دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٩٦

پرده خوانی
جلد: ١٣
     
شماره مقاله:٥٤٩٦

پَرْده‌خوانی، هنری از هنرهای نمایشی عامه که به نقل واقعه‌های مذهبی، به ویژه واقعۀ عاشورا از روی تصاویر نقاشی شده روی پرده اختصاص دارد. در پرده‌خوانی نقالی که «پرده‌خوانی» نامیده می‌شود، با بیانی رسا و آهنگین داستان واقعه‌های مجالس پرده را شرح می‌دهد.
پرده‌خوانی از جمله هنرهای معرکه‌گیری، و ترکیبی از فنون قصه‌گویی و نقالی(ه‌ م) است. پرده‌خوانی را شمایل‌گردانی(ه‌ م)، پرده‌داری و پرده‌گردانی نیز می‌گویند(بیضایی، نمایش..، ٧٣؛ خلج، ٦١؛ ملک‌پور، گزیده...، ١٣٥؛ نیز نک‌: حسن‌بیگی، ٣٤١؛ شاملو، ١/٣٨٤؛ ناظرزاده، ١٨٥). «صورت‌خوانی» را بخشی از پرده‌خوانی(بیضایی، همان، ٧٤) و یا با پرده‌خوانی یکی دانسته‌اند(غریب‌پور، ٥٥).
پرده: از مشهورترین پرده‌های مذهبی، پرده‌های درویشی است که معمولاً از جنس کرباس و همچون طومار است که در حدود ٣یا٤ متر طول و یک‌ونیم تا دو متر عرض دارد(سیف، ١٦٨؛ حسن‌بیگی، ٣٤٢؛ غریب‌پور، ٦٠). روی این پرده‌ها که پرده‌های نَقْل خوانده می‌شوند، مجالسی از وقایع زندگانی پیامبر(ص) و برخی غزوات ایشان و حضرت علی(ع)، حوادث زندگانی ائمه و وقایع کربلا، صحنه‌هایی از بهشت و جهنم و برخی واقعه‌های برگرفته از قصص و احادیث و باورهای عامه دربارۀ روز قیامت و کیفر و پاداش گناهکاران و مؤمنان به تصویر درآمده‌اند. در کنار این تصاویر نقشهایی هم به منظور تنبّه و آگاهی شنوندگان و تماشاگران از معجزات و کرامات ائمه، مانند داستان جوانمرد قصاب و عاق والدین نقاشی شده است(بیضایی، همان، ٧٣؛ عناصری، ١٧٩). تصاویر مجالس فشرده و در کنار یکدیگر قرار دارند و از نظر موضوع کم‌وبیش به یکدیگر مرتبط‌اند. هر پرده شامل مجالس متعددی است که برخی از آنها ٧٢ مجلس اصلی و فرعی دارند که نمودار ٧٢ تن یاران امام حسین(ع) در کربلاست(غریب‌پور، ٥٨).
در ایام سوگواری، در مساجد یا مجالس روضه‌خوانی پرده‌هایی نصب می‌کردند که وقایع عاشورا را نشان می‌داد و روضه‌خوانان گاهی به تصاویر وقایع عاشورا بر روی پرده اشاره می‌کردند(فقیهی، ٢٩٠).
شخصیتهای هریک از مجالس پرده براساس نقشی که در روایات مذهبی یا افسانه‌ای داشته‌اند، به طور متفاوت به تصویر کشیده شده‌اند. چهرۀ اولیا و معصومین، به ویژه حضرت ابوالفضل(ع)، حضرت امام حسین(ع) و شاهزادۀ علی‌اکبر، زیبا و متناسب و اندامشان بزرگ‌تر از دیگران است و غالباً در مرکز پرده قرار دارد(سیف، ١٩٦؛ عناصری، ٢٠٠؛ غریب‌پور، ٦٠) و چهرۀ اشقیا، به ویژه مارِد ابن سُدیف، بزرگ، زشت، خشن، ستیزه‌جو و بی‌شرم است. چهرۀ معصومین گاه با نقاب و گاه در هاله‌ای از نور قرار دارد(سیف، همانجا؛ همایونی، ٢٨؛ پیترسن، ١١٩؛ موسوی، ٤٥) و یا هاله‌ای از نور آن را مشخص می‌کند(بیضایی، همانجا؛ رهبری، ٤٦؛ خلج، پیترسن، موسوی، ناظرزاده، همانجاها). چهرۀ زنان کربلا گاهی محو و گاهی زیرپوشش پنهان است. اشخاص و وقایع هر مجلس با چند کلمه و یا جمله‌ای کوتاه روی پرده معرفی شده‌اند(همایونی، پیترسن، غریب‌پور، همانجاها). نقاشان این پرده‌ها با بهر‌گیری از باورهای عامه، از یک سو و رنگها از سوی دیگر، تضاد میان اولیا و اشقیا را نشان می‌دادند. مثلاً رنگ سبز را به نشانۀ تقدس، و رنگ سرخ را به علامت ستمگری به کار می‌بردند و از درختان و حیوانات همچون نمادهایی استفاده می‌کردند(عناصری، ١٩٩-٢٠٠؛ غریب‌پور، همانجا).
