دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٥٠٢
| پرگنه جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٥٠٢ |
پَرْگَنه، کوچکترین واحد تقسیمات کشوری در
شبهقارۀ هند در دورۀ مغول و پس از آن، که بر چند روستا یا بر بخشی از یک ناحیه یا
«سرکار» اطلاق میشده است.
واژۀ پرگنه ریشه در زبان سنسکریت دارد و در آن زبان به معنای «محاسبه کردن» است.
این واژه در متون هندی دورۀ مغول به معنای بلوک، قصبه، حصه و ده بهکار رفته
است(زینالعابدین، ١٨٠؛ مُرلند، «نظام کشاورزی...١»، EI٢, VIII/٢٧٠; ١٨-١٩). مهذب
لکهنوی پرگنه را کلمهای فارسی به معنای «ضلع»، و جمع آن را پرگنهجات ذکر کرده
است(٣/٦٠). هرچند کاربرد پرگنه سابقۀ کهنتری دارد، اما ظاهراً نخستینبار شمس سراج
عفیف در تاریخ فیروزشاه این واژه را مترادف با قصبه به کار برده است(نک: مرلند،
همان، ٧٦). اگر چه هدف از نظام «پرگنهداری» تعیین و جمعآوری درآمد و سهم دولت از
زمینهای کشاورزی بود، اما «پرگنهدار» بر مسائل گوناگون قلمروش از جمله امور قضایی
روستاها نظارت داشت(«فصلنامه...٢»، ٦٦٩؛ پاول پرایس، ٢٤٢).
نظام پرگنهداری در هند شمالی تاریخ روشنتری نسبت به دیگر نواحی هند دارد(فینچ،
١٧٠). اما کهنترین سند مربوط به پرگنهداری به دورۀ اسکندر لودی بازمیگردد. وی
پرگنه سَسَرام را به رسم اقطاع به پدرشیرشاهسوری(حک ٩٤٧-٩٥٢ق/١٥٤٠-١٥٤٥م)، از
فرمانروایان افغانی دهلی بخشید(«فصلنامه»، ٦٦٨؛ اردو...، ٥/٥٨٨). شیرشاه قلمرو خود
را به ٤٧ سرکار، و هر سرکار را به چندین پرگنه تقسیم کرد و برای هر پرگنه
وظیفهدارانی چون «امین»، «شِقدار»، «منصف منصفان» و «قانونگو» معین کرد. امین که
پرگنهدار بود، به کمک شقدار بر سهم حکومت از درآمدهای کشاورزی و امنیت پرگنه نظارت
داشت. شیرشاه دخلوخرج ولایات را برپایۀ مقدار سهم از هر پرگنه تنظیم کرد(مجومدار،
٤٤٠؛ چودری، ٨٤-٨٥؛ مرلند، «رئیس...٣»، ٥١١؛ «هند...٤»، EI٢, VIII/٢٧٠-٢٧١;
III/١٧٠-١٧١).
تکمیل و رسمی شدن نظام پرگنهداری در هند، به دورۀ فرمانروایی شاهان مغول بر این
سرزمین بازمیگردد. در ٩٧٩ق/١٥٧١م وزیر مظفرخان و راجه تودرمل قلمرو مغولان هند را
از نظر تقسیمات اداری به «صوبه»، «سرکار» و «پرگنه» تقسیم کردند. اکبرشاه(حک
٩٦٣-١٠١٤ق/١٥٥٦-١٦٠٥م)قلمرو خود را به ١٢ صوبه، و اورنگ
زیب(حک١٠٦٨-١١١٨ق/١٦٥٧-١٧٠٦م) به ٢١ صوبه تقسیم کرد. براساس گزارشهای موجود قلمرو
پادشاهان مغول هند عموماً شامل ١٢ صوبه، ١٠٥ سرکار و ٤٦٧‘٢ پرگنه یا «محل» تقسیم
میشده است(مرلند، همان، ٥١٢, ٥١٣؛ مجومدار، ٥٦٣؛ «فصلنامه»، همانجا). نظام
پرگنهداری رابطهای مطمئن و استوار میان کشاورزان و پادشاهان مغول هند برقرار
میکرد(بهاتاچاریا، ٦٦٩؛ تاپار، I/٢٩٢).
شمار پرگنهها در هر صوبهای به گستردگی آن بستگی داشت. در ١١٦٦ق سرکار احمدآباد به
٣٣ محل(پرگنه)(نک: میرزا محمدحسن، ١/١٢٥بب( و صوبۀ اوده به ٥ سرکار و ٣٨ پرگنه
تقسیم میشد(ابوالفضل، ٢/١٧٠-١٧٧). رؤسای پرگنهها توسط پادشاهان هند برای ١ تا ٣
سال انتخاب میشدند. امین برکلیۀ امور قضایی پرگنه نظارت داشت، اما به امور جنایی
میرعدل رسیدگی میکرد. پرگنه زیرنظر منصف منصفان قرار داشت که زیرنظر قاضیالقضات
وظایفش را انجام میداد(چودری، ٧٩-٨٠؛ مجومدار، ٤٤١؛ سریواستاوا، ١٩٣).
