دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٧٧
| پترونه خلیل جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٤٧٧ |
پَتْرونهخَلیل، شورشی دورۀ نوگرایی در کشور
عثمانی. او عامل اصلی قیامهای خیابانی استانبول در نیمۀ سدۀ ١٢ق/١٨م بود که موجب
قتل وزیر و خلع سلطان عثمانی گردید. خلیل مدتی عضو ینیچری در ارتش سنتی عثمانی بود
و در جنگ عثمانی و ایران شرکت داشت و هم در نیروی دریایی عثمانی به عنوان لِوِند
خدمت میکرده است(شاو، ١/٤١٤) و بسا که واژۀ پترونه یا پترونا که از واژههای دخیل
در زبان ترکی است، رتبهای در نیروی دریایی عثمانی محسوب میشده است(نک:
«دائرةالمعارف...١»، XXVI/٤٣٨-٤٣٩).
از اندیشههای انقلابی پترونه خلیل که تبار آلبانیایی داشت، و از این رو در میان
ترکان عثمانی «آرناووت» (شاید نسبتی از روی تحقیر)خوانده میشد، اطلاعی در دست
نیست. او پیش از آغاز شورش، کارگر حمام در استانبول بود(نک: دانشمند، IV/١٨). با
این همه، ریشههای شورش ربیعالاول١١٤٣/سپتامبر١٧٣٠ را باید در زمینههای مستعد آن
در اوضاع امپراتوری عثمانی جُست، نه در شخصیت و تأثیر پترونه خلیل.
انگیزۀ شورش محدودی که خیلی زود به قیامی گسترده تبدیل شد، شکست نیروهای عثمانی از
سپاه آخرین پادشاه صفوی، طهماسب دوم به سرداری نادر بود که در جریان آن سرزمینهای
تصرف شده به وسیلۀ عثمانیان هنگام بروز فتنۀ افغان باز پس گرفته شد(نک: منتران،
٢٧٤-٢٧٥). دولت عثمانی که به هنگام سقوط اصفهان از مرزهای خود با ایران در اندیشه
بود، پس از پیمان با روسیه به بهانۀ حفظ و رهایی مسلمانان سنی مذهب بالای رود ارس،
گرجستان، شیروان و آذربایجان، به ایران حمله کرده بود. اکنون شکست از نادر، درحالی
که سپاه عثمانی هنوز در اسکودار اردو زده، و ابراهیمپاشا نوشهرلی، صدراعظم سخت
مشغول تدارک حملۀ دیگر و جبران شکست بود، موجب هیجان عمومی در استانبول گردید(شاو،
١/٤١٣؛ دانشمند، همانجا). چنین پیداست که صدراعظم مخالفان و حاسدانی داشت که درصدد
تضعیف او بودند و شورشیان که فرصت مناسبی را برای ایجاد اغتشاش انتظار میکشیدند،
با پراکندن شایعاتی در باب بازگشت سپاه از تبریز به استانبول و واگذاری قلمرو سنی
مذهبان به شیعیان، آتش تعصب عوام را برافروختند. آنان تقصیر را به گردن صدراعظم،
سلطان و باقی درباریان انداختند و آنان را متهم به خروج از قلمرو شریعت کردند(شاو،
١/٤١٤؛ هامر پورگشتال، ٤/٣١٥٣). در حقیقت، دوران ١٢ سالۀ صدارت ابراهیم
پاشا(١٧١٨-١٧٣٠م)، اوج سلطنت ٢٧سالۀ سلطان احمد سوم و از مهمترین دورههای
امپراتوری عثمانی به شمار میآید؛ زیرا در اثر افکار و اقدامات ابراهیم پاشا که
بیشتر از جنگ به صلح و نوسازی و اصلاح امور کشور میاندیشید، نخستینبار کشور به
پیشرفتهای اروپایی توجه کرد(نک: ه د، ابراهیمپاشا نوشهرلی).
همراه جنبۀ مثبت نوگرایی ابراهیم پاشا، از ایجاد صنایع تا ترجمه و چاپ و انتشار
کتاب، برخی جنبههای منفی عصر لاله، زمینههای سیاسی ـ اجتماعی، اقتصادی و اداری
مناسبی را برای مخالفان دولت فراهم آورد(نک: «دائرةالمعارف»، همانجا) که باید بر
آنها فشارهای روانی ـ اجتماعی وارد بر طبقات پایین مردم که رواج ظواهر نوگرایی را
با دین و اعتقادات خود در تقابل میدیدند، افزود.
