دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٢٣٥

بهاری
جلد: ١٣
     
شماره مقاله:٥٢٣٥

بِهاری، گویِشْها، شاخه‌ای از زبانهای هندوآریایی نو که اعضای اصلی آن عبارتند از: ١. بُهجپوری١(که گونه‌های آن علاوه بر ایالت بهار در ناحیۀ شاه‌آباد در غرب رود سُن، درناحیۀ سَرَن در غرب گَندَک و در اکثر مناطق چهَمپَرَن٢ ، در شرق اوتارپرادش در بنارس، اَزَم گره(اعظم گره)و گُرَکهپور٣ رواج دارد)؛ ٢. مَگَهی(درایالت بهار مرکزی، در جنوب رود گنگ و در شرق رودسن)؛ ٣. مایتهیلی٤(در شمال رود گنگ). مایتهیلی سنت ادبی کهنی دارد و اصلی‌ترین شکل آن در میان برهمنان ساکن در شمال نواحی دَربهَنگه٥ و بهَگَلپور٦ و نیز در میان برهمنان ساکن در غرب ناحیۀ پورنئه٧ رایج است(گریرسن، ١٣)؛ ٤. سَدانی٨ (یا نَگپوریا٩ ، در بهار جنوبی، چهُتا نَگپور١٠ ، که مرکز آن رانچهی١١ است)؛ ٥. اَنگیکا١٢(دربهارشرقی، مُنگهیر١٣ ، بهگلپور، سَنتَل‌پَرگَنَس١٤ و پورنئه)؛ ٦. بَجّیکا١٥ (در مظفرپور و بخشی از نواحی چهمپرن در شمال غرب ایالت بهار)(ماسیکا، ١٢).
قلمرو رواج گویشهای بهاری در شمال به زبانهای تبتی- برمه‌ای، در شرق به زبان بنگالی، در جنوب به زبان اُریا١٦ و در غرب به گویشهای شرقی هندی محدود می‌شود(گریرسن، ١). گویشهای بهاری بازمانده‌های شاخه‌ای از زبانهای هندی میانه (پراکریت)موسوم به ماگَدهی١٧ هستند(همانجا؛ قس: جفرز، ٢١٦).
مایتهیلی شرقی‌ترین، و بهجپوری غربی‌ترین گویش بهاری است(گریرسن، ١-٢). برپایۀ سرشماری ١٩٨١م، مایتهیلی حدود ٠٠٠‘٨٠٠‘٢٣ گویشور داشته است که از آن میان ٢٢ میلیون نفر در ایالتهای بهار، مدهیه پرادش، مهارشتره و بنگال غربی، و بقیه در نپال سکنا داشتند. شمار گویشوران بهجپوری در ١٩٧٧م، ٤١ میلیون نفر بوده است که ٠٠٠‘٣٣٠‘١نفر از آنان در نپال، و بقیه در ایالتهای بهار، آسام، مدهیه‌پرادش می‌زیسته‌اند(«دائرةالمعارف... ١٨»، I/٣٨٩). مگهی در ١٩٧٧م، ١٠ میلیون گویشور در ایالتهای بهار و بنگال غربی داشته است(همانجا؛ کاتزنز، ١٩٠).
در طبقه‌بندی گریرسن از زبانهای هندوآریایی نو، گویشهای بهاری از اعضای گروه شرقی زیرشاخۀ بیرونی زبانهای هندوآریایی به‌شمار آمده‌اند که دیگر اعضای آن اینهاست: بنگالی، اریا (ماسیکا، ٤٤٩) و آسامی(کمبل، II/١٢٢٤). چَتِرجی (همو، II/١٠٠٧-١٠٠٨ ؛ ماسیکا، ٤٥٢)، کَترِه و نیگَم نیز گویشهای بهاری را جزو زبانهای هندوآریایی شرقی به‌شمار آورده‌اند، اما تِرنِر و کارودنا آنها را از زبانهای هندوآریای مرکزی می‌دانند(همو، ٤٥٤-٤٥٦). جفرز(ص٢٢٤) پس از بررسی نوآوریهای آوایی گویشهای بهاری و مقایسۀ آنها با دیگر زبانهای هندوآریایی نو به این نتیجه می‌رسد که گویشهای بهاری را نمی‌توان عضو شاخۀ شرقی زبانهای هندوآریایی نو و هم‌خانواده با زبانهای آسامی، اریا و بنگالی دانست. گویشهای بهاری مشترکاتی با گونه‌های شرقی و غربی هندی و نیز با زبانهای شرقی هندو‌آریایی دارند، اما نوآوریهای خاصی نیز در آنها مشاهده می‌شود که براساس آن می‌توان آنها را شاخۀ مستقلی از زبانهای هندوآریایی نو به شمار آورد. کلایمن(ص٤٩٠)گویشهای بهاری (بهجپوری، مایتهیلی و مگهی) را اعضای شاخۀ مَگَدهَن١٩ (ماگَدهی) از زبانهای هندوآریایی می‌داند و معتقد است که گروه شرقی همین شاخه را زبانهای آسامی، اریا و بنگالی تشکیل می‌دهند.
