مفصل اشکالات کار این دو
را گوشزد کرد(ص١٩٥-٢٢٢).
گفتنی است که گراردوس کرمونایی شرح پاپوس را از روی ترجمۀ ابوعثمان دمشقی به لاتینی
درآورده که اشتایناشنایدر نسخۀ خطی بخشی از آن را در ١٨٦٤م در کتابخانۀ ملی پاریس
یافته است(شم ٧٣٧٧ پاریس). اما در این دستنویس متن اصلی تفسیر به اورینیوس١٨ نامی
که به نظر اشتاین اشنایدر باید همان هرون اسکندرانی باشد، منسوب شده است(«تاریخ»،
٣٩٩، «ترجمههای عربی»، ٣٤٥، «ترجمههای اروپایی»، همانجا؛ نیز لکلر، I/٢٢٦، قس:
II/٤١٢، که این بار مترجم یونانی به عربی را سندبنعلی یهودی دانسته است).
گوستاویونگه متن لاتینی را همراه به مقدمهای کوتاه دربارۀ مؤلف و مترجمان در ١٩٣٦م
در برلین منتشر کرده است(«قطعهای...١٩»، ١-٧).
شرح پاپوس بر مقالۀ دهم همچون آثار دیگرش، از دیدگاه تاریخ ریاضیات بسیار مهم است؛
به ویژه به سبب اشارۀ وی به پژوهشهای فیثاغوریان، افلاطون و شاگردش تئایتتوس
آتنی(در متن عربی: ثااطیطس) و نیز آپولونیوس در مورد اعداد گنگ(پاپوس، ١٩١-١٩٢،
١٩٩-٢٠١، ٢٠٧؛ دربارۀ اهمیت این شرح در تاریخ ریاضیات، نک: یونگه، «نکاتی»، ١٢-٢١؛
بولمر توماس، ٣٠٠؛ جونز، ١١).
٣. تفسیر کتاب بطلمیوس فی تسطیح الکرة، که ثابت بنقره آن را به عربی
درآورد(ابنندیم، ٢٦٩؛ قفطی، ٩٩-١٠٠؛ نیز حاجی خلیفه، ٥/٦٢). از این کتاب نسخهای
به دست ما نرسیده است.
٤. کتابی در «وصف جهان»(جغرافیا). متن یونانی این اثر از میان رفته است، اما در سدۀ
٨م جغرافیدانی ارمنی این کتاب را اساس نگارش کتاب جغرافیای خود قرارداده که امروزه
از این متن ارمنی، دو روایت، یکی مختصر و دیگری مفصلتر به دست ما رسیده است.
نگارندۀ ارمنی در پایان مقدمۀ کتاب خود چنین آورده: «اکنون که از کلیات جغرافیا سخن
گفتیم، به تشریح هر کشور براساس نوشتۀ پاپوس اسکندرانی میپردازیم». گرچه بستگی
فراوان روایات ارمنی به اثر یونانی از این سخن نیک آشکار است، اما برخلاف آنچه
بولمر توماس محتمل دانسته(همانجا)، هیچیک از این دو روایت را نمیتوان ترجمه ای از
اثر پاپوس دانست؛ زیرا همانگونه که مارکوارت تأکید کرده(ص٥-٦)، دستکم در بخش
مربوط به جغرافیای ایران متن ارمنی، از برخی حوادث میانۀ سدۀ ٨م، به ویژه نبرد میان
اعراب و ترکان در ١١٩ق در ناحیۀ گوزکان یاد شده که یقیناً افزودۀ مؤلف ارمنی است.
