دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٣٠٦
| بیاضی، ابوجعفر جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٣٠٦ |
بَیاضی، ابوجعفر مسعود بن عبدالعزیز بن محسن
بیاضی(د ذیقعدۀ ٤٦٨/ژوئن١٠٧٦)، شاعر. وی در بغداد زاده شد و در همانجا درگذشت و در
گورستا باب ابرز دفن شد(ابنجوزی، ١٦/١٧٤؛ ابنخلکان، ٥/١٩٩). ابنخلکان که بیش از
دیگران به وی پرداخته است، نسب او را تا عباسبنعبدالمطلب برمیکشد(٥/١٩٧، ١٩٨) و
ظاهراً از همینروست که لقب شریف یافته است(همو، ٥/١٩٧؛ ذهبی، ١٨/٤٠٩). همچنین
گویند: از آنجا که یکی از اجدادش در محضر خلیفۀ عباسی ـ برخلاف همه که لباس سیاه
پوشیده بودند ـ جامۀ سپید برتن داشت، به کنایت بیاضی خوانده شد و این لقب بر او به
جای ماند(ابنخلکان، ٥/١٩٩؛ قس: سمعانی، ٢/٣٨٤-٣٨٥).
از دیوان کوچک بیاضی که ابنخلکان دردست داشته(نک: ٥/١٩٧-١٩٨)، اینک تنها ٤١ بیت
پراکنده برجای مانده است(نک: باخرزی، ١/٣٧٨، حاشیه؛ ابنجوزی، ١٦/١٠٠، ١٧٥-١٧٦؛
ابنخلکان، ٥/١٩٨-١٩٩؛ ابندمیاطی، ٢٣٠) که غالباً در وصف، غزل و نسیب سروده شده
است و تنها دو بیت هجا در آن میان دیده میشود(نک: باخرزی، همانجا؛ ابنجوزی،
١٦/١٤٩-١٥٠). این اندک مقدار که به نظر ابنخلکان نمونۀ گویایی از همۀ دیوان اوست،
نشان میدهد که شعرِ نوگرای ظرافتجوی پراستعارۀ این دوره از فخامت سرودههای
بزرگانی چون ابوتمام و متنبی دوری میگزیند و به زبان عامۀ مردم نزدیک میشود و
هنوز در چنگال صنایع دچار خفقان نشده، و ظاهراً، به همین سبب است که ذهبی شعر او را
«در اوج» وصف کرده است(١٨/١٤٠). علاوه بر اشعار مذکور یادداشتهایی از وی بر یک
قصیدۀ ١٠٨ بیتی از شریف رضی در کتابخانۀ برلین موجود است(نک: آلوارت، شم
(٨٤٧١(٦٩a).
مآخذ: ابنجوزی، عبدالرحمان، المنتظم، به کوشش محمد عبدالقادرعطا و مصطفیٰ
عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٢ق؛ ابنخلکان، وفیات؛ ابن دمیاطی، احمد، المستفاد من ذیل
تاریخ بغداد، به کوشش قیصر ابوفرح، حیدرآباد دکن، ١٣٩٩ق/١٩٧٨م؛ باخرزی، علی،
دمیةالقصر، به کوشش محمد تونجی، دمشق، ١٣٩١ق؛ ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به
کوشش شعیب ارنؤوط و محمد نعیم عرقوسی، بیروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٤م؛ سمعانی، احمد، الانساب،
به کوشش عبدالرحمان معلمی بمانی، حیدرآباد دکن، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ نیز:
Ahlwardt.
مریمصادقی