برای نگارش گویشهای بهاری از این ٥ خط استفاده می‌شود: بنگالی، اریا، مایتهیلی، کایتهی٢٠ و دِوَناگَری٢١ . خطوط بنگالی و اریا فقط برای گونه‌ای از مگهی به ترتیب در مَنبهوم٢٢ و مَیوربهَنجه٢٣ کاربرد دارد(گریرسن، ٦). خط مایتهیلی که از بنگالی آغازین اقتباس شده است (ماسیکا، ١٤٣)، توسط برهمنان و فقط برای نگارش مایتهیلی مورد استفاده قرار می‌گیرد (گریرسن، همانجا). کایتهی تنها توسط طبقۀ کایَستهه٢٤ که از دیرباز طبقۀ دبیران در شمال هند بوده‌اند، به کاربرده می‌شود(همو، II). خط دوناگری کاربرد گسترده‌ای دارد و برای نگارش همۀ گویشهای بهاری کاربرد دارد(ماسیکا، ١٤٤).
گویشهای بهار هر ٥ نوع صامت انسدادی هندوآریایی، یعنی نرمکامی، کامی، برگشته، دندانی و لبی را حفظ کرده‌اند: /p, t, ŧ, c, k/. دربهجپوری و مایتهیلی واج خیشومی نرمکامی /ņ/ و احتمالاً واج خیشومی کامی//ñ نیز وجود دارد(همو، ٩٤,٩٦). در برخی از واژه‌های بهاری، به خصوص در بهجپوری، /I/ کهن به /r/ بدل شده است، مانند: phar «میوه»(phala>)، har «خیش، گاوآهن»(hala>)(همو، ١٨٦). واج /š/ در هیچ‌یک از گویشهای بهاری وجود ندارد (گریرسن، ٢). فقط در مایتهیلی امروزی [š] و [s] گونه‌های آزاد هستند (ماسیکا، ٩٨).
یکی از نوآوریهای مهم گویشهای بهاری در نظام صامتها، گسترش دمیدگی به عنوان عاملی برقرارکنندۀ تمایز معنایی است، برای مثال واجهای /mh/ و /nh/ در موضع غیرآغازی به کار برده می‌شوند. به‌علاوه، در مایتهیلی و بهجپوری واجهای /rh/ ، /ņh/ ،/gh/ و /lh/ نیز وجود دارد(همو، ١٠٣-١٠٤, ١٢٤).
درمیان گویشهای بهاری، مایتهیلی توالی مصوتها را بهتر تحمل می‌کند و کمتر پدیدۀ کاهش در آن مشاهده می‌شود. این زبان مصوتهای کهن پایانی را نیز حفظ کرده است. زبان تازه پدید آمدۀ اَنگیکا (به قول گریرسن: چیکاچیکی بولی٢٥ ، نک‌: ماسیکا، ١٩٦) نیز مصوتهای اصیل پایانی را حفظ کرده، و حتى گاه آنها را قوی (کشیده) کرده است. این مصوتها در بقیۀ گویشهای بهاری از میان رفته‌اند، به‌جزآنکه i- پایانی در سدنی حفظ، اما به هجای پیشین منتقل شده است، مانند: ăig «آتش»، از هندوآریایی میانه rāit; aggi «شب»، از هندوآریایی میانه rattī. در مایتهیلی، برخلاف دیگر گویشهای بهاری، مصوتهای کوتاه /i, u, a/ که در تقابل با مصوتهای بلند /i:, u:, a:/ قرار می‌گیرند، نیز می‌توانند در موضع پایانی ظاهر شوند. مایتهیلی مصوتهای بیش از اندازه کوتاه –a ˛ -i و –u نیز دارد(همو، ١٢٣, ١٢٥, ١٩٠, ١٩٦).
دو تحول مهم آوایی در گویشهای بهاری اینهاست: ١. ابدال VCC (توالی مصوت و دو صامت) هندوآریایی باستان به V:C(مصوت کشیده و یک صامت)، ٢. ابدال هر سه صامت صفیری هندوآریایی باستان (Ș, s, ś) فقط به یک صامت صفیری. تحول نخست همگویی مشترک گویشهای بهاری با زبانهای آسامی، اریا، بنگالی، پهاری مرکزی، راجستانی، گجراتی، ماراتی، نپالی، هندی شرقی و هندی غربی است. تحول دوم علاوه بر زبانهای یاد شده، در زبانهای پنجابی، بهاری غربی، سیندهی، سینهالی و لهندا نیز دیده می‌شود(همو، ٤٥٩).