فیشر با استناد به این عبارت «از جغرافیای پاپوس اسکندرانی آغاز میکنیم که از
دایره یا نقشۀ مخصوص بطلمیوس پیروی کرده است» و برخی مواضع دیگر متن ارمنی، نتیجه
گرفته که پاپوس در نگارش اثر خود به جای بهرهگیری از متن کتاب جغرافیای بطلمیوس،
تنها از نقشۀ جهان و دیگر نقشههای پیوسته بدین کتاب بهره گرفته است(بولمر توماس،
همانجا). آنچه در این روایت ارمنی در خصوص تقسیمات کشوری ایران دورۀ باستان آمده،
چندان اهمیت داشته که مارکوارت، ایرانشناس برجستۀ آلمانی در کتاب ایرانشهر این بخش
بسیار کوتاه را در ٣٠٠ صفحه شرح کرده است. اما با کمال تأسف معلوم نیست این مطالب
مهم تا چه حد مبتنی بر اثر پاپوس، یا از افزودههای نگارندۀ ارمنی بوده است. این
روایت ارمنی را پیش از این بیشتر به موسیٰ خورنی(سدۀ ٥م)و برخی نیز به آنانیا
شیراکاتسی(٦٢٠-٦٨٥م)، هر دو از دانشمندان مشهور ارمنی، نسبت دادهاند(بولمرتوماس،
همانجا، قس: کولیکوفسکی، ٤٠٥-٤٠٦، که هنگام برشمردن آثار شیراکاتسی اشارهای به این
انتساب ندارد). اما چنان که گفته شد، مارکوارت تاریخ تألیف کتاب را میانۀ سدۀ ٨م
دانسته(ص٦)، و به همین سبب، کتاب خود را «ایرانشهر، براساس جغرافیای موسیٰ خورنی
دروغین» نامیده است. پ. آرسن سوکری در ١٨٨١م روایت کامل(و چندی بعد روایت مختصر)متن
ارمنی را همراه با ترجمۀ فرانسه با عنوان «جغرافیای موسیٰ خورنی براساس کار
بطلمیوس٢٠» در ونیز منتشر کرده است.
٥. ساخت نوعی چگالی سنج، در ١٨٥٧م ن. خانیکف کنسول روسیۀ تزاری در تبریز منتخباتی
از متن عربی میزان الحکمۀ خازنی را همراه با ترجمۀ فرانسه به انجمن شرقشناسی
آمریکا٢١ فرستاد. انجمن در ١٨٦٠م متن عربی را به همراه ترجمۀ انگلیسی شرح خانیکف
منتشر کرد. در بخشی از این متن(ص٤٠-٥٣؛ برابر با باب هفتم از مقالۀ اول
میزانالحکمة، نک: خازنی، ٢٨-٣٣)چگونگی ساخت و استفاده از دستگاهی به «مقیاس
المایعات فی الثقل و الخفة» برای سنجش چگالی مایعات «ساختۀ حکیم فوفس الرومی»(در
چاپ متن کامل میزانالحکمة: قوقس)آمده که خانیکف وی را همان «پاپوس یونانی [زبان]»
دانسته است. توصیف دقیق همین دستگاه در نامۀ ١٥٤ سونسیوس٢٢ به هوپاتیا٢٣، در طراحی
آن توسط یک یونانی تردیدی برجای نمیگذارد؛ اما جونز تنها با تکیه بر اینکه در هر
دو متن به کاربرد این دستگاه در پزشکی اشاره شده، برآن است که فوفس تصحیف روفُس و
در نتیجه سازندۀ این دستگاه روفوس افسوسی، پزشک مشهور یونانی است(ص١٥). ساختار این
دستگاه چنین وصف شده است: مقیاس المایعات استوانهای توخالی از جنس مس به طول نیم
«ذراع ید»(فاصلۀ نوک انگشت تا آرنج که کوتاهتر از انواع دیگر ذراع است) و به قطر
دو انگشت یا کمتر از آن است. داخل این استوانه را با چرخ خراطی باید چنان تراشید که
تنها لایهای بسیار ظریف از مس باقی بماند. دو قاعدۀ این استوانه نیز دو طبلک بسیار
کوچک، دقیقاً به همان قطر استوانه است که باید با دقت بسیار به صورت همگن تراشیده
شود. در سطح یکی از دو قاعده، قطعهای سرب به شکل صنوبر همراه با خود قاعده تراشیده
میشود که قاعدۀ آن همان قاعدۀ مخروط [و سر آن به سمت داخل] است. ضخامت دیوارۀ مس
استوانه باید چندان کم باشد که وقتی دو سر آن با طبلکها بسته شد، در آب غرق نشود.
