دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٨٧
| پراچی جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٤٨٧ |
پَراچی، زبان طایفۀ ایرانیتبار پراچی در
افغانستان و پاکستان، و از زبانهای ایرانی نو جنوب شرقی. برخی به غلط زبان پراچی را
جزو گویشهای پامیری به شمار آوردهاند(برای مثال، نک: پروشانی، ٤٦٥-٤٦٦؛ یارشاطر،
«زبانها...»)، در صورتی که گویشهای پامیری شاخهای از زبانهای ایرانی شمال شرقی
هستند(ایرانیکا، I/٥١١). این زبان اکنون تنها در ٣ درۀ دامنههای جنوبی هندوکش رواج
دارد: در ٨ روستا در درۀ شُتُل در شمال کابل، در ٦ روستا در درۀ غُچولان، و در ٢١
روستا در درۀ پَچَغان. درههای غچولان و پچغان در محلی به نام نِجراو(نِجراب)در
شمال کابل قرار دارند(کیفر، ٤٤٥-٤٤٦؛ قس: اُرانسکی، ١٧٤؛ ایرانیکا، I/٥١٢؛ پروشانی،
٤٦٥). شمار گویشوران پراچی در ١٣٣٨ش/١٩٥٩م حدود ٠٠٠‘٦ تا ٠٠٠‘٨ نفر بوده
است(ارانسکی، همانجا).
برخی از مشترکات پراچی با زبانهای ایرانی شمال غربی عبارتاند از حفظ انسدادیها و
انسدادی ـ سایشی واکدار آغازی(یعنی: b, d, g, j/، مانند jan- «کشتن»، gū «گاو»،
dah- «دادن»، bar- «بردن»)، ابدال dw آغازی ایرانی باستان به b (مانند bŎr «در»)، و
حذف دندانیهای (یعنی : /t,d/) باستانی در میان دو مصوت(مانند γâ «باد»، از *vāta-
(نک: مُرگِنستیرنه، I/٨, ٣٣, ٣٤, ٣٦, ٣١٦). از ویژگیهای جالب توجه نظامآوایی
پراچی وجود واجهای دمیدۀ انفجاری/ph, bh, th, dh, th, kh, gh/، سایشی/sh/ یا
انسدادی ـ سایشی/čh/(همو، I/٢٠)، روان/lh, rh/ و خیشومی/nh/ در آن است(کیفر، ٤٩٩).
نشانههای جمع در پراچی عبارتاند از -ān برای جانداران و بیجانها، و به ندرت ā-َ
، a-َ یا به کمک phŎr به معنی «دانه» (همو، ٤٥٠). نشانۀ حالت اضافی(ملکی) پسوند
-ika است(همانجا؛ مرگنستیرنه، I/٥٣). بیشتر حالات صرفی به کمک حروف اضافۀ پسایند
بیان میشوند(نک: همو، I/٥١-٥٧). مضافٌالیه مقدم بر مضاف است، اما گاه، تحتتأثیر
فارسی، مضاف پیش از مضافٌالیه میآید و با کسرۀ اضافه به آن میپیوندد(کیفر،
همانجا). این نکته دربارۀ صفت و موصوف نیز صادق است. به علاوه، صفت در زبان پراچی
صورت تفضیلی و عالی ندارد(مرگنستیرنه، I/٥٨). فعل در زبان پراچی دو ستاک دارد: حال
و گذشته. ستاک حال برای ساخت امر و حال ساده، و با پسوند-tŎn برای ساخت حال
استمراری و ماضی استمراری به کار میرود. ستاک گذشته برای ساخت ماضی ساده و ماضی
تمنایی، و با پسوند -Ŏ برای ساخت ماضی نقلی، ماضی بعید، ماضی نقلی التزامی و ماضی
بعید التزامی به کار میرود(نک: همو، I/٨٥-١٠١). افعال متعدی در همۀ زمانهای ماضی
(به غیر از ماضی استمراری)ساخت ارگتیو دارند(کیفر، همانجا؛ مرگنستیرنه، I/٩٥). در
گفتوگوهای دوستانه گاه در پایان فعل از پسوند -a یا -na استفاده میشود(کیفر،
همانجا).
واژههای دخیل در پراچی در شتل غالباً منشأ فارسی کابلی، و در غچولان و پچغان
غالباً منشأ پَشایی و پشتو دارند(همو، ٤٥٤).
مآخذ: پروشانی، ایرج، «پامیر، زبانها و گویشها»، دانشنامۀ جهان اسلام، تهران،
١٣٧٩ش، ج٥؛ یارشاطر، احساس، «زبانها و لهجههای ایرانی»، همراه مقدمۀ لغتنامۀ
دهخدا؛ نیز:
Iranica; Kieffer, Ch. M., »Le Parāčī, l’õrmuŗi et le groupe des langues
iraniennes du Sud-Est«, Compendium Linguarum Iranicarum, ed. R. Schmitt,
Wiesbaden, ١٩٨٩; Morgenstierne, G., Indo-Iranian Frontier Languages, Oslo, ١٩٧٣;
Oranskij, I. M., Les Langues iraniennes, tr. J. Blue, Paris, ١٩٧٧.
حسن رضاییباغبیدی