دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٩٥

پرده
جلد: ١٣
     
شماره مقاله:٥٤٩٥

پَرْده، اصطلاحی در موسیقی ایران و جهان اسلام که در حوزه‌های زمانی و مکانی مختلف به معنی مرتبط اما متفاوتی در پیوند با سیستم مُدال و نیز ساختار سازهای زهی به‌کار رفته است. پیشینۀ تاریخی و ریشه‌شناختی واژه به پَردَک یا پَرتَک در زبان پهلوی باز می‌گردد(فره‌وشی، ١٠٦).
اصطلاح پرده در بسیاری از متون ادبی منظوم و منثور فارسی سده‌های ٥-٧ق/١١-١٣م در مفهوم مدال و ملودیک، در ترادف با اصطلاحاتی همچون مقام، لحن و راه به کار رفته است. به عنوان مثال، منوچهری دامغانی، عنصرالمعالی کیکاووس‌ بن‌اسکندر، انوری، نظامی عروضی، خاقانی، نظامی گنجوی، فریدالدین عطار نیشابوری، سراج‌الدین قمری آملی، اوحدالدین کرمانی، محمدعوفی و جلال‌الدین محمدبلخی در آثار خود اصطلاح موسیقایی پرده را به کار برده‌اند و به اسامی پرده‌های مختلفی همچون راست، مخالف یا مخالف راست، عراق، مخالفک، حسینی، راهوی، اصفهان، ماده، بوسلیک، نوا، نهاوند، زنگوله و عشاق اشاره کرده‌اند(نک‌: پورجوادی، ٤٤-٥٧). ساختارها و روابط نغمگی پرده‌هایی با همین نامها نیز در بسیاری از رسالات موسیقایی به زبانهای فارسی، عربی و ترکی در تبیین سیستم مُدال موسیقی ایران و جهان اسلام در قالب اصطلاحاتی همچون پرده و مقام تشریح شده است؛ اگرچه احتمالاً ساختار مدال، ابعاد و روابط نغمگی پرده‌ها یا مقامات همنام در گستره‌های زمانی و مکانی مختلف دارای تفاوتهایی نیز بوده است.
نظام پرده‌های موسیقی در رسالات موسیقایی مکتب کهن خراسان و ماوراءالنهر(نک‌: اسعدی، ٦٧-٧٠)همچون «رسالۀ موسیقی» محمدبن‌محمودنیشابوری(ص٦٢-٦٥)و رسالۀ اشجار و اثمار علاءالدین علیشاه‌بن‌محمدبن‌قاسم خوارزمی بخاری(نک‌: مسعودیه، ٢١؛ پورجوادی، ٤٩)به عنوان اساس سیستم مدال موسیقی ایران در قرنهای ٦و٧ق/١٢و١٣م تشریح شده است. نیشابوری در رسالۀ خویش عمل موسیقی را مشتمل بر ١٢ پرده و ٦ شعبه، و هر شعبه را برانگیخته از دو پرده، دانسته است(ص٦٢). وی دربارۀ پیشینۀ پرده‌های موسیقی می‌گوید: «هرچه باربد ساخت و بزد ٧ پرده بیش نبود به موافق ٧ کواکب»(ص٦٣). بدین ترتیب، نیشابوری نظام پرده‌ها یا سیستم مدال موسیقی ایران در روزگار خویش را در تداوم با موسیقی دوران ساسانی می‌داند. همچنین ذکر «٧پرده» و انتساب آن به باربد را شاید بتوان حاکی از ارجاع به نظام «٧خسروانی» منسوب به دوران ساسانی دانست. نیشابوری افزایش شمار پرده‌ها و گسترش نظام مدال موسیقی ایران از ٧ پرده به ١٢ پرده را نیز به موسیقی‌دانی به نام سعیدی ـ که از شاگردان باربد، و در خدمت شاه شروه بوده است ـ منتسب می‌کند و «پردۀ راست» را «شاه همۀ پرده‌ها» می‌داند؛ بدین معنی که «همۀ پرده‌ها [را] از وی گرفته‌اند»(همانجا).
