دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤١٤
| بیوتات جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٤١٤ |
بُیوتات، اَهْل، عنوانی برای بازماندگان
خاندانهای کهن ایرانی در دورۀ اسلامی و نیز اشراف و نجبای برخی طوایف عرب و غیر
عرب.
اهل بیوتات که در منابع به صورتهای اهل البیوت، اهل البیتات و اصحاب البیوتات نیز
آمده(برای صورتهای دیگر آن، نک: دوزی، I/١٣١). ظاهراً ترجمۀ عربی واژۀ ویسپوهْران١
در فارسی میانه است. این واژه در خط پهلوی با هُزوارش(واژگان آرامی الاصل که به خط
پهلوی نوشته میشد، ولی معادل پهلوی آنها به تلفظ درمیآمد)بربیتان٢ نشان داده شده
است. در سنگنوشتۀ حاجیآباد(به زبان پهلوی کتیبهای)، آنجا که شاپور اول(سل
٢٤٠-٢٧٠م) طبقات اعیان را نام میبرد، ویسپوهران پس از شهریاران(شاهان تابع
شاهنشاه) و پیش از بزرگان(وزرگان)، یعنی در مرتبۀ دوم قرار گرفته است(نک: مکنزی،
٥٠٠). این طبقه، شامل نجبای عالیرتبه و شاید همان ٧خاندان کهن ایرانی بودند(نک:
نولدکه، ١٤١؛ کریستنسن، ایران...، ١٣١، وضع...، ٤١-٤٢؛ بهار، ١٨٧)که به گفتۀ
بیرونی در روز دوم عید نوروز همراه دهقانان به حضور پادشاه بار مییافتند، درحالی
که روز اول مخصوص عموم مردم بود(ص٢١٨). اینان همچنین از پرداخت خراج سرانه نیز معاف
بودند(دینوری، ٧١؛ طبری، ٢/١٥١). به روایت طبری اهل بیوتات در قتل شاپور سوم(سل
٣٨٣-٣٨٨م) مشارکت داشتند(٢/٦٢).
پس از فتح ایران به دست عربهای مسلمان، اهل بیوتات در حفظ و انتقال فرهنگ و سنتهای
ایرانی و نیز نظام دیوانی ساسانی نقش بسزایی ایفا کردند. نقش اخیر اینان به ویژه از
آنجا پیداست که در بعضی منابع از اهل بیوتات عمدتاً به عنوان رؤسا و مدیران امور
دیوانی یاد شده است(اصطخری، ١٤٧؛ ابنحوقل، ٢/٢٩٢-٢٩٤). مسعودی میگوید که در
٣٠٣ق/٩١٥م نزدِ یکی از اهل بیوتات، کتاب بزرگی مشتمل بر اخبار پادشاهان، و سیاستهای
پارسیان دیدم که در سایر کتابهای ایشان مانند خداینامه، آییننامه و گاهنامه، دیده
نمیشود(ص١٠٦). به گفتۀ ابنحوقل(همانجا)، در میان اهالی فارس، سنتی پسندیده وجود
داشت که به اهل بیوتات قدیم نکویی میکردند و ایشان را مقدم میشمردند و گروهی از
آنان(مانند مدرک، احمد و فضل)، کارهای دیوانی را از روزگاران قدیم تا آن ایام(سدۀ
٤ق/١٠م)به میراث داشتند(نیز نک: اصطخری، همانجا).
اصطلاح اهل بیوتات نه تنها به طبقۀ ویسپوهران و یا بازماندگان آنان در دورۀ اسلامی،
بلکه به خاندانهایی از عربها و دیگر ایرانیان و غیره نیز اطلاق میشد(نک: قزوینی،
١٦٤). به گفتۀ ابوالفرج اصفهانی اهل بیوتات، طوایفی از اعراب بهشمار میرفتند که
بعد از بنیهاشم به شرافت و بزرگی نامبردار بودند و به ٣ یا به قولی دیگر ٤ بیت
تقسیم میشدند(١٧/١٠٥؛ قس: زیدان، ١٢/٥٥٤).
امام علی(ع) به مالک اشتر سفارش میکند که عاملان خود را از میان صالحان از جمله
اهل بیوتاتِ صالح برگزیند(نهجالبلاغه، ٣٣٠، ٣٣٢). خلفای اموی، همواره اهل بیوتات
عرب را محترم میداشتند و امتیازات و حقوق ویژهای برای آنان برقرار میکردند؛ اما
در زمان خلافت عباسیان به ویژه پس از کشته شدن امین(١٩٨ق/٨١٤م) و ضعف عربگرایی،
جایگاه اهل بیوتات عرب نیز متزلزل شد و سرانجام در خلافت معتصم(٢١٨-٢٢٧ق/٨٣٣-٨٤٢م)
از امتیازات پیشین محروم شدند(زیدان، همانجا). با این همه، اخبار پارهای منابع
حاکی از آن است که از آن پس نیز برخی امرا، وزرا و دولتمردان خلافت و حکومتهای تابع
آن، اهل بیوتات عرب را بزرگ میداشتند و به زیردستان خود نیز سفارش میکردند که به
ایشان نکویی و بخشش کنند(نک: رودراوری، ٣/٢٨٧؛ تنوخی، ١/٣٧٩، ٤٦١-٤٦٢).
مآخذ: ابنحوقل، محمد، صورةالارض، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٣٩م؛ ابوالفرج اصفهانی،
الاغانی، بیروت، ١٣٩٠ق/١٩٧٠م؛ اصطخری، ابراهیم، مسالک الممالک، به کوشش دخویه،
لیدن، ١٩٢٧م؛ بهار، محمدتقی، تعلیقات بر تاریخ سیستان، تهران، ١٣١٤ش؛ بیرونی،
ابوریحان، الآثار الباقیة، به کوشش زاخاو، لایپزیگ، ١٩٢٣م؛ تنوخی، محسن، فرج بعد از
شدت، ترجمۀ کهن حسین بن اسعد دهستانی، به کوشش اسماعیل حاکمی، تهران، ١٣٦٣ش؛
دینوری، احمد، الاخبارالطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر و جمالالدین شیال، قاهره،
١٩٦٠م؛ رودراوری، محمد، ذیل تجارب الامم، به کوشش، آمدرز، قاهره، ١٣٣٤ق/١٩١٦م؛
زیدان، جرجی، المؤمنات الکاملة، بیروت، ١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛ طبری، تاریخ؛ قزوینی رازی،
عبدالجلیل، نقض، به کوشش جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٥٨ش؛ کریستنسن، آرتور،
ایران در زمان ساسانیان، ترجمۀ رشید یاسمی، تهران، ١٣٥١ش؛ همو، وضع ملت و دولت و
دربار در دورۀ شاهنشاهی ساسانیان، ترجمۀ مجتبیٰ مینوی، تهران، ١٣١٤ش؛ مسعودی، علی،
التنبیه و الاشراف، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٩٣م؛ نولدکه، تئودُر، تاریخ ایرانیان و
عربها در زمان ساسانیان، ترجمۀ عباس زریاب، تهران، ١٣٥٨ش؛ نهجالبلاغه، ترجمۀ جعفر
شهیدی، تهران، ١٣٦٨ش؛ نیز:
Dozy, R., Supplément aux dictionnaires arabes, Beirut, ١٩٦٨; Mackenzie, D. N.,
»Shapur’s Shooting«, Bulletin of the School of Oriental and Afrrican Studies,
London, ١٩٧٩, vol. XLI.
ابوالفضل خطیبی