نقاشی پرده‌های مذهبی بخش مهمی از نقاشیهای سبک هنر عامه است که به ویژه در اواخر عصر قاجار در قهوه‌خانه‌های شهرهای بزرگ رونقی یافت و به «نقاشی قهوه‌خانه» معروف شد(پیترسن، ١١٥؛ بلوکباشی، قهوه‌خانه‌ها...، ٩٧). چون موضوع این نقاشیها عمدتاً مذهبی بود و به شهادت امام حسین(ع) و یارانش در کربلا ارتباط داشت، پیترسن(همانجا) اصطلاح «نقاشی کربلا» را برای این نوع نقاشی مناسب‌تر می‌داند. از استادان نقاشی که پردۀ درویشی می‌کشیدند، محمد مدبّر و حسین همدانی شهرت بیشتری داشتند(سیف، ١١٦، ١٦٨).
پیشینه: با توجه به ارتباط این هنر تصویرگری با اسطوره‌ها و برخورداری آن از ارزشهای مذهبی و فراطبیعی و نیز با عنایت به نقوش سفالینه‌ها و پرده‌های اساطیری در سوگ سیاوش، برخی سابقۀ این نوع نقاشی را به دورۀ پیش از تاریخ می‌رسانند. برخی هم با توجه به نقاشیهای مانی(٢١٥-٢٧٦م) که نشانۀ تفکرات و اعتقادات مذهبی است، قدمت آن را به زمان مانی می‌رسانند(حسن‌بیگی، ٣٤٠؛ عناصری، ١٧٥؛ الیاده، ٢٧٦؛ غریب‌پور، همانجا). به هر حال، به تصویر درآوردن وقایع و رخدادهای تاریخی ـ مذهبی مربوط به کربلا احتمالاً از اواخر حکومت آل‌بویه(سدۀ ٤ق) در ایران معمول گردیده است(بلوکباشی، «شمایل‌نگاری...»، ٤). در عصر صفوی به سبب رسمی شدن مذهب تشیع و توجه خاص به سوگنامه‌ها، نقاشیهای مذهبی رونق و تحول یافت و به صورت شمایل‌نگاری بر روی پرده، دیوار، شیشه و کتاب درآمد. این هنر برپایۀ روایتهای افسانه‌ای و تاریخی برگرفته از کلام نقالان مذهبی، مداحان و تعزیه‌خوانان، بهره‌گیری از تخیل و احساس هنری تصویر‌گران آنها و باورهای عامه شکل گرفت(پیترسن، نیز بلوکباشی، قهوه‌خانه‌ها، همانجاها). برخی از پژوهشگران درخشندگی این هنر را تا حدی متأثر از هنر نقاشان اروپایی در سده‌های ١٦، ١٧ و ١٨م می‌دانند(محجوب، ١٩٥-١٩٦؛ نیز نک‌: ER, VII/٦٥).
ارتباط پرده‌خوانی و تعزیه‌خوانی(ه‌ م) و تأثیر متقابل آنها که هر دو از هنرهای دینی یا قدسی(غریب‌پور، ٥٦)به‌شمار می‌روند، بدیهی به نظر می‌رسد. برخی پرده‌خوانی و شمایل‌خوانی را هنری مرکب از هنرِ تجسمی نقاشی و هنر کلامی نقالی و مرتبط با روضه‌خوانی و تعزیه‌خوانی(بلوکباشی، «شمایل‌نگاری»، ٧)، و بعضی دیگر آن را مقدم بر تعزیه‌ و در شکوفایی آن مؤثر می‌دانند(بیضایی، نمایش، ٧٤؛ همایونی، همانجا؛ ملک‌پور، سیر...، ٥٤؛ غریب‌پور، ٦٤؛ ناظرزاده، ١٨٥).