امین یا پرگنهدار به عنوان عالیترین مقام هر پرگنه بود که به کمک دو منشی به
عنوان کارکن، یکی برای مکاتبه به زبان فارسی و دیگری برای مکاتبه به زبان هندی ـ که
معمولاً برهمایی بود ـ به کار میپرداخت(چودری، ٧٩, ٨٤). پس از امین، چودری(چودهری)
و قانونگو از مناصب اصلی اجرایی در پرگنه بهشمار میرفت. بنابر اسناد موجود
مرزبندی مشخصی میان اختیارات این دو را نمیتوان تمییز داد، اما بنا بر نظر برخی از
محققان وظایف چودری عبارت بود از زیرکشت بردن زمینهای موات، حمایت از کشاورزان،
پرداخت حقوق کارمندان پرگنه و گاهی جمعآوری مالیاتها. گاهی در یک پرگنه دو چودری
منصوب میشدند و منصب آنان موروثی بود(مرلند، همان، ٥١١-٥٢١، «نظام مالیاتی...٥»،
٤٥٢-٤٥٩؛ نیز نک: سریواستاوا، همانجا). مقداری زمین به نام انعام و مبلغی پاداش به
عنوان پیشکش بابت حقوق به چودری پرداخت میشد. در پارهای از اسناد از چودری با
عنوان «تعلقدار» یا «زمیندار» یاد شده است(خافیخان، ٢/٦٣١؛ مرلند، «رئیس»،
٥١٦-٥١٩).
قانونگو مقامش جنبۀ موروثی داشت و زیرنظر مستوفی پرگنه کار میکرد. او میزان بدهی
هر کشاورز را برپایۀ مقدار محصول و نوع زمین محاسبه، و در پارهای از موارد میزان
پرداخت مالیات هر روستا را نیز ارزیابی میکرد؛ مقام قانونگو در پرگنه برابر با
موقعیت پَتواری در ده بود(ابوالفضل، ٢/١؛ تاپار، I/٢٩٣؛ مجومدار، ٤٤٠, ٥٦٢؛ مرلند،
همان، ٥١٦-٥٢٠، «نظام مالیاتی»، ٤٥٢). پتواری اسناد و پَتههای پرداختی هرده از
پرگنه را نگهداری میکرد و مستوفی ده بهشمار میرفت و زیرنظر مقدّم ده وظیفهاش را
انجام میداد. منصب مقدم نیز موروثی بود(ادواردز، ٣٨٦-٣٨٧؛ روی، ٢٣). کارکُنها که
با چودری همکاری داشتند و دفاتر پرگنه دراختیار آنان بود، به عنوان منشی قانونگو
نیز عمل میکردند. فوتهدار که خزانهدار پرگنه بود، از دیگر مناصب پرگنه بهشمار
میرفت(چودری، ٨٤؛ سریواستاوا، همانجا). از دیگر صاحب منصبان پرگنه میتوان به
«وقایعنگار»، «داروغه» و «تعرفهدار» اشاره کرد(نک: «هند»، III/١٧٤).
اصطلاح «جمع» در نظام پرگنهداری بدهی روستاییان بود که توسط کارگزاران پرگنه میان
کشاورزان هر ده سرشکن میشد، این مبلغ که یکسوم تا یک چهارم محصول بود، به صورت
نقدی یا جنسی گرفته میشد و در برابر آن «پته» یا قولنامه پرداخت میشد(پاول پرایس،
مجومدار، همانجاها؛ مرلند، «نظام کشاورزی»، ٩؛ «هند»، III/١٥٤).
پس از چیرگی انگلیسیها بر هند نظام پرگنهداری از جانب آنان ابقا شد. انگلیسیها لفظ
«تحصیل» را به جای پرگنه، و «تحصیلدار» را به جای «عامل» یا امین به کار
میبردند(اسپیر، ١١٥؛ مرلند، «رئیس»، ٥١٩).
مآخذ: ابوالفضل علامی، آیین اکبری، لکهنو، ١٨٦٩م؛ اردو و دائرةالمعارف اسلامیه،
لاهور، ١٣٩٠ق/١٩٧١م؛ خافیخان نظامالملکی، محمدهاشم، منتخباللباب، به کوشش
کبیرالدین احمد، کلکته، ١٨٧٤م؛ زینالعابدین شیروانی، بستان السیاحة، تهران، ١٣١٥ق؛
مهذب لکهنوی، محمدمیرزا، مهذباللغات، لکهنو، ١٩٧٨م؛ میرزا محمدحسن، علیمحمد، مرآت
احمد، به کوشش قاضی عبدالکریم، بمبئی، ١٣٠٧ق؛ نیز:
Bhattacharya, S., A Dictionary of Indian History, New York, ١٩٦٧; Chaudhuri, S.,
»Sher Shāh and his Successors«, The Mughul Empire, ed. R. C. Majumdar, Bombay,
١٩٧٤; Edwardws, S. M., »Maratha Administration«, The Cambridge History of India,
vol. V. ed. H. H. Dodwell, New Delhi; EI٢; Finch, W., »١٦٠٨-١١«, Early Travels
in India, ١٥٨٣-١٦١٩, Lahore, ١٩٧٨; The Indian Historical Quarterly, ed. N. Nath
Law, ١٩٢٩, vol. V; Majumdar, R. C., An Advanced History of India, London, ١٩٥٨;
Medieval India, Bombay, ١٩٧٥; Moreland, W. H., The Agrarian System of Moslem
India, Delhi, ١٩٦٨; id, »The Pargana Headman(Chaudhri)in the Mogul Empire«,
JRAS, London, ١٩٣٨; id, »Revenue System of the Mughul Empire«, The Cambridge
History of India, vol. IV, ed. R. Burn, Cambridge, ١٩٣٧; Powell-Price, J. C., A
History of India, Toronto, ١٩٥٥; Roy, S., »The Khalji Dynasty«, The Delhi
Sultanate, Bombay, ١٩٦٧, vol. VI; Spear, P., Twilight of the Mughuls, Delhi,
١٩٦٩; Srivastava, A. L., The Mughls Empire (١٥٢٦-١٨٠٣), Agra, ١٩٦٦; Thapar, R.,
A History of India, London, ١٩٦٦.
مهدی کیوانی
١. The Agraian… ٢. The India… ٣. »The Pargana…« ٤. Medieval ٥. »Revenue…«