در روز حادثه(٢٦ربیعالاول/٢٨سپتامبر)، پترونه خلیل با تنی چند از یاران و همگامان
خود، نخست در برابر مسجد بایزید استانبول مردم را جمع کرد و با دستاویز قرار دادن
مذهب، خطای سلطان و صدراعظم را یادآور، و خواستار آزادی زندانیان شد. چون جمع قوت
یافت، به بستن مغازهها پرداخت و عدهای از ینیچریها به او ملحق شدند و رئیسشان
نیز از ترس گریخت(اوزون چارشیلی، IV(١)/٢٠٤؛ هامر پورگشتال، همانجا). سلطان و
درباریان از بیرون شهر بازگشتند و صدراعظم کاری از پیش نبرد. شورش به یاری گروهی
ماجراجو وسعت گرفت و مردم و مغازهداران تنها از ترس و در نتیجۀ ارعاب پترونه و
یارانش بدون هرگونه رهبری فکری در این شورش شرکت جستند(همو، ٤/٣١٥٤؛ دانشمند،
همانجا). با از دست شدن اختیار اوضاع و پس از چند روز آمدوشد و مذاکره، سلطان که
میخواست خود و سلطنتش را حفظ کند، تصمیم گرفت صدراعظم را فدای خویش نماید، از
اینرو، با شتاب دستور کشتن ابراهیمپاشا را داد. شورشیان با دیدن ضعف سلطان، عزل
او را خواستار شدند و سرانجام، وی مجبور به کنارهگیری شد و پسر برادرش، محمود
جانشین او گردید(هامر پورگشتال، ٤/٣١٥٧؛ دده اوغلو، ٦٩).
با تغییر سلطان، پترونه خلیل که پیدا بود از هیچ اندیشۀ انقلابی اصیلی پیروی
نمیکند و تنها به ایجاد اغتشاش و سودجویی شخصی و قدرتطلبی پایبند است. با اینکه
با کشتار و غارت و تخریب کاخهای عصر لاله به نوعی اقتدار دست یافته بود، هیچ
اقدامی سیاسی به عمل نیاورد و از این موقعیت طلایی هیچ استفادهای برای در دست
گرفتن رهبری و تثبیت اوضاع به نفع مردم و خود نکرد(شاو، همانجا؛ منتران، ٢٧٥).
سلطان محمود اول که از مداخلههای بیجای او به تنگ آمده بود، مماشات با او را تاب
نیاورد و سرانجام در جمادیالاول/نوامبر همان سال او را با حیلهای به دام انداخت و
کشت(هامر پورگشتال، ٧/٣١٦٩-٣١٧٠). به این ترتیب کانون اصلی فتنهای که نزدیک به
٣ماه آثار و مظاهر یک دورۀ ١٢ سالۀ اصلاحات و نوگرایی را تهدید میکرد، از میان
رفت. چند ماه بعد برخی از باقیماندگان شورش پترونه خلیل که ظاهراً آلبانیایی
بودند. به رهبری یک یونانی به نام جناکی یا یناکی دست به اغتشاش بزرگی زدند تا
انتقام رهبر مقتول خود را بگیرند؛ اما اینبار سلطان محمود اول که به رغم جوانی و
تازهکاری نشان داد که میتواند سخت خشن و جدی باشد، با همراهی صدراعظم خود به سرعت
دست به کار شد و فتنه را فرونشاند. شمار کشتگان این شورش را از ١٠تا١٥ هزارتن
نوشتهاند(نک: دده اوغلو، ٧٠؛ قس: دانشمند، IV/٢٠-٢١).
مآخذ: شاو، ج. وا. ک. شاو، تاریخ امپراتوری عثمانی و ترکیۀ جدید، ترجمۀ محمود
رمضانزاده، مشهد، ١٣٧٠ش؛ هامرپورگشتال، یوزف، تاریخ امپراتوری عثمانی، ترجمۀ زکی
علیآبادی، به کوشش جمشید کیانفر، تهران، ١٣٦٨ش؛ نیز:
DaniŞmend, İ. H., İzahlı Osmanlı tarihi kronolojisi, Istanbul, ١٩٧٢; Dedeoğlu,
A., The Ottomans, tr. H. I. Ercan, Istanbul, ١٩٨٢; Mantran, R., Histoire de
l’empire Ottoman, Lille, ١٩٨٩; Türk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٧٧; UzunçarŞılı, İ.
H., Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٨٢.
منوچهر پزشک
١. Türk…