دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٢٦
| بیهقی، ابوجعفر جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٤٢٦ |
بِیْهَقی، ابوجعفراحمدبنعلیبنمحمد، معروف
به بوجعفرک(٤٧٠-٥٤٤ق/١٠٧٧-١١٥٠م)، از دانشمندان بلندپایۀ لغت، نحو، قرائت و تفسیر و
صاحب کتاب تاج المصادر. کهنترین و معتبرترین منبع در احوال بیهقی، آثار شاگرد وی،
ابوالحسن علیبنزید بیهقی، مشهور به ابنفندق است(تاریخ...، ١٦٧، بخشی از
مشارب...، ١٣/٢١٩-٢٢١). هیچیک از منابع از زادگاه وی یاد نکردهاند، ولی با توجه
به اشارۀ ابوالحسن علی بیهقی(تاریخ، ١٦٦)به کلیماباد بیهق، زادگاه جد او، محمدبن
احمد، و عبارت «نزیل نیشابور»(قفطی، ١/٨٩؛ سیوطی، طبقات...،٤) و نیز نسبت «بیهقی»
که همه در آن اتفاق دارند، به نظر میرسد که وی در بیهق زاده شده باشد، اما سپس به
نیشابور کوچیده، و در آنجا اقامت گزیده است.
در منابع دربارۀ تحصیلات و زندگانی وی جز این نمییابیم که از
قاضیابونصراحمدبنمحمدبنصاعدحنفی (د٤٨٢ق/١٠٨٩م) و واعظ معتزلی، ابوالحسن
علیبنحسنصندلی(د٤٨٤ق) بهره گرفت و تاجاللغة و صحاح اللغة جوهری و کتابهای بسیار
دیگری را نزد ابوالفضل احمدبنمحمدمیدانی(د٥١٨ق)خواند و از برکرد(یاقوت، ٤/٩٤-٥٠،
٥/٤٨؛ سیوطی، همانجا؛ صفدی، ٧/٢١٤). به روایت علی بیهقی وی در ٥١٤ق/١١٢٠م، امام
جماعت نیشابور و دارای کُتّاب(مدرس، مکتب)بوده است. بجز علی بیهقی که کتاب
تاجالمصادر او و چند کتاب دیگر، از جمله نحو ابنفضال، فصلی از المقتصد، الامثال
ابوعبید و الامثال ابوالفضل میکالی را نزد او خوانده است(نک: بخشی از مشارب،
همانجا)، شاگردان بسیار دیگری نیز در مکتب او تعلیم دیدهاند که منابع با اوصافی
نظیر«اصحابٌ نجباء» و «تلامذةٌ نجباء» از آنان یاد میکنند(یاقوت، ٤/٤٩؛ قفطی،
صفدی، همانجاها؛ سیوطی، بغیة...، ١/٣٤٦).
یادآوری نام او در کتابهای طبقات النحاة، طبقات المفسرین و تدکرةالحفاظ، حکایت از
جایگاه بلند علمی وی در علوم نحو، تفسیر و قرآنی دارد. در منابع آمده است که وی جز
در اوقات نماز از خانه خارج نمیشد و به دیدار کسی نمیرفت، اما مردم برای تعلم و
تبرک به دیدار او میرفتند. عبارت قفطی(همانجا) ـ اگر سهوی رخ ننموده باشد ـ دلالت
بر این دارد که او در مسجد ساکن بوده است. بوجعفرک بیهقی پس از نماز عصر روز
سهشنبه، آخرین روز از مبارک رمضان بر اثر بیماری کوتاهی درگذشت و در روز عید فطر
به خاک سپرده شد(یاقوت، ٤/٤٩-٥٠؛ صفدی، همانجا؛ قفطی، ١/٨٩-٩٠).
آثار:
آثار برجای مانده از بیهقی اینهاست:
١. تاج المصادر. از میان آثار بیهقی تاجالمصادر مشهورتر و به سبب اشتمال بر بیشتر
مصادر عربی(نزدیک به ١٧هزار) و برابرهای فارسی آنها پیوسته منبعی معتبر و ارزشمند
برای فرهنگنویسان فارسی زبان(مثلاً دهخدا) بوده است. به گفتۀ مؤلف، مواد عربی
تاجالمصادر در قرآن کریم و احادیث و نیز افعال کثیرالاستعمال دیوانهای عرب گرد
آمده، و در شرح و معنای این مواد از چند کتاب همچون دیوانالادب فارابی، صحاح
اللغۀ جوهری، تهذیب اللغۀ ازهری، الغریبین هروی و المصادر زوزنی بهره گرفته شده
است(نک: عالمزاده، ٦٦-٦٩).
تاجالمصادر در دو بخش بزرگ: ١. مصادر ثلاثی مجرد؛ ٢. مصادر ثلاثی مزید، رباعی مجرد
و مزید تدوین یافته است. بخش نخست، براساس حرکت عینالفعل در ماضی و مضارع، به ٦باب
و هریک از این ابواب به بخشهای فرعی: سالم، مضاعف، اجوف، ناقص و مهموز منقسم گردیده
که خود دارای بخشهای فرعیتری، همچون مضاعفِ مهموزاللام است. مصادر برحسب حرف آخر و
ترتیب الفبایی، در بخشهای اصلی و ابواب جای گرفته است. در هریک از ابواب مصادر بخش
دوم(ثلاثی مزید، رباعی مجرد و مزید)همین تقسیمات رعایت شده است. در این تقسیم و
ترتیب نیز تأثیر دیوان الادب فارابی، الصحاح جوهری، و المصادر زوزنی دیده
میشود(همو، ٥-٦، ٦٨-٦٩).
