دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٥٢٠
| پریم جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٥٢٠ |
پِریم، نام منطقهای تاریخی در جنوب ساری و
پایتخت کوهستانی اسپهبدان طبرستان، امروزه با عنوان فریم نام دهستانی از بخش
دودانگه به مرکزیت روستای محمدآباد واقع در شهرستان ساری.
از پریم برای نخستینبار در منابع تاریخی ذیل وقایع خسرو انوشیروان(سل
٥٣١-٥٧٩م)یاد شده است. وی نواحیای از طبرستان را که شامل ونداومیدکوه(امید کوه)،
آمل، لفور و پریم(فریم)بود، به پاس خدمات قارن(کارن) ـ پسر سوخرا وزیر قباد از
اعضای خاندان کارن ـ در نبرد با هپتالیان به وی واگذارد و به او لقب اسپهبدان
طبرستان داده شد(ابناسفندیار، ١/١٥٠-١٥٢؛ مرعشی، ١٠٨؛ اولیاءالله، ٢٧-٢٩؛ نیز نک:
نولدکه، ٦٦٠؛ کریستنسن، ٩٩؛ مادلونگ، ٢٠٠).
حکومت این نواحی مقارن با انقراض دولت ساسانیان در دست اعقاب کارن باقی ماند و بر
این ناحیه نام معرّب کوه قارن نهاده شد(ابناسفندیار، ١/١٥٢؛ نولدکه، ٦٧٣-٦٧٤). با
ضعف و زوال دولت ساسانی، طبرستان دستخوش تهاجمات هپتالیان به وی از سوی دیگر عربها
شد و مردمان آن ناحیه که از این نابسامانیها به ستوه آمده بودند، فرمانروایی این
نواحی را به باوـ از سرداران یزدگردسوم ـ که برای زیارت آتشکدۀ کوسان به طبرستان
آمده بود، پیشنهاد کردند. وی به اصرار مردم طبرستان حکومت این ناحیه را
پذیرفت(ابناسفندیار، ١/١٥٤-١٥٥؛ نیز نک: ه د، آلباوند). در این زمان پریم و
کوههای قارن در دست قارنوندیان بود. آنها نیز حاکمیت باو را پذیرفتند و با داشتن
سمت فرمانروایی ناحیۀ قارن کوه، در اطاعت باوندیان بودند(نک: برزگر، ١/٩٣؛ عسکری،
١٢٩).
هنگامی که سهراب فرزند خردسال باو برجای پدر نشست، پریم به عنوان مقر حکومت او
تعیین شد و با بنای قصر، گرمابه و میدان در این شهر بر عمران و آبادانی آنجا افزوده
شد که آثار آنها تا زمان ابناسفندیار برجای بوده، و وی از آن عمارات دیدن کرده
است(ابناسفندیار، ١/١٥٦). کوههای صعبالعبور طبرستان به ویژه قارنکوه مانع از
پیشروی عربها به این نواحی بود(نک: بلاذری، ٤٧٣) و حکومت بخشهای کوهستانی طبرستان
همچنان در دست باوندیان باقی بود(نک: مادلونگ، ٢٠٠-٢٠١).
در ١٦٦ق/٧٨٣م ونداد هرمزد قارنوندی به پریم مقر حکومت اسپهبدان رفت و با یاری
اسپهبدشروین باوندی فرمانروای اسپهبدان در آن زمان توانست نُواب و کارگزاران خلیفۀ
عباسی را از برخی نواحی طبرستان بیرون براند(ابناسفندیار، ١/١٨٣-١٨٥؛ اولیاءالله،
٦٠-٦١؛ مادلونگ، ٢٠٢). در اوایل سدۀ ٣ق در گیرودار کشمکشهای میان قارنوندیان و
باوندیان، مازیار آخرین فرمانروای دودمان قارنوندی به یاری مأمون(حک
١٩٨-٢١٨ق/٨١٤-٨٣٣م)خلیفۀ عباسی، موفق شد حکومت این نواحی را به دست آورد(همو، ٢٠٤؛
نجمی، ٢٧) و لقب سنتی اسپهبدان را اختیار کرد. وی مساجدی در پریم و دیگر شهرهای
قلمرو خویش نیز بنا کرد(ابنفقیه، ٣٠٦؛ مادلونگ، همانجا).
در زمان معتصم عباسی(حک ٢١٨-٢٢٧ق/٨٣٣-٨٤٢م)و به اشارۀ وی عبداللهطاهر امیر خراسان
به طبرستان لشکر کشید و به یاری قارنابنشهریار باوندی، مازیار را از میان برداشت
و با مرگ مازیار دودمان قارنوندیان در طبرستان منقرض شد و کوههای شروین و پریم
مجدداً تحت حاکمیت خاندان باوندی که اطاعت طاهریان را پذیرفته بودند، درآمد و
باوندیان به استحکام دژ پریم کوشیدند(همو، ٢٠٦-٢٠٦؛ اعظمی، ٥٣؛ نک: بلاذری،
٤٧٤-٤٧٥).