یکی از ویژگیهای جالب توجه گویشهای بهاری پدیدۀ چندگانگی ستاکهای اسمی است. به عبارت دیگر، یک اسم می‌تواند تا ٤ ستاک کوتاه ضعیف، کوتاه قوی، بلند و بلندتر داشته باشد، مانند: مگهی: ghōŗ ، ghōŗā ، ghoŗwā ، ghoŗauwā همه به معنی «اسب». برابرهای مؤنث این واژه‌ها به ترتیب به -i ، ī ، -iyā و -iyawā ختم می‌شوند. به‌علاوه، ستاک کوتاه شده‌ای نیز وجود دارد که در ترکیبات به کار می‌رود، مانند: ghuŗ- (همو، ٧٦).
در مایتهیلی نشانه‌های حالت فاعلی مفرد اینهاست: مذکر -ā و -a مؤنث -īو -i . نشانۀ حالت اضافی(ملکی) -k و نشانۀ حالت بایی -ē است. برخی از اسامی، به خصوص اسامی مختوم به -b ، -r و -l ، صورتی غیر صریح مختوم به -ā نیز دارند که پیش از حروف اضافه به کار برده می‌شود: pahar «نگهبان»، paharāsaū «از نگهبان»(گریرسن، ٢٦). برای بقیۀ حالتها از حروف اضافۀ پسایند استفاده می‌شود. البته برخی از حالتهای کهن باستانی در پاره‌ای از کلمات باقی مانده، و در واقع قیدهای واژگانی شده تشکیل داده‌اند، مانند: ghar-e «در خانه، به خانه» (ماسیکا، ٢٣٧). در این زبان تطابق جنس به جانداران مؤنث محدود می‌شود و نشانۀ تأنیث در صفات و وجوه وصفی پسوند بسیار کوتاه-i است(گریرسن، همانجا؛ ماسیکا، ٢٢٠-٢٢١).
در مایتهیلی شمار جمع به کمک واژه‌هایی که بر گروه و دسته دلالت می‌کنند، مثلاً sabh یا sabáhi«همه» و lokani «مردم»، ساخته می‌شود. مانند: nēnā lokani/nēna sabáhi / nēnā sabh «پسران»(nēnā «پسر»)(گریرسن، همانجا).
نظام فعل گویشهای بهاری بسیار پیچیده است. برای مثال در مایتهیلی برای هر شخص در هر زمان گاه ٨ صورت متفاوت وجود دارد، زیرا فعل نه‌ تنها با فاعل، بلکه با مفعول نیز مطابقت می‌کند. هرچند در نظام فعل مایتهیلی تمایز شمار از میان رفته، و به جای آن تمایزی بسیار ظریف میان صورتهای محترمانه و معمولی پدید آمده است. به‌طورکلی، افعال مایتهیلی را می‌توان به ٤ دسته تقسیم کرد: ١. فاعل و مفعول هر دو از طبقۀ پایین. ٢. فاعل از طبقۀ پایین، اما مفعول از طبقۀ بالا، ٣. فاعل از طبقۀ بالا، اما مفعول از طبقۀ پایین، ٤. فاعل و مفعول هردو از طبقۀ بالا. برای مثال فعل سوم شخص مفرد ماضی «دید» می‌تواند دارای این ٤ صورت باشد: ١. dekha lak/dekhalakai ، ٢. dekhalakainhi ، ٣. dekhalaláthi/dekhalánhi،٤. dekhalathīnhi.
مثالی دیگر از دستۀ شمارۀ ٢، «دیدم، دیدی، دید» به ترتیب dekhalakainhi , dekhalahūnhi , dekha lainhi (همو، ٢٥,٢٩).
مآخذ:
Campbell, G. L., Compendium of the World`s Languages, London/ New York, ١٩٩١; Grierson, G. A., Linguistic Survey of India: Indo-Aryan Family, Eastern Group, Delhi etc.,١٩٦٨, vol. V(٢); International Encyclopedia of Linguistic, ed. W. Bright, New York/Oxford, ١٩٩٢; Jeffers, R. J., »The Position of the Bihāri Dialects in Indo-Aryan«, Indo-Iranian Journal ١٩٧٦, vol. XVIII; Katzner, K., The Languages of the World, London/ New York, ٢٠٠٢; Klaiman, M. H., »Bengali«, The World`s Major Languages, ed. B. Comrie, London/New York, ١٩٩١; Masica, C. P., The Indo-Aryan Languages, Cambridge, ١٩٩٣.
حسن رضایی باغ‌بیدی







١.Bhojpurī ٢.Champaran ٣.Gorakhpur ٤.Maithilī ٥.Darbhanga ٦.Bhagalpur ٧.Purnea ٨.Sadānī ٩.Nagpuriā ١٠.Chota Nagpur ١١.Ranchi ١٢.Angikā ١٣.Monghyr ١٤.Ssntal Parganas ١٥.Bajjikā ١٦.Oriyā ١٧.Māgadhī ١٨.International… ١٩.Magadhan ٢٠.Kaithi ٢١.Devanāgari ٢٢.Manbhum ٢٣.Mayūrbhanja ٢٤.Kāyastha ٢٥.Chikachiki Boli