دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٧٣
| پانی پتی، محمد جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٤٧٣ |
پانیْ پَتی، محمدبنمحمود ملقب به جلالالدین
محمدکبیرالاولیاء(د٧٦٥ق/١٣٦٤م)، صوفی برجستۀ طریقۀ چشتیۀ صابریه در هند. نسب
جلالالدین به عثمان، خلیفۀ سوم میرسید و نیاکان او ظاهراً نخست از مدینه به
کازرون و سپس از آنجا به پانیپت در هند، مهاجرت کرده بودند(چشتی، ١٩٧، ٢١٤؛ چشتی
صابری، ٣٣٤). جلالالدین در پانیپت به دنیا آمد و دوران کودکی خود را در همانجا
گذراند. وی در خردسالی، پدرش را از دست داد و پرورش او را عمویش برعهده گرفت(چشتی،
١٩٧؛ شارب، ١٢٩).
جلالالدین در کودکی بسیار مورد توجه شیخ شرفالدین بوعلی قلندر پانیپتی بود،
چندان که هر روز با او ملاقات میکرد و سرانجام در ١٢ سالگی در پی شنیدن سخنی از
بوعلی قلندر و دگرگونی احوالش، زندگی معمولی را رها کرد و به ریاضت و سلوک روی
آورد(لعلی بدخشی، ٣١٥؛ چشتی، ٢٠٠-٢٠١). پس از آن روی به عالم تجرید آورد و ٣٠ یا ٤٠
سال از عمرش را در سفر گذراند و بارها به حج رفت و سرانجام همراه جمعی از درویشان
به قصبۀ هانسی رسید و در آنجا با شیخ جمالالدین هانسوی ملاقات کرد و به توصیۀ او
به پانیپت بازگشت و به شمسالدین پانیپتی مشهور به شمسالدین تُرک دست ارادت داد
و پس از ریاضتهای بسیار از وی خرقه گرفت و به جلالالدین ملقب شد(لعلی بدخشی،
٣١٥-٣١٦؛ چشتی، ١٩٩-٢٠٠، ٢٠٣-٢٠٤). سپس به دستور شیخ خود به قصبۀ کرنال رفت و تا
مرگ شمسالدین در آنجا ماند. پس از آن به پانیپت بازگشت و به عنوان جانشین او
ادارۀ خانقاه و مزار شمسالدین را برعهده گرفت(لعلی بدخشی، ٣١٦؛ چشتی، ١٩٩-٢٠٠).
گفتهاند که جلالالدین بیش از ١٧٠ سال عمر کرد و در پانیپت به خاک سپرده شد.
جلالالدین صاحب ٥ پسر ودو دختر بود. پس از گذشت بیش از یک سده، به دستور یکی از
امرای اسکندر لودهی به نام فیروزین لطفالله در ٩٠٤ق/١٤٩٩م، گنبدی بر قبر وی ساخته
شد(لعلی بدخشی، ٣١٦-٣١٧؛ چشتی، ٢١٣-٢١٤؛ غلام سرور، ١/٣٦٤-٣٦٥؛ چشتی صابری،
٣٤١-٣٤٢).
در منابع، جلالالدین را جامع علم شریعت، طریقت و حقیقت دانستهاند و کرامات بسیاری
به او نسبت دادهاند. وی اهل سُکر و سماع بود و در اواخر عمر حالت استغراق چنان بر
او غالب میآمد که مریدانش در وقت نماز با گفتن مکرر کلمۀ «حق» وی را به خویشتن باز
میآوردند(لعلی بدخشی، ٣١٥؛ چشتی، ١٩٧-١٩٨؛ غلام سرور، ١/٣٦٢-٣٦٤). وی با
سیدجلالالدین بخاری، ملقب به مخدوم جهانیان جهانگشت معاصر بود و حکایتهایی در بارۀ
آن دو نقل شده است(چشتی، ٢١٣؛ غلام سرور، ١/٣٦٤).
جلالالدین مریدان بسیاری یافت و نام نزدیک به ٤٠ نفر به عنوان خلفای او نقل شده
است که برجستهترین آنها شیخ احمد عبدالحق است که سلسلۀ چشتیۀ صابریه از طریق او
ادامه یافته، و شاخۀ فرعی چشتیۀ صابریه موسوم به «مخدومیه» منسوب به اوست(چشتی،
٢١٣-٢١٥؛ غلام سرور، ١/٣٦٤-٣٦٥؛ رضوی، I/٢٧٠؛ آریا، ١٨٥).
تنها اثر باقیمانده از جلالالدین پانیپتی، رسالهای با عنوان زادالابرار دربارۀ
وحدت وجود است که امروزه اثری از آن در دست نیست، اما لعلی بدخشی و غوثی شطاری
بخشهایی از آن را در کتابهای خود آوردهاند(چشتی، ١٩٨؛ غوثی شطاری، ٥١٢-٥١٤؛ غلام
سرور، ١/٣٦٢؛ لعلی بدخشی، ٣١٧).
مآخذ: آریا، غلامعلی، طریقۀ چشتیه در هند و پاکستان، تهران، ١٣٦٥ش؛ چشتی، شاه
الهدایه، سیرالاقطاب، لکهنو، ١٣٣١ق/١٩١٣م؛ چشتی صابری، علیاصغر، شمیم ولایت،
پاکستان، ١٩٩٣م؛ شارب، ظهور، حسن، جدید تذکرۀ اولیائی پاک و هند، لاهور، ١٩٦٥م؛
غلام سرور لاهوری، خزینةالاصفیاء، کانپور، ١٨٩٤م؛ غوثی شطاری، محمد، گلزار ابرار،
به کوشش محمد ذکی، پنته، ١٩٩٤م؛ لعلی بدخشی، لعل بیگ، ثمرات القدس، به کوشش کمال
حاج سید جوادی، تهران، ١٣٧٦ش؛ نیز:
Rizvi, A. A., A History of Sufism in India, Delhi, ١٩٨٦.
سمانه تولیتی