دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٢٨٩
| بهمن یار جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٢٨٩ |
بَهْمَنْیار، احمد متخلص به
دهقان(١٢٦٢-١٣٣٤ش/١٨٨٤-١٩٥٥م)، ادیب، شاعر، روزنامهنگار و استاد دانشگاه. وی در
کرمان به دنیا آمد. پدرش، آقا محمدعلی، معروف به معلم از مدرسان مدرسۀ ایراهیمیۀ
کرمان و از مریدان حاج محمدکریمخان پسرابراهیم خان ظهیرالدوله بود. استادان
بهمنیار عبارت بودند از پدر ـ که مقدمات را نزد او فرا گرفت ـ برادرش محمدجواد،
معروف به مدیر، غلامرضا رباطی و میرزاحسن کوهبنانی(باستانی، ١، ٤-٦، ٨).
فعالیتهای علمی و سیاسی: بهمنیار از ١٦ سالگی به تدریس روی آورد. در ١٨ سالگی با
مرگ پدرش(١٣١٩ق/١٩٠١م)، به جای او به تدریس پرداخت(همو، ٦). با آغاز شدن جنبش
مشروطیت ایران، بهمنیار بدان پیوست و یکی از مهمترین خواستههای این نهضت را که
پایهریزی نظام آموزشی نوین بود، در کرمان محقق ساخت(همو، ٩). او با بهرهجویی از
موقعیت خود، به تغییر نظام آموزشی مدرسۀ ابراهیمیه اقدام کرد و در ١٣٢٦ق/١٩٠٨م،
مدرسهای ٤ کلاسه به نام «تربیت» در همانجا برپا ساخت و پس از مدتی راهی بم شد و
درآنجا هم به همین شیوه مدرسهای به نام «اسلامیه» بنیاد نهاد(همو، ٨).
به دنبال شکست محمدعلی شاه و پایان دورۀ استبداد صغیر، زمینهای مناسب برای تشکیل
احزاب در ایران پدید آمد. در کرمان نیز حزب دمکرات، به پایمردی بهمنیار و برخی از
همفکرانش، پا گرفت(همو، ١٢) و نفوذ و قدرت بسیار پیدا کرد، چنان که در ١٣٢٨ق، به
دنبال تحدید احزاب از سوی ناصرالملک، نایبالسلطنه جنبشی گسترده در کرمان به راه
انداختند(همو، ١٥-١٦) و با شروع جنگ جهانی اول(١٩١٤م) نیروهای آلمانی و متحدان
آنها(اتریشیها و عثمانیها) را که در منطقه حضور داشتند، همسو و همراه خود ساختند و
متنفذان کرمان را که تحت حمایت انگلیس بودند، به هراس انداختند(همو، ١٧-٢٠). با شدت
یافتن این اقدامات، انگلیسیها با حمایت نیروهای بومی، به کرمان تاختند و نیروهای
آلمانی، متحدان ایشان و همپیمانان داخلی آنها، یعنی اعضای حزب دمکرات و از جمله
بهمنیار را در ١٣٣٤ق، به اسارت درآوردند و سپس به شیراز فرستادند(بهمنیار، ١، ٦؛
باستانی، ٢٠-٢٣).
بهمنیار پس از تحمل مرارتهای بسیار، در طول راه(همو، ٧-٢٠) در شیراز محبوس شد و
بهرغم ناملایمات و نامساعد بودن وضع زندان، به فراگیری زبان ترکی استانبولی از
اسرای عثمانی پرداخت(همو، ١٨، ٢٠، ٢٢، ٣٠-٤٠، ٤١). وی سرانجام پس از یک سال و اندی،
در ٨ رمضان ١٣٣٥، از حبس رهایی یافت و راهی تهران شد(همو، ٥٢-٥٣، ٨٣) و سردبیری
روزنامۀ صدای ایران را برعهده گرفت و برای روزنامۀ بهار اخبار انگلیسی را ترجمه
میکرد و به سختی روزگار میگذراند(همو، ٨٤). در ١٣٣٦ق، به استخدام وزارت مالیه
درآمد و روانۀ مشهد شد(همانجا؛ اسناد...، ٣/١٥-١٦).
از این زمان، زندگی اداری بهمنیار و تشدید فعالیتهای سیاسی وی آغاز شد. اقامت
بهمنیار در مشهد تا ١٣٠٢ش ادامه یافت(همان، ٣/١٥-٢٤، ٤٨-٤٩). در مشهد دو حادثۀ مهم
برای او پیش آمد: نخست، تعلیق وی از خدمت در وزارت مالیه در ١٢٩٩ش/١٩٢٠م، به جرم
همکاری با حزب دموکرات خراسان بود که پس از یک سال باردیگر به کار خود دعوت
شد(همان، ٣/٢٢-٢٤، ٣٢)؛ دوم، قیام کلنل محمدتقی خان پسیان در خراسان. پیشینۀ
وابستگی بهمنیار به حزب دموکرات و دلبستگی پسیان به این حزب، موجب نزدیکی بهمینار
به کلنل پسیان شد. بهمنیار به ایراد سخنرانیهایی به طرفداری از او پرداخت و
منظومهای نیز در ستایش وی به نام هدیۀ شرق سرود و آن را در ١٣٠٠ش، در مشهد به چاپ
رساند(همان، ٣/٣٤-٣٦).