پرده‌خوان: پرده‌خوان که او را درویش(غریب‌پور، ٦١؛ موسوی، ٤٥). پرده‌گردان(شاملو، ١/٣٨٠-٣٨١)، پرده‌چی(هدایت، ٥٤) و در لرستان تذکره‌خوان می‌نامند(موسوی، همانجا)، از برخی روایات مذهبی آگاهی دارد و با صوتی خوش و بیانی جذاب و رسا آنها را توصیف می‌کند. برخی از پرده‌خوانان به هنر شمایل‌نگاری نیز کم‌وبیش آشنایی داشتند و گروهی از شمایل‌نگاران خود پرده‌خوانی می‌کردند(عناصری، ٢٠٠؛ ناظرزاده، همانجا). پرده‌خوان با شیوه‌های نمایشی کردن وقایع آشنا بود و در مواقع لازم، برای بیان و شرح واقعه‌ها از اشعار مناسب استفاده می‌کرد(شاملو، ١/٣٨١).
پرده‌خوان که معمولاً خود را «سید» معرفی می‌کند، شالی سبز به کمر و پارچه‌ای سیاه یا سبز بر سر می‌بندد و یا به جای پارچه، کلاهی سیاه یا سبز بر سر می‌گذارد(موسوی، ٤٦، شاملو، همانجا). به هنگام پرده‌خوانی ابتدا طومار را به دیوار نصب، و سپس آن را باز می‌کند و آن‌گاه پارچۀ سفید روی پرده را کم‌کم کنار می‌زند و با چوب‌دستی خود که مِطْرق یا مِطْراق نام دارد(بیضایی، «نمایش...»، ٣١؛ عناصری، ١٧٤)، به تصاویر مجالس پرده اشاره، و با بیان مقدمه‌ای کار خود را آغاز می‌کند. شماری از پرده‌خوانان از روی طوماری که در دست دارند، داستان واقعه‌های پرده را می‌خوانند(رهبری، ٤٦).
مراحل کار پرده‌خوان به ترتیب شامل پیش واقعه‌خوانی، مناجات و فضائل‌خوانی، مناقب‌خوانی و نقل قصه و حدیث است. او در پایان با لحنی سوزناک گریزی به صحرای کربلا می‌زند و به نوحه و ندبه می‌پردازد(عناصری، ١٧٨-١٨١). گرچه پرده‌خوانان با نیت ثواب بردن و ثواب رساندن و تحریک احساسات مذهبی تماشاگران به پرده‌خوانی می‌پردازند، لیکن از راه پرده‌خوانی کسب معاش نیز می‌کنند. از این‌رو، در پایان هر مجلس پولی به رسم تبرک از مردم دریافت می‌کنند(حسن‌بیگی، ٣٤٤، غریب‌پور، ٦٢).
واعظ کاشفی در فصل ششم فتوت‌نامۀ سلطانی در شرح ارباب معرکه، به ارکان معرکه و بایسته‌ها و خصوصیات اهل معرکه اشاره می‌کند. او رکن اصلی معرکه را فیض گرفتن و فیض رساندن و قبول دلها و رفع نیاز خود و مضایقه نکردن در رفع نیاز درویشان و مبالغه نکردن در گدایی نوشته است که در مورد پرده‌خوانان که از جملۀ معرکه‌گیران‌اند، نیز صدق می‌کند(ص٢٧٥-٣٠٠).
برخی از پرده‌خوانان شاگردی دارند که در مواقع لزوم از او کمک می‌گیرند. در میان چهره‌های معروف پرده‌خوانان از درویش بلبل قزوینی(غریب‌پور، ٥٨)، و مرشد نقی، اهل الیگودرز نام برده‌اند(موسوی، همانجا).
خاستگاه ادبیات پرده‌خوانی بخشی شفاهی است که معمولاً از اقوال و روایات نقالان گرفته شده، و بخشی دیگر کتبی و برگرفته از مقتلها و سوگ‌نامه‌هایی مانند روضةالشهدای حسین واعظ کاشفی است(غریب‌پور، ٥٧).
