دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٥٤٥
| پمبا جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٥٤٥ |
پِمْبا، جزیرهای در شمالشرقی تانزانیا،
واقع در اقیانوس هند. این جزیره با ٩٨٢کم ٢ وسعت در ٥٠ کیلومتری کرانههای
شمالشرقی تانزانیا و ٤٨ کیلومتری شمالجزیرۀ زنگبار جای دارد. جزیرۀ پمبا در
١٣٦٧ش/١٩٨٨م، حدود ٢٦٥هزارتن جمعیت داشته است(انکارتا١؛ وایکیپدیا٢؛ بریتانیکا). دو
شهر بزرگ این جزیره به نامهای وِتی با ٤٥٢‘٢٦ تن جمعیت و چاکه با ٦٨٧‘٢١ تن
جمعیت(١٣٨٣ش/٢٠٠٥م) در سواحل غربی آن با فاصلۀ ٢٤ کیلومتری از یکدیگر قرار
دارند(پیرس، ٣١٠, ٣١٦؛ «فرهنگ...٣»).
اقتصاد این جزیره برپایۀ کشاورزی و ماهیگیری استوار است و برنج، ذرت، مرکبات و
نارگیل از عمدهترین محصولات کشاورزی پمباست. خاک این جزیره برای کشت میخک درختی
بسیار مناسب است و محصول آن از شهرت بسزایی برخوردار است. کشت میخک از زمان چیرگی
امرای بوسعیدی عمان بر پمبا در سدۀ ١٣ق/١٩م، در این جزیره رواج یافت و در اندک
زمانی، پمبا و زنگبار به بزرگترین صادرکنندگان میخک در جهان بدل شدند. در آغاز،
میخک در پمبا توسط زمینداران عرب با بهرهگیری از نیروی کار بردگان کشت میشد(نک:
دیویدسن، ١٣٤؛ فیج، ٢٩٢؛ پیرس، EI٢; ٣٠٧, ٣٢٤).
این جزیره از دیرباز نزد جغرافیدانان شناخته شده بوده است. بیشتر محققان نام
«منوتیاس» را منطبق با پمبا میدانند(نک: پیرس، ٣٠٦؛ کاسن، ١٤٠؛ شوف، ٩٤). در حدود
سال ٥٠م بازرگانان مصری و عرب در این جزیره به تجارت میپرداختند(EI٢). در متون
جغرافیایی و تاریخی سدههای نخست اسلامی از این جزیره با نام قَنبَلُه یا
قنبلو(نک: جاحظ، ١/٢١٢؛ بزرگبنشهریار، ١٧٧؛ مسعودی، ٣/١٣)یاد شده است. به گزارش
بزرگ بنشهریار، در سدۀ ٤ق، پمبا یکی از کانونهای بازرگانی در سواحل شرقی افریقا
بوده، و کالاهایی چون عاج، کاسۀ لاکپشت، پوست پلنگ، عنبر و برده از آنجا به اقصیٰ
نقاط صادر میشده است(ص١٧٨-١٧٩). یاقوت از پمبا با نام جزیرةالخضراء یاد کرده
است(٢/٧٥). این نام با وضعیت جغرافیایی این جزیره تناسب دارد؛ امروزه نیز به این
جزیره «زمرد اقیانوس هند» لقب دادهاند، زیرا هنگامی که از جانب دریا به پمبا نزدیک
شویم، دورنمایی زیبا و کمنظیر از کوهپایههای پوشیده از گیاهان سبز مواج که از
کنارههای دریا آغاز میشود، به چشم میخورد(پیرس، همانجا). یاقوت در گزارش خود از
دو شهر عمدۀ این جزیره با نامهای متنبّی و مکنبلوا یاد میکند که در زبان سواحلی
جدید، متمبوه و مکومبو خوانده میشوند. بر هریک از این دو شهر سلطانی فرمانروایی
داشت. حاکم شهر نخست شخصی عربتبار بوده که گویا از کوفه به آنجا مهاجرت کرده بوده
است(٢/٧٥-٧٦).
از گزارشهای جغرافینویسان مسلمان چنین برمیآید که سواحلنشینان خلیجفارس پیش از
سدۀ ٤ق/١٠م در پمبا مستقر شده بودند(نک: الیور و فیج، ٩٩). پس از سدههای ٤و٥ق که
نفوذ شیرازیهای زنگبار در سواحل شرقی افریقا گسترش یافت، پمبا در قلمرو آنان قرار
گرفت(اقتداری، ٣٦١-٣٦٢). فرمانروایان پمبا در سدههای میانی میلادی، توانمندیهای
خود را از داه دادوستدهای دریایی و کوشش برای به دست گرفتن مراکز بازرگانی و ترابری
حفظ میکردهاند(دیویدسن، ٣٣٥-٣٣٦). در ٩١٥ق/١٥٠٩م، پرتغالیها بر پمبا چیره
شدند(کرنون، II/١٨٢).