علاء منجم نیز در رسالۀ اشجار و اثمارـ که در حدود سالهای ٦٧٩-٦٩١ق/١٢٨٠-١٢٩٢م نگاشته شده است ـ تقسیم‌بندی دیگری از نظام پرده‌های موسیقی را ذکر می‌کند. وی در این باب چنین می‌گوید: «اصل پرده‌ها ٧ است و از هریک فرعی تخریج کرده‌اند مبلغ ١٤ باشد»(نک‌: مسعودیه، ٢٠-٢١؛ قس: پورجوادی، ٤٩-٥٠). همچنین او مانند نیشابوری شمار پرده‌ها را در اصل ٧، و پردۀ راست را «اُم همۀ پرده‌ها»، و هریک را منسوب به کوکبی دانسته، اما شمار کل پرده‌ها را ١٤ ذکر کرده است(همانجا). البته در بررسی تطبیقی چنین مطالبی باید تفاوتهای زمانی، جغرافیایی، و احتمال وجود روایتهای متکثر و مختلف به‌طور هم‌زمان را نیز در نظر داشت.
از اواخر سدۀ ٧ق/١٣م صفی‌الدین ارموی با نگارش رسالات تأثیرگذاری چون کتاب الادوار و رسالةالشرفیة فی نسب التألیفیه در بغداد مکتب جدیدی ار در تاریخ علم موسیقی جهان اسلام پایه‌گذاری کرد که با عنوان «مکتب منتظمیه» شناخته شده است(نک‌: اسعدی، ٦٧-٧١). با شکل‌گیری این مکتب که سیستم مدال موسیقی را در قالب نظام ادوار، شدود و مقامات تبیین می‌کرد، به تدریج اصطلاح «مقام» جایگزین اصطلاح «پرده» شد. صفی‌الدین برای تبیین اساس سیستم مدال اصطلاحاتی چون «دور» و «شدّ» را به کار برد و پس از چندی قطب‌الدین شیرازی(٦٣٤-٧١٠ق/١٢٣٧-١٣١٠م)در بخش موسیقی رسالۀ درةالتاج علاوه بر ذکر پرده‌ها، ظاهراً برای نخستین‌بار از واژۀ «مقام» و «مقامات مشهور» به عنوان اساس سیستم مدل در قالب نظام ادواری موسیقی استفاده کرد(ص١٢٢-١٢٤؛ نیز نک‌: مسعودیه، ١٩).
در رسالات شاخۀ فارسی مکتب منتظمیه همچون رسالات عبدالقادر مراغی اصطلاحات پرده و مقام مترادف با یکدیگر، و به عنوان صورت عجمی اصطلاح عربی شدود ذکر شده است: «پرده نزد ارباب عمل ١٢ مقام است که عرب آنها را شدود خواند و عجم پرده و مقام»(مقاصد...، ٥٩). اگرچه در برخی از رسالات فارسی مکتب منتظمیه اصطلاح پرده نیز همچنان به‌کار رفته، اما در مجموع اصطلاح مقام کاربرد و رواج بیشتری داشته است، بدین‌ ترتیب، در رسالات این مکتب در طی سده های ٧-١٠ق/١٣-١٦م به تدریج اصطلاح مقام جایگزین مفهوم پرده شده است.
در برخی از این رسالات پرده به غیر از این معنی بنیادین در معنای دیگری دربارۀ ساختار سازهای زهی و مترادف با اصطلاح «دستان»، به مفهوم «علاماتی که بر سواعدِ[= دسته‌های ساز] آلات ذوات الاوتار [=سازهای زهی]رسم کنند تا بدان بدانند که هر نغمه از کدام جزو از اجزاء وتر خارج شود»(همان، ١٤-١٥)نیز به کار رفته است. به عنوان مثال، عبدالقادر مراغی در شرح‌سازی به نام «شش تای» می‌گوید: «گاه بعضی بر ساعد آن پرده‌ها بندند»(جامع...، ١٩٩)، یا در توضیح چنگ گفته: «سازی است مشهور... و اوتارِ [= رشته‌ها یا سیمهای] آن را بر ریسمانهای مویین بندند؛ چه، ملاوی[پیچکها یا گوشیهای] آن ساز آن ریسمانها باشد و آن را پرده‌ها خوانند»(همان، ٢٠٢). در رسالۀ «کنزالتحف» نیز اصطلاح پرده علاوه بر معنای مدال(ص٩١-٩٢، ١٢٤-١٢٥)، در زمینۀ ساختار سازهای زهی همچون چنگ نیز به کار رفته است(ص١١٥). مراغی همچنین از اصطلاح «سرپرده» ظاهراً در معنای پرده یا نغمۀ اصلی در یک آهنگ یا مُد استفاده کرده است(همان، ٢٠٠) که قابل قیاس با مفهوم کنونی اصطلاح «شاهد» در موسیقی معاصر ایران است.
