دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٦٧

پامیری
جلد: ١٣
     
شماره مقاله:٥٤٦٧

پامیری، گروهی از گویشهای ایرانی نوشرقی که در فلات پامیر در مسیر درۀ پنج(آب پنج)، به خصوص در ولایت بدخشان کوهستانی در جمهوری تاجیکستان و نیز در استان بدخشان افغانستان رواج دارد. برخی از گویشهای پامیری را در چیترال، گیلگیت، هونزه(پاکستان) و سین‌کیانگ(چین) نیز می‌توان یافت. این گویشها را که شاید بازماندگان گویشهای مختلف سَکایی باشند(میربابایف، ٦٠)، می‌توان به ٥ گروه تقسیم کرد که عبارت‌اند:
الف- گروه شُغنی ـ روشانی، با حدود ١٠٠هزار گویشور، شامل: ١. شغنی یا شُغنانی در شهر خاروغ و نواحی شُغنان، راشت‌قلعه، بَرواز و روستای بَجو در ناحیۀ روشان(گونۀ بَجوی)، و در طول شاه‌درّه و درۀ غُند(گونت) در تاجیکستان و نیز در ساحل غربی رود پنج در افغانستان؛ ٢. روشانی، روشنی یا روشنایی در دو سوی رود پنج در ناحیۀ روشان در مجاورت نواحی شغنی زبان و نیز در درۀ خوف در تاجیکستان(گونۀ خوفی) و نیز در ناحیۀ روشان در بدخشان افغانستان؛ ٣. بَرتَنگی در مسیر درۀ بَرتَنگ در ناحیۀ روشان تاجیکستان؛ ٤. رُشُروی یا اُرُشُری در مسیر رودهای مُرغاب و گودره در شمال نواحی برتنگی زبان در تاجیکستان؛ ٥. سَریکُلی، سَریقُلی یا سَرِقولی در ایالت سین‌کیانگ چین در شرق سلسله جبال سَریگُل با ٣ گونۀ تاشقورغانی، وَچینی و برونگسالی.
ب- یَرغُلامی، در جنوب شرقی تاجیکستان در درۀ رود یَزغُلام که از شاخابه‌های سمت راست رود پنج است، با حدود ٣ هزار گویشور.
ج- اِشکاشمی ـ زیباکی ـ سَنگلیچی، شامل: ١. اشکاشمی در درۀ اِشکاشم در جنوب تاجیکستان با حدود ٢٠٠‘١ گویشور، اما بیشتر در افغانستان در ناحیه‌ای که رود پنج به سوی شمال می‌پیچد و نیز در سرچشمه‌های رودوَردوج؛ ٢. زیباکی در سرچشمه‌های رود وردوج در افغانستان؛ ٣. سنگلیچی در درۀ سنگلیچ در سرچشمه‌های رود وردوج.
د- وَخی یا وَخانی در گذرگاه وَخان در میان پامیر و هندوکش در مسیر شمالی رود پنج در تاجیکستان و افغانستان، نیز در ناحیۀ چیترال در ایالت جامو و کشمیر پاکستان و نیز در ایالت سین کیانگ چین، جمعاً دارای حدود ٣٩هزار گویشور.
ه‌- وَنجی، که اکنون مرده است(پِین، «زبانهای پامیر١»، ٤١٧-٤٢٠؛ فرهنگ...، ١/بیست و چهار ـ بیست و هشت)، اما ساکنان درۀ رود وَنج، مسیر یکی از شاخابه‌های سمت راست رود پنج، تا اوایل سدۀ ٢٠م و پیش از پذیرش زبان تاجیکی بدان تکلم می‌کردند(اُرانسکی، ١٥٠؛ پین، همان، ٤٢٠).
برخی براین باورند که زبانی دیگر از گروه گویشهای پامیری به نام سَرغلامی پیش از این در شرق فیض‌آباد در استان بدخشان افغانستان، رایج بوده است(ارانسکی، همانجا)، اما وجود چنین زبانی مشکوک است(پین، همانجا). گویشهای پامیری را به همراه زبانهای آسی، یَغنابی، مونجی یا مونجانی، یِدغه و پَشتو می‌توان زبانهای ایرانی شمال‌شرقی نامید(ایرانیکا، I/٥١١). برخی به غلط زبانهای اُرموری و پَراچی را نیز جزو گویشهای پامیری به‌شمار آورده‌اند(مثلاً نک‌: پروشانی، ٤٦٥-٤٦٦؛ یارشاطر، ٣٣)، در صورتی که این دو از زبانهای ایرانی جنوب‌شرقی هستند(ایرانیکا، I/٥١٢). تقسیم‌بندی پین که برآن اساس زبانهای آسی و یغنابی از زبانهای ایرانی شمال‌شرقی و گویشهای پامیری، مونجانی، یدغه و پشتو از زبانهای ایرانی جنوب‌شرقی هستند(«زبانهای ایرانی٢»، ٥١٤)، دیگر پذیرفتنی نیست. پیش‌تر گریرسن زبانهای شغنی، سریکلی، اشکاشمی ـ زیباکی ـ سنگلیچی، وخی، مونجانی، بدغه و یغنایی را زبانهای غَلچه نامیده بود(ص٤٥٥).