در مهر همان سال، پسیان در جنگ با اکراد قوچان کشته شد و به دنبال آن، دستگیری و
تعقیب هوادارنش آغاز گردید. بهمنیار نیز دستگیر و زندانی شد(همان، ٣/٤٠-٤٣). وی پس
از آزادی از زندان و در پی استعفا از خدمت در وزارت مالیه(همان، ٣/٤٨) مجال بیشتری
یافت تا با آزادیخواهان مشهد مانند شیخ احمدبهار همسو شود و در برخی حرکتهای
ضدانگلیسی(بهار، ١٨٨-١٩١) شرکت جوید و در کار تأسیس شعبۀ «انجمن اتحاد ایران»، با
هدف اتحاد اسلامی و مخالفت با کشورهای غیراسلامی و همچنین تلاش برای راهیابی به
مجلس چهارم، فعالیت کند(همو، ١٨٦، ١٩١-١٩٢).
بهمنیار در ١٣٠٣ش، به تهران بازگشت؛ اما با به قدرت رسیدن رضاخان و اختناق ناشی از
قدرتطلبی او، از فعالیتهای سیاسی کناره گرفت و از ١٣٠٥ش، همچون بسیاری از ادیبان
آن روزگار مانند ملکالشعرابهار و علیاکبر دهخدا به ناگزیر خاموشی گزید. در همین
سال به استخدام وزارت معارف درآمد(باستانی، ٤٦) و سپس راهی تبریز شد و در مدرسۀ
محمدیه به تدریس پرداخت و ریاست دارالمعلمین آن شهر را برعهده گرفت(اسناد،
٣/٥٩-٦٣).
بهمنیار در ١٣٠٦ش به وزارت عدلیه دعوت شد(باستانی، ٤٦-٤٧) و راهی قزوین و همدان
گردید(اسناد، ٣/٦٤-٧٠). در همدان با بهاءالملک قرهگوزلو آشنا شد. این آشنایی سبب
گردید تا به واسطۀ برادربهاءالملک، اعتمادالدوله یحییٰ قرهگوزلو، وزیر معارف بار
دیگر کارخود را در ١٣٠٨ش در وزارت معارف از سر بگیرد(همان، ٣/٧١-٧٣؛ همایی، ٢/٦٦).
همکاری بهمنیار با وزارت معارف تا ١٣١٢ش ادامه داشت. وی در این مدت به تدریس در
مدارس تهران مانند دارالمعلمین و دارالفنون، و «مباشرت در طبع کتب درسی» و «تصحیح
کتب مطبوعه» همت گماشت(فروزانفر، ٢٩٩؛ اسناد، ٣/٧٢-٧٤، ٨٢-٩٠).
پس از تأسیس دانشگاه دانشگاه تهران در ١٣١٣ش، بهمنیار با نوشتن رسالهای دربارۀ
صاحب بنعبّاد، همانند دهخدا، فروزانفر و سعید نفیسی به مقام استادی این دانشگاه
رسید(باستانی، ٤٨-٤٩؛ اسناد، ٣/٩٣-٩٨، ١٠٤، ١٠٩-١١٠). همکاری بهمنیار با دانشگاه
تهران تا پیش از مرگش استمرار یافت و در این مدت به فعالیتهای دیگری چون همکاری با
علیاکبر دهخدا(١٣١٨ش) برای تدوین فرهنگ فارسی و نیز همکاری پیوسته با فرهنگستان
ایران(١٣٢١ش) مبادرت ورزید(همان، ٣/١١٣-١١٥). بهمنیار سرانجام در آبان ١٣٣٤ش، پس از
یک دوره بیماری در تهران درگذشت و بنا بروصیت خودِ او در کربلا به خاک سپرده
شد(باستانی، ٤٩-٥٠).
روزنامهنگاری: فعالیتهای روزنامهنگاری بهمنیار، بسیار گسترده، متنوع و بر روی هم
به دو گونۀ مختلف بود: نخست، همکاری با نشریات گوناگون، مانند نوشتن مقاله در
روزنامۀ کرمان پس از انقلاب مشروطیت(باستانی، ٩)، سردبیری روزنامۀ صدای ایران و
ترجمۀ مقالات انگلیسی برای روزنامۀ بهار در ١٣٣٥ق(بهمنیار، ٨٤)؛ دوم، انتشار نشریات
گوناگونی که خود آنها را اداره میکرد.