پرده‌خوانی در عصر صفوی، با رونق گرفتن نقاشیهای پرده، متداول شد(موسوی، ٤٥)، اما از سالها قبل از آن مردم در ماههای عزاداری، صحنه‌هایی از زندگانی شهدا را که بر روی تابلوهای بزرگی به تصویر در آمده بود، به مراسم عزاداری سیدالشهدا می‌بردند(فونتانا، ٧٠). در عصر قاجار پرده‌خوانی رونق بیشتری یافت و پرده‌خوانی و شمایل‌گردانی به مجموعۀ آیینهای مراسم سوگواری افزوده شد و در مکانهای متبرکی مانند امام‌زاده‌ها و زیارتگاهها برپا می‌شد(حسن‌بیگی، ٣٤١-٣٤٣؛ غریب‌پور، ٥٦). رفته‌رفته در تمام ایام سال پرده‌خوانان در محل تجمع و گذر مردم، مانند میدانها، چارسوها و سرگذرها پرده می‌گشودند و پرده‌خوانی می‌کردند.
مآخذ: الیاده، میرچا، رساله در تاریخ ادیان، ترجمۀ جلال ستاری، تهران، ١٣٧٢ش؛ بلوکباشی، علی، «شمایل‌نگاری در حوزۀ هنرهای عامۀ ایران»، کتاب ماه هنر، تهران، ١٣٨٠ش، شم‌ ٣١-٣٢؛ همو، قهوه‌خانه‌های ایران، تهران، ١٣٧٥ش؛ بیضایی، بهرام، نمایش در ایران، تهران، ١٣٤٤ش؛ همو، «نمایش در ایران، نقالی»، مجلۀ موسیقی، تهران، ١٣٤١ش، س٣، ش‌م‌ ٦٦؛ پیترسن، س.، «تعزیه‌ و هنرهای مربوط به آن»، تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، به کوشش پ. چلکووسکی، ترجمۀ داوود حاتمی، تهران، ١٣٦٧ش؛ حسن‌بیگی، م.، تهران قدیم، تهران، ١٣٦٦ش؛ خلج، منصور، تاریخچۀ نمایش در باختران، تهران، ١٣٦٤ش؛ رهبری، عباس، «محرّم»، تلاش، تهران، ١٣٤٨-١٣٤٩ش، شم‌ ٢١؛ سیف، هادی، نقاشی قهوه‌خانه، تهران، ١٣٦٩ش؛ شاملو، احمد، کتاب کوچه، تهران، ١٣٧٨ش، دفتر اول؛ عناصری، جابر، درآمدی بر نمایش و نیایش در ایران، تهران، ١٣٦٦ش؛ غریب‌پور، بهروز، «هنر مقدس صورت‌خوانی = پرده‌خوانی»، فصلنامۀ هنر، تهران، ١٣٧٨ش، شم‌ ٤٠؛ فقیهی، علی‌اصغر، تاریخ جامع قم، قم، حکمت؛ فونتانا، ماریا ویتوریا، «شمایل اهل بیت»، ترجمۀ آذرمیدخت جلیل‌نیا، نشر دانش، تهران، ١٣٧٤ش، شم‌ ٣؛ کاشفی، حسین، فتوت‌نامۀ سلطانی، به کوشش محمدجعفر محجوب، تهران، ١٣٥٠ش؛ محجوب، محمدجعفر، «تأثیر تئاتر اروپایی و نفوذ روشهای نمایشی آن در تعزیه»، تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، به کوشش پ. چلکووسکی، ترجمۀ داوود حاتمی، تهران، ١٣٦٧ش؛ ملک‌پور، جمشید، سیرتحول مضامین در شبیه‌خوانی، تهران، ١٣٦٦ش؛ همو، گزیده‌ای از تاریخ نمایش در جهان، تهران، ١٣٦٤ش؛ موسوی، سیامک، نمایش در لرستان از آیین تا سال ١٣٧٠[؟]، خرم‌آباد، ١٣٧٩ش؛ ناظرزادۀ کرمانی، فرهاد، مجموعۀ مقالات مطالعات ایرانی، تهران، ١٣٨٠ش، شم‌ ٤؛ هدایت، صادق، علویه‌خانم و ولنگاری، تهران، ١٣٤٢ش؛ همایونی، صادق، تعزیه و تعزیه‌خوانی، تهران، ١٣٥٣ش؛ نیز: .ER ‌ مریم میرفخرایی