گویشهای پامیری مشترکاتی دارند که آنها را به یکدیگر پیوند می‌دهد، مانند دگرگونی مصوتها برای نمایاندن تمایزهای صرفی(به خصوص جنس دستوری، زمان فعل، لازم یا متعدی بودن فعل، و گاه شمار اسم)، وجود ٣ مادۀ فعلی(مضارع، ماضی و نقلی)، استفاده از شناسه‌های صرف فعل برای نمایاندن شخص و شمار در زمانهایی که از مادۀ مضارع ساخته می‌شوند، اما کاربرد ادوات متحرک برای نمایاندن مطابقت در زمانهایی که از مادۀ ماضی یا مادۀ نقلی ساخته می‌شوند، استفاده از ٣ نوع ضمیر اشاره به فاصلۀ نزدیک، متوسط و دور(به استثنای یزغلامی، نک‌: پین، «زبانهای پامیر»، ٤٣١) و استفاده از الگوهای مشابه در ترتیب کلمات اصلی(همان، ٤٢٢).
با وجود این، همۀ گویشهای پامیری را نمی‌توان اعضای یک خانواده به‌شمار آورد. شواهد نشان می‌دهد که زبانهای گروه شغنی ـ روشانی و نیز یزغلامی و ونجی را می‌توان اعضای یک خانواده دانست، اما گروه اشکاشمی ـ زیباکی ـ سنگلیچی، و نیز زبان وخی را باید دو خانوادۀ مستقل به‌شمار آورد(همان، ٤٢٠؛ قس: میربابایف، ٦١). گروه نخست را گویشهای پامیری شمالی، و گروههای دوم و سوم را گویشهای پامیری جنوبی نیز نامیده‌اند(فرهنگ، ١/بیست و سه). در این میان وخی ویژگیهای بسیار کهنی را می‌نمایاند که در دو خانوادۀ دیگر دیده نمی‌شود، مانند حفظ برخی از ماده‌های ماضی بی‌قاعدۀ مختوم به *-na (پین، همان، ٤٢١؛ دربارۀ ویژگیهای خاص وخی، نیز نک‌: مُرگِنستیرنه، II/٤٣٦-٤٣٧). به شمار آوردن گویشهای پامیری به عنوان بازماندگان زبان اوستایی(مثلاً نک‌: بدخشی، ٨( پایه و اساس مستحکمی ندارد.
همۀ زبانهای گروه شغنی ـ روشانی، به جز سریکلی، دارای دو جنس مذکر و مؤنث هستند، اما گروههای اشکاشمی ـ زیباکی ـ سنگلیچی و وخی جنس دستوری ندارند(پین، همان، ٤٢٨-٤٢٩). از سوی دیگر تمایز حالت در اسامی فقط در سریکلی و وخی دیده‌می‌شود، آن‌هم فقط در نشانه‌های جمع(سریکلی: -xεyl برای حالت فاعلی و –ef برای حالت غیرفاعلی؛ وخی: -iš(t) برای حالت فاعلی و -əv برای حالت غیرفاعلی)(همان، ٤٢٩). در همۀ گویشهای پامیری صفات در ساختهای اصیل همواره پیش از موصوف خود می‌آیند. از سوی دیگر، در یزغلامی صفت غالباً با پسوند -(y)i همراه است. برای ساخت صفت تفضیلی از پسوند استفاده می‌شود، اما صفت عالی را ساخت نحوی مشخص می‌سازد(همانجا). ضمیر اول شخص مفرد در همۀ گویشهای پامیری دارای دو حالت فاعلی و غیرفاعلی است. ضمیر دوم شخص مفرد نیز در همه، به استثنای شغنی، دو حالت فاعلی و غیرفاعلی دارد. در ضمایر جمع فقط اشکاشمی و وخی تمایز حالت دارند(در وخی بجز ضمیر اول شخص جمع). گویشهای اشکاشمی، وخی و یزغلامی ضمایر ملکی خاص نیز دارند(همان، ٤٣١).