قطعۀ سربی که در یکی از دو قاعده قرار دارد، موجب میشود که آن سوی استوانه به
پایین سرازیر شود و استوانه به صورت قائم درآب بایستد(خازنی، ٢٩؛ خانیکف، ٤١-٤٢).
خازنی در فصول سوم تا ششم(آخر) شیوۀ مدرج کردن این دستگاه، نحوۀ کار با آن و
سرانجام، اثبات درستی روابط مربوط به محاسبۀ چگالی نسبی را شرح میدهد(بدیهی است که
میزان فرو رفتن این دستگاه در هر مایع با چگالی آن نسبت عکس دارد). تأکیدهای مکرری
که در این متن بر همگن بودن و ظرافت دستگاه آمده، همگی حاکی از آگاهی کامل سازنده
از قوانین فیزیک، بهویژه قوانین مربوط به اجسام شناور درآب و مسائل مربوط به
گرانیگاه اجسام است. پس باید گفت برخلافنظر جونز نگارش آن توسط یک پزشک بس بعید،
وتألیفآن توسط مکانیکدانی چون پاپوس بسیار معقولتر است.
افزون بر آنچه یاد شد، پاپوس شرحی بر مجسطی بطلمیوس، شرح بر آنالمنای دیودُروس و
آثاری در ریاضیات، خوابگزاری و جغرافیا تألیف کرده است(برای این آثار، نک: بولمر
توماس، ٢٩٨-٣٠١؛ جونز، ١١-١٣). سزگین کتاب عنصرالموسیقی را نیز به پاپوس نسبت داده
است(GAS, V/١٧٦). در یگانه نسخۀ شناخته شدۀ این کتاب نام مؤلف بولس، و نام مترجم
نیز اسحاق بنحنین آمده است(آتش، ٤١). برخی نیز نگارندۀ این رساله را پولس ایرانی،
نویسندۀ رسالهای در منطق برای انوشیروان دانسته، و از وی در شمار موسیقیدانان
ایرانی یاد کردهاند(مثلاً: دانشپژوه، ٣٤). جونز با استناد به ذکر نام آمونیوس در
آغاز این رساله، تألیف آن در روزگار پاپوس را ناممکن میداند(ص١٥-١٦). همچنین
بیرونی بارها از اثری به نام «پلس سدهانته» نقل قول کرده، و در مورد مؤلف آورده
است: نگارندۀ این اثر پلس(در جهای دیگر: بولس)یونانی از مدینۀ سینْتْرَ است و من
گمان دارم که اسکندریه باشد(تحقیق...، ١١٨). این اثر چنان که از اشارات ضمنی یا
صریح بیرونی برمیآید، یکی از مهمترین آثار نجومی هند و از مآخذ اصلی براهمگوپته
در نگارش براهم سیدهانتا، اما تا حد قابل توجهی متأثر از نجوم یونانی بوده
است(همان، ١١٩، ١٣٠، ٢٢١، نیز، القانون...، ٢/٧٢٨، ٩٧٢-٩٧٤، ٩٧٩-٩٨٢، ٩٨٥،
٣/١٣٠٢-١٣١٣). اما اشارۀ بیرونی به زادگاه مؤلف و نیز تطبیق تاریخ تقریبی نگارش این
اثر و روزگار پاپوس نمیتواند قرینهای برای انتساب این اثر به پاپوس باشد.