تا نیمۀ اول سدۀ ٣ق/٩م بیشتر اهالی پریم بر دیانت زردشتی باقی بودند و با اسلام
آوردن قارنبنشهریار باوندی پذیرش اسلام در پریم و دیگر نواحی طبرستان افزایش
یافت(مادلونگ، ٢٠٦). با آغاز قیام حسنزید علوی در ٢٥٠ق/٨٦٤م برضد عاملان دستگاه
خلافت عباسی در طبرستان، بیشتر مردم آنجا بجز اهالی کوهستان پریم با او بیعت
کردند(طبری، ٩/٢٧٣-٢٧٤).
جغرافینویسان سدۀ ٤ق/١٠م از پریم به عنوان مرکز ناحیۀ کوهستانی قارن کوه و پایتخت
باوندیان یاد کردهاند که خزاین و ذخایر حکومتی در آنجا نگهداری میشده است. از نظر
اقتصادی پریم دارای مرکزیت بوده، و هر ١٥ روز یکبار بازار روز پر رونقی در آن برپا
میشده است و بازرگانان از دیگر نواحی بدانجا میآمدند(اصطخری، ٢٠٥-٢٠٦؛ ابنحوقل،
٢/٣٧٧؛ حدود...، ١٤٧). در سدۀ ٤ق بیشتر اهالی قارن کوه را زردشتیان تشکیل میدادند
و بر آنجا اسپهبدان باوندی حکم میراندند(همانجا).
بنا به روایت مؤلف گمنام کتاب حدودالعالم لشکرگاهی در نیمفرسنگی پریم وجود داشته
که مقر اسپهبدقارنکوه بوه است و بیشتر ساکنان این لشکرگاه را مسلمانانی که از دیگر
نواحی بدانجا مهاجرت کرده بودند و به بازرگانی و پیشهوری میپرداختند، تشکیل
میدادند، اما اهالی بومی این منطقه بیشتر به کار سپاهیگری و برزگری اشتغال داشتند
و به آیین زردشتی پایبند بوده، و همچنین به آداب و مراسم دیانت زرتشتی
میپرداختهاند که برای نمونه از ستایش آب چشمههای اطراف پریم و طلبباران که
یادآور مراسم و آیین پرستش ایزد آب، اناهیتا در ایران باستان بوده است، میتوان یاد
کرد(ص١٤٧-١٤٨).
وجود ضرابخانهای در پریم که در آن به ضرب سکههای سیمین میپرداختند(اعظمی،
همانجا)، نشان از اهمیت اقتصادی آنجا در سدۀ ٤ق دارد. نقش روی این سکهها گویای آن
است که باوندیان این دوره سیادت آلبویه را پذیرفته بودند و از شیعۀ امامیه نیز
حمایت میکردند و مذهب تشیع در پریم رواج داشته، بهطوری که مادر مجدالدولۀ بویهی
خواهر اسپهبدپریم بوده است(رشیدالدین، ١/١٩٠؛ مادلونگ، ٢١٦-٢١٧؛ نیز نک: اعظمی،
٥٤)؛ در عین حال، بنا بر سکۀ دیگری، در ٣٧٥ق/٩٨٥م اسپهبد شروینبنرستم نامی بدون
پذیرش سیادت آلبویه بر پریم حکومت میکرد(مادلونگ، ٢١٧، حاشیۀ ١).
در پی استیلای قابوسبنوشمگیر بر طبرستان و گرگان به سبب جنگها و کشمکشهایی که
میان وی و مجدالدولۀ بویهی درگرفت، لشکریان وی انبارهای آذوقه و ذخایر پریم را غارت
کردند و در نتیجه آنجا دچار قحطی و کمبود مواد غذایی گردید(عتبی، ٢٤١؛ رشیدالدین،
١/١٣٩؛ ملحقات...، ١/١٠؛ مرعشی، ١٣٧، ١٣٩-١٤٠). با ظهور دولت سلجوقیان و استیلای
طغرل سلجوقی(حک ٤٢٩-٤٥٥ق/١٠٣٨-١٠٦٣م)بر طبرستان، نواحی مختلف این ولایت تحت حاکمیت
سلجوقیان درآمد، اما پریم همچنان در دست خاندان باوندی باقی ماند(محلقات، ١/٢٦).