در همۀ زمانهای گذشته صرف افعال لازم با افعال متعدی تفاوت دارد(ساخت اِرگَتیو٣). در این زمانها فاعل افعال لازم باید در حالت فاعلی (به استثنای چند فعل در گروه شغنی ـ روشانی و یزغلامی) و فاعل افعال متعدی باید در حالت غیرفاعلی باشد(این ویژگی در برتنگی اختیاری است، و نیز در گونۀ شمالی وخی، آن هم فقط در ضمایر اول شخص و دوم شخص)(نک‌: همان، ٤٣٨-٤٣٩). در روشانی در جملات ماضی متعدی هم فاعل و هم مفعول باید در حالت غیرفاعلی باشند. در یزغلامی مفعول مستقیم نشانه‌ای خاص دارد؛ بدین ترتیب، در این زبان فاعل افعال لازم، فاعل افعال متعدی و مفعول مستقیم ٣ صورت جداگانه دارند(همان، ٤٣٩).
منشأ بیشتر واژه‌های دخیل در گویشهای پامیری رایج در تاجیکستان فارسی تاجیکی و روسی است. واژه‌های دخیل در گویشهای پامیری رایج در استان بدخشان افغانستان بیشتر منشأ دری و تا اندازه‌ای انگلیسی دارند. زبانهای سریکلی و گونه‌ای از زبان وخی که در استان سی‌کیانگ چین رواج دارد، واژه‌هایی را از اویغوری، و اندکی هم از چینی وام گرفته‌اند. وخی رایج در پاکستان بیشتر تحت تأثیر زبانهای بُروشَسکی و اردو بوده است(میربابایف، ٦٢-٦٦). برخی از گویشهای پامیری، به خصوص وخی، چندین واژۀ بسیار کهن هندواروپایی را که در دیگر زبانهای ایرانی و حتیٰ در زبانهای هندوآریایی یافت نمی‌شود، نگاه داشته‌اند(مرگنستیرنه، مقدمه، II/١٤).
از آنجا که بیشتر آثار فارسی دری تا پایان سدۀ ٤ق/١٠م در خراسان، ماوراءالنهر و سیستان پدید آمده‌اند، تأثیرهایی از زبانهای ایرانی شرقی و نیز گویشهای پامیری می‌توان در آنها یافت(صفا، ١٩٢-١٩٣)، برای نمونه مَغزیدن در شعر رودکی به معنای «تأخیر کردن، معطل کردن» هنوز در زبان وخی به صورت mayzblvak رایج است(قاسمی، ٤٢).
مآخذ: اُرانسکی، ی. م.، زبانهای ایرانی، ترجمۀ علی اشرف صادقی، تهران، ١٣٧٨ش؛ بدخشی، شاه‌عبدالله، «تدوین لغات نواحی پامیر»، آریانا، ١٣٢٢ش، س١، شم‌ ١٢؛ پروشانی، ایرج، «پامیر، زبانها و گویشها»، دانشنامۀ جهان اسلام، تهران، ١٣٧٩ش، ج٥؛ صفا، ذبیح‌الله، دورنمایی از فرهنگ ایرانی و اثر جهانی آن، تهران، ١٣٥٠ش؛ فرهنگ مصادر زبانها و گویشهای ایرانی تاجیکستان، به کوشش مسعود قاسمی و دیگران، دوشنبه، ١٣٧٦ش؛ قاسمی، مسعود، «شرح برخی از لغات و ابیات رودکی»، نامۀ پژوهشگاه(مجموعه مقالات پژوهشگاه فرهنگ فارسی تاجیکی)، دوشنبه، ١٣٨١ش، شم‌٢؛ میربابایف، عزیز، «تحول تاریخی زبانهای ایرانی در منطقۀ هندوکش شرقی»، همان؛ یارشاطر، احسان، «زبانها و لهجه‌های ایرانی»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران، ١٣٣٦ش، شم‌ ١ و ٢؛ نیز:
Grierson, G. A., Linguistic Survey of India: Specimens of Languages of the Eranian Family, Delhi etc., ١٩٦٨, vol. X; Iranica; Morgenstierne, G., Indo-Iramian Frontier Languages, Oslo etc., ١٩٧٣; Payne, J. R., »Iranian Languages«, The World’s Major Languages, ed. B. Comrie, London/New Yoek, ١٩٩١; id, »Pāmir Languages«, Compendium Lingurum Iranicarum, ed. R. Schmitt, Wiesbaden, ١٩٨٩.
حسن‌رضا باغ‌بیدی










١. »Pāmir…« ٢. »Iranian…« ٣. ergative