مآخذ: آتش، احمد، «المخطوطات العربیة فی مکتبات الاناضول»، مجلۀ معهد المخطوطات
العربیة، مصر، ١٣٧٧ق/١٩٥٨م، ج٤(١)؛ ابن ندیم، الفهرست، به کوشش گوستاو فوگل،
لایپزیگ، ١٨٧١-١٨٧٢م؛ ابواسحاق کوبنانی، ترجمۀ فارسی مایحتاج الیه الصانع من اعمال
الهندسۀ بوزجانی، نسخۀ خطی شم ١٦٩ فارسی کتابخانۀ ملی پاریس؛ بوزجانی، محمد،
«مایحتاج الیه الصانع من اعمال الهندسة»، چ تصویری، به کوشش ابوالقاسم قربانی،
ضمیمۀ بوزجانی نامۀ ابوالقاسم قربانی، تهران، ١٣٧١ش؛ بیرونی، ابوریحان، تحدید
نهایات الاماکن، به کوشش بولگاکف، قاهره، ١٩٦٢م؛ همو، تحقیق ماللهند، حیدرآباد دکن،
١٣٣٧ق/١٩٥٨م؛ همو، القانون المسعودی، حیدرآباد دکن، ١٣٧٣ق/١٩٥٤م؛ پاپوس،
تفسیرالمقالةالعاشرة من کتاب اوقلیدس فی الاصول، ترجمۀ کهن عربی ابوعثمان
دمشقی(نک: مل «شرح...٢٤»)؛ حاجی خلیفه، کشف الظنون، به کوشش گوستاو فلوگل،
لایپزیگ، ١٨٣٥-١٨٥٨م؛ خازنی، عبدالرحمان، میزانالحکمة، حیدرآباد دکن، ١٣٥٩ش؛
دانشپژوه، محمدتقی، مدوامت در اصول موسیقی ایران، تهران، ١٣٥٥ش؛ صوفی، عبدالرحمان،
عمل اشکال المتساویةالاضلاع بفتحةواحدة، نسخۀ خطی کتابخانۀ آستان قدس؛ قربانی،
ابوالقاسم، زندگینامۀ ریاضیدانان دورۀ اسلامی، تهران، ١٣٦٥ش؛ قفطی، علی،
تاریخالحکماء، اختصار زوزنی، به کوشش یولیوس لیپرت، لایپزیگ، ١٣٢١ق/١٩٠٣م؛ نیز:
Berggren, J. L., »A Coincidence of Pappos’Book VIII with al-Birūni’s Tahdid«,
Journal for the History of Arabic Science, Aleppo, ١٩٧٨, vol. II(١); id,
Episodes in the Mathematics of Medieval Islam, New York/Berline, ١٩٨٦;
Bergsträsser, G., »Pappos’Kommentar zum Zehnten Buch von Euklid’s Elementen,
Beiträge zu Text und Übersetzung«, Der Islam, Berlin/Leipzig, ١٩٣٣, vol. XXI;
Bulmer-Thomas, I., »Pappus of Alexandria«, Dictionary of Scientific Biography,
ed. Ch. C. Gillispie, New York, ١٩٧٤, vol. X; Cantor, M., Vorlesungen über
Geschichte der Mathematik, Stuttgart, ١٩٠٧; The Commentary of Pappus on Book X
of Euclid’s Elements, Arabic Text and tr. W. Thomson with Introductory Remarks,
Notes and a Glassary of Technical Terms by G. Junge and W. Thomson, Cambridge,
١٩٣٠; De Slane; Flügel, G., Lexicon bibliographicum et encyclopaedicum a Mustafa
ben Abdallah, Leipzig, ١٨٣٥-١٨٥٨; id, notes on Kitâb al-Fihrist(vide: PB, Ebn-e
Nadim); GAS; Heath, Th., A History of Greek Mathematics, Oxford, ١٩٢١; Jones,
A., introd. Book ٧ of the Collection, New York/Berline, ١٩٩٠; Junge, G.,
»Bemerkungen zu dem vorliegenden Kommentar« (vide: The Cammentary of Pappus);
id, »Das Fragment der lateinischen Übersetzung des Pappus-Kommentars Zum ١٠.