در ذیحجۀ٤٧٣/مۀ١٠٨١ حسن صباح به علت موقعیت سوقالجیشی قلعه و ناحیۀ کوهستانی پریم
برای تبلیغ مذهب اسماعیلیۀ نزاری در میان مردمان شیعه مذهب این ناحیه، به پریم سفر
کرد(جوینی، ٣/١٩١). سلطان محمدبنملکشاه که از این خبر آگاه شد، از اسپهبد
حسامالدولۀ شهریار(حک ٤٦٦-٥٠٤ق/١٠٧٤-١١١٠م)حاکم پریم خواست که برای سرکوب
اسماعیلیان به خدمت او درآید(ملحقات، ١/٣٣). حسامالدوله که از پیام او خشمناک شده
بود، از فرمان او سربرتافت؛ سلطان محمد نیز لشکری به تنبیه او گسیل داشت، اما
حسامالدوله سپاه او را شکست داده، پراکنده کرد(همان، ١/٣٣-٣٤؛ مرعشی، ١٥١-١٥٢؛
بازورث، ٢٨).
در ٤٨٦ق/١٠٩٣م در دورۀ فرمانروایی باوندیان(اسپهبدیه) حسامالدوله پایتخت را از
پریم به ساری منتقل کرد و پریم تنها به عنوان پایگاه نظامی درآمد(برزگر، ٢/٢٥٧) و
از این تاریخ به بعد رونق و اهمیت پریم رو به زوال نهاد.
در ٥٢١ق/١١٢٧م زلزلهای شدید که در ناحیۀ هزارجریب روی داد، باعث ویرانی و کشته شده
اهالی پریم شد، به گونهای که از این تاریخ به بعد پریم اهمیت گذشتۀ خود را هیچگاه
بازنیافت(امبرسز، ١٤١). افول نهایی پریم پس از زمینلرزۀ شدید ٧٠٠ق/١٣٠١م ـ که منجر
به ویرانی بسیاری از نواحی جنوب مازندران شد ـ صورت گرفت(همو، ١٤٦)؛ به گونهای که
در سدۀ ٨ق/١٤م حمدالله مستوفی از پریم به صورتی یاد کرده است که نشان از عدم اهمیت
آن دارد، چنان که در انضمام پریم به قومس یا به مازندران با شک و تردید یاد
میکند(نک: ص١٦٢).
مآخذ: ابناسفندیار، محمد، تاریخ طبرستان، به کوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران،
١٣٢٠ش؛ ابنحوقل، محمد، صورةالارض، به کوشش کرامرس، لیدن، ١٩٣٩م؛ ابنفقیه، احمد،
مختصر کتاب البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٢ق/١٨٨٥م؛ اصطخری، ابراهیم،
مسالکالممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٧٠م؛ اعظمی سنگسری، چراغعلی، «فریم پایگاه
اسپهبدان باوندی کجاست؟»، بررسیهای تاریخی، تهران، ١٣٥١ش، س٧، شم ١؛ امبرسز، ن. ن.
وج. پ. ملویل. تاریخ زمینلرزههای ایران، ترجمۀ ابوالحسن رده، تهران، ١٣٧٠ش؛
اولیاءالله آملی، محمد، تاریخ رویان، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٨ش؛ برزگر،
تاریخ تبرستان، به کوشش محمدشکری فومشی، تهران، ١٣٨٠ش؛ بلاذری، احمد، فتوحالبلدان،
به کوشش عبدالله انیس طباع و عمرانیس طباع، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ جوینی، عطاملک،
تاریخ جهانگشای، به کوشش محمدقزوینی، لیدن، ١٣٥٥ق/١٩٣٧م؛ حدودالعالم، به کوشش
منوچهرستوده، تهران، ١٣٤٠ش؛ حمدالله مستوفی، نزهةالقلوب، به کوشش لسترنج، لیدن،
١٣٣١ق/١٩١٣م؛ رشیدالدین، فضلالله، جامعالتواریخ، به کوشش احمد آتش، تهران، ١٣٦٢ش؛
طبری، تاریخ؛ عتبی، محمد، تاریخ یمینی، ترجمۀ ناصح جرفادقانی، به کوشش جعفر شعار،
تهران، ١٣٥٧ش؛ عسکری، علیبابا، بهشهر(اشرفالبلاد)، تهران، ١٣٥٠ش؛ مرعشی،
ظهیرالدین، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، به کوشش عباس شایان، تهران، ١٣٣٣ش؛
ملحقات تاریخ طبرستان(نک: هم ، ابناسفندیار)؛ نجمی، ناصر، بابک خرمدین، تهران،
١٣٦٨ش؛ نولدکه، تئودُر، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ترجمۀ عباس
زریاب، تهران، ١٣٥٨ش؛ نیز:
Bosworth, C. E., »The Political and Dynastic History of the Iranian World(A. D.
١٠٠٠-١٢١٧)«, The Cambridge History of Iran, vol. V, ed. J. A. Boyle, Cambridge,
١٩٦٨; Christensen, A., L’Iran sous les Sassanides, Copenhagen, ١٩٣٦; Medelung,
W., »The Minor Dyanasties of Northern Iran«, The Cambridge History of Iran, vol.
IV, ed. R. N. Frye, Cambridge, ١٩٧٥.
شیوا جعفری