در مجموع با توجه به مصداقِ محسوس پرده در موسیقی ایرانی، به معنای رشته‌هایی که برای علامت‌گذاری محل استخراج نغمات بر روی دستۀ سازها می‌بسته‌اند، اطلاق عنوان پرده به آهنگها یا مدها را می‌توان از نمونه‌های حال و محل به‌شمار آورد، یعنی به عنوان مثال، پردۀ عشاق را می‌توان محلی دانست که مرکز اصلی گردش نغمات در آهنگ یا مدِ عشاق محسوب می‌شود. امروزه نیز موسیقی‌دانان از تعابیری مشابه استفاده می‌کنند، به عنوان مثال گفته می‌شود: فلان آهنگ در پرده‌های عشاق یا نوا و جز آنهاست.
همچنین در موسیقی کلاسیک عرب و ترکیه هریک از نغمات ـ همچون دستانها یا پرده‌های روی ساز ـ دارای نامی خاص است که همنام با اسامی مدهای موسیقی(مقامات یا پرده‌ها)، و حاکی از نغمۀ اصلی در مدِ موردنظر است(توما، ٢٤-٢٧؛ فلدمن، ١٩٧-٢٠١). اگرچه نظام نام‌گذاری پرده‌های ساز و مدها در ارتباط با هم در موسیقی معاصر ایران رایج نیست، اما هاروتین، موسیقی‌دان ارمنی عثمانی که از ١١٤٩تا١١٥١ق/١٧٣٦تا١٧٣٨م در ایران می‌زیسته است. در رسالۀ موسیقی خویش اسامی پرده‌های ساز و مدها در موسیقی ایرانی و عثمانی را باهم قیاس می‌کند و می‌نویسد که ایرانیان نیز از این نظام نام‌گذاری ـ اگرچه با تفاوتهایی نسبت به عثمانیان ـ استفاده می‌کرده‌اند(همو، ١٩٩).
با آغاز دوران صفوی موسیقی ایران وارد مرحلۀ جدیدی از تحولات خود می‌شود و به تدریج فرهنگهای موسیقایی جهان اسلام در حوزه‌های ایرانی، عربی و ترکی نظامهای موسیقایی مستقل‌تری را شکل می‌دهند(اسعدی، ٧١-٧٢). در رسالات موسیقایی فارسی دوران صفوی نوعی رجعت به برخی از عناصر قدیم ایرانی و اصطلاحات موسیقایی مکتب کهن خراسان و ماوراءالنهر، همچون «پرده» و «بانگ»، مشهود است. به طورکلی نظام موسیقایی دوران صفوی را می‌توان در قالب مکتبی تلفیقی براساس امتزاج عناصر از مکتب کهن خراسان و ماوراءالنهر و مکتب منتظمیه مورد بررسی و تحلیل قرار داد. در رسالات این دوره اصطلاح «پرده» دارای معانی مختلفی است. در بسیاری از موارد این واژه در معنای قدیم، و همراه و مترادف با اصطلاح مقام به‌کار رفته است؛ اما در مواردی اصطلاح پرده در مفاهیم دیگری نیز مورد استفاده قرار گرفته است(نک‌: همو، ٧٥-٧٧). به عنوان مثال، در «رساله در علم موسیقی» اثر مؤلفی گمنام واژۀ پرده در جایی مترادف با واژۀ مقام(ص١١٠)، و در جایی دیگر در معنایی متفاوت استفاده شده است: «بباید دانست که ٦ مقام است که هر کدام نیم‌پرده است و در آنجا صوتی نمی‌توان بست یا نقشی، زیرا که دستگاه ندارد»(ص١١٢). همچنین در «رسالۀ موسیقی» عبدالرحمان غزنوی نیز چنین آمده است: «حسینی را در ٦ پرده ادا باید نمود، راست را هم در ٦ پرده؛ قسم دیگر عشاق را در ٤ پرده ادا می‌باید کرد، کوچک را نیز در ٤ پرده»(ص١٢٩-١٣٠).