تاجالمصادر یک بار در ١٣٠١ق به خط ملک الکتاب میرزا محمد شیرازی در بمبئی، در
٢٢٩صفحۀ کوچک و دو بخش در یک مجلد، و بار دیگر به تصحیح و تعلیق هادی عالمزاده در
دو مجلد(ج١، تهران، ١٣٦٦ش و ج٢، ١٣٧٥ش)همراه با فهرستهای گوناگون منتشر شده است.
٢. «المحیط بلغات القرآن». نسخهای از این کتاب به کوشش حسین شفیعی فریدنی، در
مجموعۀ میراث اسلامی ایران(دفتر سوم، ص٧٥٣-٨٣٦) به چاپ رسیده است(قم، ١٤١٦ق)؛
«المحیط» کتابی شگفت است. در نظر نخست، پنداشته میشود که کتاب از نوع «مشکل
القرآن»هایی است که تألیف آنها حدود دو قرن پیش از آن آغاز شده بود و بهترین نمونۀ
کهن آن، از آن ابنقتیبه است(به همین نام). اما مؤلف به واژگان دشوار عنایت خاصی
ندارد و چنانکه در مقدمه اشاره کرده است(ص٧٥٨)، به چند اصطلاح و واژۀ قرآنی که با
معنایی گستردهتر داشتهاند و اهل علم، معانی گوناگونی برای هریک عرضه کردهاند،
پرداخته، تا اسرار آنها را بیابد. اما آنچه او در پیشگفتار نگفته، همانا توضیح
واژهها به زبان فارسی است که ارزش کتاب او را برای ما چند برابر میسازد.
وی معمولاً در آغاز، پس از کلمۀ مدخل، معادل فارسی آن را به اختصار تمام داده(مثلاً
الالاهیة: خدایی)، و سپس به زبان عربی به شرح و بسط پرداخته است. با یک برآورد
سطحی، معلوم میشود که نزدیک به ٣٠٠کلمه، معادل فارسی دارند. برخی از این کلمات،
کهن و احیاناً فراموش شدهاند(ترقوه: چنبرسینه، ص٧٩٩؛ کعب: پژول، ص٨٠٨). در برخی
دیگر، لهجۀ شهر مؤلف پدیدار است(اعجم: بسته زُقان، ص٧٩٧؛ مرفق: وارَن، ص٨٠٤). در
یکجا برای مصطلحات قرآنی، ترجمههای فارسی زیبایی داده است(احکم الحاکمین: راست
داورتر داوران، ص٧٧٠). در توضیحات عربی نیز گاه عباراتی فارسی در شرح کلمات آمده
است.
٣. ینابیع اللغة، در واقع همان صحاح اللغۀ جوهری است که بیهقی آن را از شواهد
پیراسته و مطالب مفیدی از تهذیب اللغۀ ازهری و الشامل ابومنصور جَبّان و معجم
مقاییس اللغۀ ابنفارس بدان افزوده است. این اثر کتابی مفید و تقریباً هم حجمِ
الصحاح است(یاقوت، ٤/٥٠).
٤. المحیط بعلم القرآن، که ظاهراً همان المحیط بلغات القرآن است. احمد عبدالغفور
عطار در مقدمۀ صحاح جوهری(١/١٦٣-١٦٤) و نیز در الصحاح و مدارس المجمعات
العربیة(ص١٩٤-١٩٥) که در واقع چاپ دوم و مستقل همان مقدمۀ صحاح اللغة است، دو کتاب
المحیط بلغات القرآن و ینابیع اللغۀ بیهقی را به سبب خطا در فهم عبارت، به
تاجالدین خواری(د٥٨٠ق) نسبت داده، و علینقی منزوی نیز بر اثر لغزشی مشابه، کتابی
با عنوان الفرائد را در شمار بیهقی آورده است(ص٤٩) که اصلی ندارد(عالمزاده،
٥٦-٥٩).
مآخذ: بیهقی، احمد، «المحیط بلغات القرآن» به کوشش حسین شفیعی فریدنی، میراث اسلامی
ایران، قم، ١٤١٦ق، دفتر سوم؛ بیهقی، علی، بخشی از مشارب التجارب، ادبا(نک: هم
،یاقوت)؛ تاریخ بیهق، به کوشش احمد بهمنیار، تهران، ١٣١٧ش؛ سیوطی، بغیةالوعاة، به
کوشش محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ همو، طبقات المفسرین، به کوشش ا.
مرسینگ، لیدن، ١٨٣٩م؛ صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به کوشش احسان عباس، بیروت،
١٣٨٩ق/١٩٦٩م؛ عالمزاده، هادی، مقدمه بر تاجالمصادر بیهقی، تهران، ١٣٦٦ش؛ عطار،
احمد عبدالغفور، الصحاح و مدارس المعجمات العربیة، بیروت،١٣٨٦ق/١٩٦٧م؛ همو، مقدمه
بر الصحاح جوهری، بیروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ قفطی، علی، انباءالرواة، به کوشش
محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٦٩ق/١٩٥٠م؛ منزوی، علینقی، فرهنگنامههای عربی به
فارسی، تهران، ١٣٣٧ش؛ یاقوت، ادبا.
هادی عالمزاده