دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٩١
| پرتوی شیرازی جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٤٩١ |
پَرْتویِ شیرازی، شاعر سدۀ ٩ و اوایل سدۀ
١٠ق. همۀ تذکرهنویسان، حتیٰ معاصرانش مانند علیشیر نوایی(ص٣٩٧) و سام میرزا(ص٨٦)
وی را شیرازی دانستهاند(نیز نک: میرحسین دوست، ٧١؛ آذر، ٢٧١؛ احمدعلی، ٣٧٨؛ علی
حسنخان، ٧٦). ناگفته نماند که فخرالزمانی(ص١٢٤-١٢٥)، پرتوی را لاهیجانی دانسته که
در جوانی به شیراز مهاجرت کرده است. هدایت نیز از دو شاعر به نامهای پرتوی لاهیجی و
پرتوی شیرازی یاد کرده، و شرح احوال آن دو را درهم آمیخته است(١/٢٤٧).
از تاریخ ولادت پرتوی آگاهی دقیقی در دست نیست و درباب تاریخ وفاتش نیز اختلافنظر
است. فخرالزمانی براساس نوشتۀ امیرمختار در مخزناخبار، وفات وی را در ٧١ سالگی و
در ٩٤١ق/١٥٤٣م، و مدفن وی را شهر بغداد ذکر کرده است(ص ١٢٦؛ نیز نک: ایمان، ٩٦)،
اما به نوشتۀ صفا وی در ٩٢٨ق/١٥٢٢م در شیراز درگذشته، و در جوار آرامگاه سعدی به
خاک سپرده شده است(٥/٦٤٩؛ نیز نک: آذر، همانجا).
پرتوی با شهیدی قمی و اهلی شیرازی معاصر بود و جوانی وی بیشتر صرف عاشقی و میگساری
و قلندری شد؛ اما در اواخر عمر از کردارهای گناهآلود دوران جوانی توبه
کرد(فخرالزمانی، ١٢٤-١٢٦). وی دانشهای عقلی را نزد جلالالدین محمد
دوانی(٨٣٠-٩٠٨ق)فرا گرفت و به خصوص در علم تصوف و طریقت، مهارت یافت(همو، ١٢٥؛ صفا،
همانجا). چنان که دوانی مرتبۀ وی را در مقامات عرفانی میستود و دربارۀ او میگفت:
فقیرتر و مسکینتر از او[= پرتوی] ندیدهام. به نظر من او از رهروان طریق حق
است(نک: داور، ١٠٦).
پرتوی شیرازی در عهد ابراهیمخان ابوالفوارس زندگی میکرد(میرحسیندوست، همانجا)،
اما ٢١ سال از آخر عمر خود را در زمان سلطنت شاه اسماعیل صفوی گذرانید(صفا،
٥/٦٤٨-٦٤٩). او در علم پزشکی(علیحسنخان، همانجا) و نیز در دانش نجوم مهارت
داشت(علیشیر، همانجا)، چنانکه تقویمی به نام شاهاسماعیل صفوی(سل ٩٠٥-٩٣٠ق) نوشت
و در آن، واقعۀ چالدران(ه م) و شکست شاهاسماعیل و تصرف تبریز به دست سلطان
سلیمعثمانی را ـ که به فرار شاهاسماعیل و تغییر خطبه و سکه انجامید ـ پیشگویی
کرد(نک: علیشیر، همانجا). وی بارها به سفر حج رفت(فخرالزمانی، ١٢٦؛ قس: کوثر، ٥١).
پرتوی از گویندگان بنام عهد خویش، و در انواع سخن استاد بود، از اینرو، بیشتر
معاصران و نویسندگانی که به شرحاحوال او پرداختهاند، استادی او را در شاعری
ستودهاند(نک: صفا، ٥/٦٤٩). دیوان وی (آقابزرگ، ٩(١)/١٥٧؛ منزوی، خطی مشترک،
٩/٢٠١٧) مشتمل بر حدود ٤هزاربیت(فخرالزمانی، همانجا) غزل و قصیده است. گفتهاند که
پرتوی در اواخر عمر یک مثنوی نیز به شیوۀ حدیقةالحقیقة سنایی سروده، اما در میان
مردم چندان شهرتی نیافته است(همانجا؛ صفا، ٥/٦٥٠).