در رسالۀ کرامیه از دورۀ سفرچی نیز مطالبی در همین زمینه ذکر شده است: «باید دانست که هر مقامی را دو شعبه اختیار کرده‌اند و هر دو مقام را یک آوازه که مجموعاً ١٢ مقام و ٢٤ شعبه و ٦ آوازه و ٤٨ گوشه و ٣٦ پرده باشد»(ص١٩٢). در برخی از این رسالات اصطلاح پرده در معنایی تقریباً مترادف با مفهوم «بانگ»(نک‌: نیشابوری، ٦٣)، و به معنای گستره یا محدودۀ صوتی خاصی به‌کار رفته است(اسعدی، همانجا؛ برای مفهومِ بانگ، نک‌: مسعودیه، ٣٧-٣٨؛ پورجوادی، ٣٤-٣٥).
در موسیقی معاصر ایران اصطلاح پرده، علاوه بر ترادف با دستان به معنای زه و رشته‌هایی بر دستۀ سازها، همچنین به عنوان واحدی در سنجش فاصله یا بُعد موسیقایی و مترادف با واژۀ تُن نیز به‌کار می‌رود(پرده١، نیم‌پرده٢، ربع‌پرده٣ و...). در موسیقی عربی نیز واژۀ «پرده» (جمع: بَرَدات، بَردَوات) که صورت معرب پردۀ فارسی است، به معانی مرتبطی با فواصل یا ابعاد موسیقی به‌کار رفته است(فاروقی، ٣١؛ شوقی، ٣٦؛ حول، ٦٨-٧٠؛ نیز نک‌: ه‌ د، مقام).
مآخذ: اسعدی، هومان، «نگاهی به پیشینۀ تاریخی موسیقی در ماوراءالنهر»، فصلنامۀ موسیقی ماهور، تهران، ١٣٧٨ش، س٢، شم‌ ٥؛ پورجوادی، امیرحسین، مقدمه بر «رسالۀ موسیقی»(نک‌: هم‌ ، نیشابوری)؛ حلو، سلیم، الموسیقی النظریة، بیروت، ١٩٧٢م؛ «رساله در علم موسیقی»، به کوشش امیرحسین‌ پورجوادی، فصلنامۀ موسیقی ماهور، تهران، ١٣٨٠ش، س٤، شم‌ ١٤؛ «رساله در معرفت علم موسیقی»، به کوشش یحییٰ ذکاء، نامۀ مینوی، تهران، ١٣٥٠ش؛ سفرچی، دوره، کرامیه(نک‌: هم‌ ، «رساله در معرفت علم موسیقی»)؛ شوقی، یوسف، قیاس السلم الموسیقی العربی، قاهره، ١٩٦٩م؛ غزنوی، عبدالرحمان، «رسالۀ موسیقی»، سه رسالۀ موسیقی قدیم ایران، به کوشش منصور، ثابت‌زاده، تهران، ١٣٨٢ش؛ فره‌وشی، بهرام، فرهنگ فارسی به پهلوی، تهران، ١٣٥٨ش؛ قطب‌الدین شیرازی، محمود، درةالتاج، به کوشش محمدجواد مشکور، تهران، ١٣٢٤ش؛ «کنزالتحف»، سه رسالۀ فارسی در موسیقی، به کوشش تقی بینش، تهران، ١٣٧١ش؛ مراغی، عبدالقادر، جامع‌الالحان، به کوشش تقی بینش، تهران، ١٣٦٦ش؛ همو، مقاصدالالحان، به کوشش تقی بینش، تهران، ١٣٥٦ش؛ مسعودیه، محمدتقی، ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران، به روایت محمود کریمی، تهران، ١٣٦٨ش؛ نیشابوری، محمد، «رسالۀ موسیقی»، به کوشش امیرحسین پورجوادی، معارف، تهران، ١٣٧٤ش، دورۀ ١٢، شم‌١-٢؛ نیز:
Al-Faruqi, L. I., An Annotated Glossary of Arabic Musical Terms, London, ١٩٨١; Feldman, W., Music of Ottoman Court, Berlin, ١٩٩٦; Touma, H. H., The Music of the Arabs, Cambridge, ٢٠٠٣.
تقی بینش ـ هومان اسعدی







































١. whole-tone ٢. semitone ٣. quarter-tone