Buche Euklids (Nr. ٧٣٧٧ A., Fol. ٦٨-٧٠ der Bibliothéque Nationale zu Paris)«,
Quellen und Studient zur Geschichte der Mathematik, Astronomie und Physik,
Berlin, vol. III (Abteilung B: Studien), ١٩٣٦; JuschKewitsch, A. P., Geschichte
der Mathematik im Mittelalter, Basel, ١٩٦٣; Khanikoff, N., »Analysis and
Extracts of Books of the Balance of Wisdom, an Arabic Work on the Water-Balance
Written by Al-Khâzinî in the Twelfth Century«, Journal of American Oriental
Society, ١٨٦٠, vol. VI; Kulikovsky, P. G., »Shirakatsi, Anania«, Dictionary of
Scientific Boigraphy, ed. Ch. C. Gillispie, New York, ١٩٧٥, vol. XII; Leclerc,
L., Histoire de la médecine arabe, Paris, ١٨٧٦; Markwart, J., Ērānšahar, Berlin,
١٩٠١; Steinschneider, M., »Die arabischen Übersetzungen aus dem Griechischen,
Zweiter Abschnitt:Mathematike«, ZDMG, ١٨٩٦, vol. L; id, Die europäischen
Übersetzungen aus dem Arabischen bis mitte des ١٧. Jahrhunderts, Graz ١٩٥٦; id,
»Zur Geschichte der uebersetzungen aus dem Indischen ins Arabische und ihres
Einflusses auf die arabische Literatur…«, ZDMG, ١٨٧١, vol. XXV; Suter, H.,
Beiträge zur Geschichte der Mathematik bei den Griechen und Arabern, ed. J.
Frank, Erlangen, ١٩٢٢; id, »Das Mathematiker-Verzeichniss im Fihrist des Ibn Abi
Ja‘kûb an Nadim…«, Zeitschrift für Mathematik und Physik, ١٨٩٢, vol.
XXXVII(Supplement); id., Die Mathematiker und Astronomen der Araber und ihre
Werke, Leipzig, ١٩٠٠; Thomson, W., introd. The Commentary of Pappus on Book X of
Euclid’s Elements; TS; Woepcke, F., »Essai d’une restitution de travaux perdus
d’Apollonius sur les quantités irrationnelles, d’après des indications tirées
d’un manuscrit arabe«, Mémoires présentées par divers savants à l’Académie des
Sciences de l’Institut de France, sciences mathématiques et physiques, Paris,
١٨٥٦, vol. XIV; id, »Recherches sur l’histoire des sciences mathématiques chez
les Orientaux, d’après des traités inédits arabes et persans, Deuxième
Article…«, JA, ١٨٥٥, vol. V.
یونس کرامتی
١. Pappos/Pappus ٢. Collection. ٣. Synagoge. ٤. »Recherches… « ٥. »A
Coincidence…« ٦. Episodes… ٧. Beiträge… ٨. Vettius Valens ٩. »Die arabischen…«
١٠. »Bemerkungen…« ١١. »Essai…« ١٢. Lexicon… ١٣. notes on… ١٤. »Das
Mathematiker-Verzeichniss im Fihrist…« ١٥. Die Mathematiker und Astronomen… ١٦.
»Zur Geschichte…« ١٧. Die europäischen… ١٨. Yrinius ١٩. »Das Fragment…« ٢٠. P.
Arsén Soukry, Géographie de Moise de Coréne d’après Ptolèmèe, Venice, ١٨٨١. ٢١.
American Oriental Society ٢٢. Synesius ٢٣. Hypatia ٢٤. The Cammentary…