شهرت پرتوی بیشتر به سبب سرودن ساقینامۀ اوست. برخی ساقینامۀ او را به فردوسی
نسبت دادهاند و چنین اظهارنظر کردهاند که فردوسی در ابتدا، پرتوی تخلص میکرده
است(نک: فخرالزمانی، ١٢٤). این اثر ٢٨١ بیت و در بحر متقارب مثمن مقصور یا محذوف
است. حدود ١٢٥ بیت از این مثنوی در عرفات العاشقین(اوحدی، ٢٠٦-٢٠٧) و تمامی آن در
تذکرۀ میخانه(فخرالزمانی، ١٢٧بب( ذکر شده است. ارزش ساقینامۀ پرتوی بیشتر در
گسترش مطالب و مضمونهای متداول در ساقینامهها و بیان احساسات متنوع شاعرانه و
عارفانه در اینگونه اشعار است. به طوری که بیشتر متأخران از روش وی پیروی
کردهاند(صفا، همانجا). وی در ساقینامۀ خود که کوشیده است تا از تعقید و تکلف به
دور باشد، به مدح حضرتعلی(ع) پرداخته است(کوثر، ٥٨، ٦١). از این ساقینامه، شماری
نسخۀ خطی برجای مانده است(نک: منزوی، خطی، ٤/٢٨٦٣-٢٨٦٤؛ شورا، ١٧/٣٧٥؛ نیز مرکزی،
١/٧٤٣). گلچین معانی ٣ غزل پرتوی را در تعلیقات خود بر تذکرۀ میخانه(نک: ص١٢٨،
١٢٩) آورده است و تذکرهنویسان دیگر نیز بیتهایی از او را به صورت پراکنده نقل
کردهاند.
برخی از اشعار پرتوی به شاعرههایی ساختگی نسبت داده شده است، از جمله «بیبی آروزی
سمرقندی» (نک: فخری، ١٣٧)، و «پرتوی طلاکش» که اوحدی غزل پرتوی به مطلع «منم زنیک
و بد دهر دم فرو برده» را از او دانسته است(نک: گلچین، «شاعرانی...»، ٥١). این
طلاکش رفتهرفته به «بیبی پرتوی»، و سرانجام به شاعرۀ ساختگی دیگری به نام «پرتوی
تبریزی»(نک: مشیرسلیمی، ١/٧٤؛ کشاورز صدر، ٦٦). تبدیل شد و غزل مزبور به وی منسوب
گردید(نک: گلچین، همانجا، تاریخ...، ٢/٨٣٠).
شاعران دیگری نیز «پرتوی» تخلص میکردهاند که منابع درخور توجهی درباب آنها در دست
نیست و در نتیجه اطلاعاتی که از آنها به دست میآید نیز چندان درخور اعتنا
نمیتواند بود. از جملۀ این شاعران میتوان از «پرتوی اسفراینی»(فخرالزمانی،
١٢٤)نام برد.
مآخذ: آذربیگدلی، لطفعلی، آتشکده، به کوشش جعفر شهیدی، تهران، ١٣٣٧ش؛ آقابزرگ،
الذریعة؛ احمدعلی هاشمی سندیلوی، مخزنالغرائب، به کوشش محمدباقر، لاهور، ١٩٦٨م؛
اوحدی بلیانی، محمد، عرفات العاشقین، نسخۀ خطی کتابخانۀ ملی ملک، شم ٥٣٢٤؛ ایمان،
رحمعلیخان، منتخب اللطایف، به کوشش محمدرضا جلالی نائینی و امیرحسن عابدی، تهران،
١٣٤٩ش؛ داور، محمد، مفید، مرآت الفصاحه، به کوشش محمود طاووسی، شیراز، ١٣٧١ش؛ سام
میرزا صفوی، تحفۀ سامی، به کوشش اقبال حسین، پتنه، ١٩٣٤م؛ شورا، خطی، صفا،
ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٦٤ش؛ علی حسنخان، صبح گلشن، کلکته،
١٢٩٥ق؛ علیشیر نوایی، مجالس النفائس، به کوشش علیاصغر حکمت، تهران، ١٣٦٣ش؛
فخرالزمانی، عبدالنبی، تذکرۀ میخانه، به کوشش احمد گلچین معانی، تهران، ١٣٤٠ش؛
فخری، محمد، روضةالسلاطین و جواهرالعجایب، به کوشش حسامالدین راشدی، حیدرآباد،
١٩٦٨م؛ کشاورز صدر، از رابعه تا پروین، تهران، کاویان؛ کوثر، انعام الحق، «حکیم
پرتوی شیرازی»، ارمغان کوثر، لاهور، فروغ ادب فارسی؛ گلچین معانی، احمد، تاریخ
تذکرههای فارسی، تهران، ١٣٥٠ش؛ همو، تعلیقات بر تذکرۀ میخانه(نک: هم ،
فخرالزمانی)؛ همو، «شاعرانی که شاعره شناخته شدهاند»، هنر و مردم، تهران، ١٣٥٥ش،
شم ١٧١؛ مرکزی، میکروفیلمها؛ مشیر سلیمی، علیاکبر، زنان سخنور، تهران، ١٣٣٥ش؛
منزوی، خطی، همو، خطی مشترک؛ میرحسیندوست سنبهلی، تذکرۀ حسینی، لکهنو، ١٢٩٣ق؛
هدایت، محمود، گلزار جاویدان، تهران، ١٣٥٣ش.
طاهره اسماعیلزاده