نخستین نشریهای که بهمنیار منتشر ساخت، هفتهنامۀ دهقان بود. این نشریه با هدف
«طرفداری از استقلال ایران و حفاظت از حقوق ایرانیان»، در ٢٦شوال ١٣٢٩ در ٤ صفحه با
چاپ سنگی در کرمان منتشر میشد. مندرجات روزنامه برخلاف سایر نشریات آن روزگار،
کمتر به اخبار روز اختصاص داشت و بیشتر شامل مقالاتی در طرفداری از آزادی و حقوق
فرودستان جامعه بود(صدر هاشمی، ٢/٣٠٧-٣٠٨). انتشار این هفتهنامه تا ١٣٤٤ق ادامه
داشت و پس از آن ظاهراً به واسطۀ تبعید بهمنیار متوقف شد(رزمآسا، ٥٢). بهمنیار در
١٣٠٠ش، یکبار دیگرکوشید تا این نشریه را در مشهد منتشر سازد، ولی در این امر
توفیقی به دست نیاورد(اسناد، ٣/٢٦-٢٧). به گفتۀ برزین این نشریه پس از شهریور ١٣٢٠،
تا مدتی منتشر میشده است(ص١٩٨).
از دیگر نشریاتی که بهمنیار به نشر آن اقدام کرد، روزنامۀ فکر آزاد بود که در دورۀ
جدا از هم صورت گرفت: دورۀ اول، از خرداد ١٣٠١، به مدت دوسال در مشهد، و این امر
مرهون قیام کامل محمدتقیخان پسیان(١٣٠٠ش) بود که زمینهای مناسی برای انتشار این
نشریه فراهم آورد. در این دوره فکر آزاد به عنوان «نشریهای سیاسی، علمی، اخلاقی و
ادبی» شناخته شد(اسناد، ٣/٢٩-٣٠، ٣٧-٣٩، ٤٤؛ صدرهاشمی، ٤/٨٢)؛ دورۀ دوم، از آبان
١٣٠٣، به مدت یک سال در تهران، و این امر پس از استعفای بهمنیار از خدمت در وزارت
مالیه و بازگشت وی به تهران صورت گرفت(اسناد، ٣/٥٢-٥٤؛ صدر هاشمی، همانجا).
از دیگر روزنامههایی که بهمنیار به اخذ مجوز آنها اقدام کرد، روزنامههای کشکول
دهقان(زنبیل دهقان) و طهران (اسناد، ٣/٥٧-٥٨، ٧٧).
آثار: بهمنیار علاوه بر مقالات فراوانی که در روزنامههای خود منتشر میساخت، آثار
بسیاری اعم از مقاله و کتاب از او باقی مانده است. مقالات او عمدتاً در مجلاتی
مانند آموزش و پرورش، تعلیم و تربیت، یغما و مجلۀ دانشکدۀ ادبیات تهران چاپ شده
است(میرانصاری، ٣/٦). دیگر آثار وی عبارتاند:
الف- تصحیح و تحقیق: اسرارالتوحید(تهران، ١٣١٣ش)؛ التوسل الیالترسل(تهران، ١٣١٥ش)؛
تاریخ بیهق(تهران، ١٣١٧ش)؛ الابنیةعنحقائقالادویة(تهران، ١٣٤٦ش).
ب- تألیف و تدوین: تحفۀ احمدیه، در شرح الفیۀ ابن مالک(کرمان، ١٣٣٠ق)؛ داستاننامۀ
بهمنیاری، در امثال و حکم(تهران، ١٣٦١ش)؛ صاحب بنعباد(تهران، ١٣٤٤ش)؛ صرف و
نحو(تهران، ١٣٣١ش)؛ منتخباسرارالتوحید(تهران، ١٣٢٠ش).
ج- شعر: هدیۀ شرق(مشهد، ١٣٠٠ش).
آثار منتشر نشده: تاریخ ادبیات عرب، ترجمۀ زبدةالتواریخ صدرالدین علی حسینی، دیوان
اشعار، رساله در منطق قدیم و جدید، صرف و نحو ترکی، منظومه در ازاحیف عروضی،
منتخبات نثر و نظم ادبی و یادداشتهای آوارگی(میرانصاری، ٣/٥-٦، ١٢٧-١٣٠).
مآخذ: اسنادی از مشاهیر ادب معاصر ایران، به کوشش علی میرانصاری، تهران، ١٣٧٨ش؛
باستانی پاریزی، محمدابراهیم، «ترجمۀ احوال استاد بهمنیار»، داستاننامۀ بهمنیاری،
به کوشش فریدون بهمنیار، تهران، ١٣٦١ش؛ برزین، مسعود، شناسنامۀ مطبوعات ایران،
تهران، ١٣٧١ش؛ بهار، جلیل و مجید تفرشی، شناسنامه(زندگانی و آثار شیخ احمد بهار)،
تهران، ١٣٧٧ش؛ بهمنیار، احمد، یادداشتهای آوارگی، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ
مرکز؛ رزمآسا، اسماعیل، تاریخ مطبوعات کرمان، تهران، ١٣٦٧ش؛ صدر هاشمی، محمد،
تاریخ جرائد و مجلات ایران، اصفهان، ١٣٦٧ش؛ فروزانفر، بدیعالزمان، مجموعۀ مقالات و
اشعار، به کوشش عنایتالله مجیدی، تهران، ١٣٥١ش؛ میرانصاری، علی، «آثار»(نک: هم،
اسنادی از مشاهیر ادب معاصر)؛ همایی، جلالالدین، «بیانات»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات
دانشگاه تهران، ١٣٣٤ش، س٣، شم ٢.
علی میرانصاری