در نیمۀ نخست سدۀ ١٧م پس از کشتار بیرحمانۀ مسلمانان مومباسا، مردمان پمبا برضد
پرتغالیها سر به شورش برداشتند و پرتغالیها برای سرکوب این شورش دژی در پمبا برپا
کردند(پیرس، ٨٣-٨٥). در اوایل سدۀ ١٢ق/١٨م سراسر کرانههای شرقی افریقا تا جنوب
کیلوا در دست عمانیها بود و امامان یعاربۀ عمان حکامی را برای شهرهای این نواحی
معین میکردند تا به نام سلطان عمان، آن شهرها را اداره کنند. از این میان، خانوادۀ
معموری به حکومت مومباسا و پمبا گماشته شده بود؛ اما دیری نپایید که خاندان
مزروعی(آل مزاریع)جای آنها را گرفتند. خاندان اخیر، اسماً تابع امامان عمان
بودند(اقتداری، ٣٦٥-٣٦٦). در ١١٥٤ق/١٧٤١م، فرمانروای مزروعی مومباسا، از سرنگونی
سلسلۀ پادشاهی عمان به دست بوسعیدیها بهره جست و حکومت پمبا را به یکی از افراد
خانوادۀ خود سپرد(کرنون، II/١٨٣). در ١٢٣٧ق/١٨٢٢م، پمبا تابع حکومت زنگبار شد(پیرس،
٣١٠).
در ١٣٠٧ق/١٨٩٠م پس از توافق میان انگلستان و آلمان بر سرتقسیم مناطق تحتنفوذ خود
در نواحی شرقی افریقا، عربهای ساکن این نواحی به مقابله با نیروهای اروپایی
برخاستند، اما سلطان زنگبار از بیم گلولهباران پایتختش که در تیررس کشتیهای
اروپاییان بود، از قیام ایشان حمایت نکرد و بدون هیچ مقاومتی تحتالحمایگی انگلستان
را پذیرفت(الیور و آتمر، ١٢٠؛ کرنون، II/٥٤٦). از این سال پمبا، به عنوان بخشی از
زنگبار، تحتالحمایۀ انگلستان بود، تا اینکه در ١٣٤٢ش/١٩٦٣م، به همراه زنگبار به
استقلال دست یافت و در ١٩٦٤م، با تشکیل کشور تانزانیا، از به پیوستن سرزمینهای
تانگانیکا، زنگبار و پمبا، این جزیره بخشی از آن کشور شد(نک: کلمبیا٤؛ هیوز، ١٣٩).
مآخذ: اقتداری، احمد، تعلیقات بر تاریخ مسقط و عمان، بحرین و قطر سدیدالسلطنه،
تهران، ١٣٧٠ش؛ بزرگبنشهریار، عجائبالهند، به کوشش پ. ا. وان در لیت، لیدن،
١٨٨٣-١٨٨٦م؛ جاحظ، عمرو، رسائل، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛
دیویدسن، بزیل، افریقا، ترجمۀ هرمز ریاحی و فرشته مولوی، تهران، ١٣٥٨ش؛ مسعودی،
علی، مروجالذهب، به کوشش باربیه دومنار، پاریس، ١٩١٧م؛ یاقوت، بلدان، نیز:
Britannica, ١٩٧٨; Casson, L., notes on The Periplus Mairs Erythraei, Princeton,
١٩٨٩; The Columbia Encyclopedia, ٢٠٠٣; Cornevin, R., Histoire de l’A frique,
Paris, ١٩٧٦; Davidson, B., The African Past, London, ١٩٦٧; EI٢; Encarta
Reference Library, ٢٠٠٤; Fage, J.D., A History of Africa, New York, ١٩٧٨;
Hughes, A.J., »Zanzibar«, Africa, ed. C. Legum, London, ١٩٧١; Oliver, R. and A.
Atmore, Africa Since ١٨٠٠, Cambridge, ١٩٧٤; id and J.D. Fage, A Short History of
Africa, London, ١٩٧٣; Pearce, F.B., Zanzibar, London, ١٩٦٧; Schoff, W.H., notes
on The Periplus of the Erythraean Sea, New Delhi, ١٩٧٤; Wikipedia,
Wikipedia.org; The World Gazetteer,www.world-gazetteer.com.
پرویز امین
١. Encarta… ٢. Wikopedia… ٣. The World… ٤. The Columbia…