دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٧٠
| پاندوا جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٤٧٠ |
پانْدوا١، یا پندوه، شهری باستانی و نام
حکومتی اسلامی در ایالت بنگال غربی هند. این شهر در گذشته پوندروردهنه٢ خوانده
میشده که برگرفته از حماسۀ باستانی پاندواست و به صورتهای پندو، پاروهآه و پروآه
نیز آمده است. نویسندگان یونانی از این شهر با نامهای پاندوا، پندوو و پانده یاد
کردهاند و در منابع لاتین نام این شهر به صورتهای پاندانوروم، پاندونوروم،
پاندوروم و پاندیانا آمده است(تارن، ٥١١؛ «فرهنگ...٣»، XIX/٣٩٢, ٣٩٤؛ دی، ٦٢؛
مجومدار، «هند...٤»، ١٣٦). امروزه ویرانههای این شهر را «حضرت پاندوا» مینامند تا
از پاندوای دیگری که در نواحی جنوبیتر در شهرستان هوقلی(هوگلی)واقع در ایالت بنگال
غربی است، متمایز شود(دی، همانجا؛ «فرهنگ»، XIX/٣٩٢).
دیرینگی پاندوا به سدههای پایانی پیش از میلاد میرسد. در سدۀ ٤قم اقوام آریایی
به این منطقه مهاجرت کردهاند(مجومدار، همانجا). پلینی از پادشاهی بزرگی متشکل از
٣٠٠ شهر به پایتختی مدورا در سرزمین پاندوا نام برده است که فرمانروایان آن زن
بودهاند و ارتش آن مرکب از ١٥٠هزار پیاده و ٥٠٠فیل بوده است(II/٣٩٥, ٤١٩).
نویسندگان دوران باستان از حضور سفیران کشور پاندوا در دربار امپراتوران روم یاد
کردهاند. بنابر شواهدی، مقارن با میلاد حضرت مسیح(ع) قلمرو پادشاهی پاندوا بخشهای
بزرگی از جنوب شبه قارۀ هند را در برمیگرفت(آسیاتیکا، VII/١٠٤-١٠٥). بنا برگزارش
هیوئن تسیانگ سیاح ـ زائر چینی که در ٦٣٨م از بنگال دیدار کرده، این ناحیه مشتمل بر
٥ پادشاهی، و از آن میان پوندروردهنه(پاندوا)بوده است و مردم آن پیرو دو فرقه از
آیین بودا به نامهای هینیانه٥ و مهایانه بودهاند(مجومدار، «شمال...٦»، ١٤٢،
«مذهب...٧»، ٣٨٢).
پادشاهی پاندوا تا سدههای ٤و٥ق/١٠و١١م رو به گسترش و شکوفایی داشت و تنها در مدت
کوتاهی تابع پادشاهی بلاله شد(آسیاتیکا، VII/١٠٥). در سدۀ ٧ق/١٣م با گسترش اسلام در
بنگال، پاندوا به یکی از مراکز مهم انتشار اسلام تبدیل شد و بسیاری از معابد آن به
مسجد و درگاه(خانقاه)بدل گشت(سرکار، ١٩, ٥٧). در دورۀ استیلای مسلمانان بر هند،
بنگال از نخستین نواحی بود که به استقلال دست یافت. اول بار علاءالدین علی شاه(حک
٧٤٠-٧٤٦ق/١٣٣٩-١٣٤٥م)در شمال بنگال اعلام استقلال کرد و پایتخت خود را به سبب
موقعیت سوقالجیشی پاندوا، در این شهر قرار داد(مجومدار، «تاریخ...٨»، ٣٤٣).
پس از علاءالدین، سلطنت بنگال به برادر رضاعی او حاجی الیاس علایی رسید که با نام
سلطان شمسالدین در پاندوا بر تخت نشست(سلیم، ٩٥؛ مجومدار، همان، ٣٤٤). هنگامی که
الیاس درصدد برآمد تا قلمرو حکومت خود را گسترش دهد، فیرزشاه از دهلی در ٧٥٤ق/١٣٥٣م
به بنگال لشکر کشید و چون به پاندوا رسید، خطبه به نام او خواندند و شهر را
فیروزآباد نامیدند(بنارسی، ٥٨٣؛ شمس سراج، ١٢٢؛ مجومدار، همان، ٣٢٨). در این
لشکرکشی الیاس در دژی در نزدیکی پاندوا موضع گرفت و با وجود پیروزی سپاهیان دهلی بر
نیروهای الیاس، فیروزشاه بدون بهرهگیری از این برتری به دهلی بازگشت(همانجا).
الیاس در ٧٥٨ق/١٣٥٧م در پاندوا درگذشت و فرزندش سکندر بر جای او نشست. او کوششهای
دربارِ دهلی برای چیرگی دوباره بر بنگال را بیاثر گذاشت. دوران حکومت وی با آرامش
و پیشرفت همراه بود. سکندرشاه بناهای باشکوه بسیار برپا کرد و مسجد جامعی در
٧٦٦ق/١٣٦٥م ساخت که امروزه ویرانههای آن نشان از شکوه گذشتۀ آن دارد(سلیم، ١٠١؛
پاولپرایس، ٢٠٧؛ مجومدار، همان، ٣٤٤).
پس از درگذشت سکندر در ٧٩٥ق/١٣٩٣م غیاثالدین اعظم به حکومت رسید. بنابه روایتی او
با خواجهحافظ شیرازی مکاتبه داشته است. پس از او در ٨١٣ق/١٤١٠م پسرش سیفالدین
حمزه شاه برتخت نشست، اما پس از درگذشت یک سال و اندی مغلوب یک راجۀ زمیندار برهمنی
شد که پس از چیرگی بر پاندوا قدرت را به پسر خود واگذارکرد. این پسر پس از اسلام
آوردن خود را جلالالدین محمدشاه نامید(همان، ٣٤٤-٣٤٥) که در گسترش اسلام بسیار
کوشید و در دورۀ حکومتش پاندوا به اوج آبادانی خود رسید. جلالالدین محمدشاه در
٨١٢ق/١٤٠٩م پایتخت را از پاندوا به شهر گور٩ منتقل ساخت(سلیم، ١١٦-١١٧)؛ با این حال
پاندوا بنا به روایتی تا ٨٢٣ق/١٤٢٠م و به روایتی دیگر تا ٨٥٠ق/١٤٤٦م با نام
فیروزآباد مرکز منطقۀ بنگال بود. احتمالاً از این تاریخ تا متروکه شدن پاندوا، این
شهر به عنوان استراحتگاه شاهان بنگال مورد استفاده قرار میگرفته است(لینپول، ١٦٤؛
«فرهنگ»، XIX/٣٩٣).
در طول حیات این شهر، علمای دینی بزرگی در آنجا پرورش یافتهاند. شیخ جلالالدین
تبریزی در سدۀ ٨ق/١٤م خانقاهی در دئوتله١٠ در نزدیکی پاندوا بنا نهاد. شیخ
سراجالدین عثمان، معروف به اخی سراج، طریقۀ چشتیه را در این شهر رواج داد. شیخ
علاء الحق و پسرش نور قطب عالم در این شهر به ارشاد میپرداختند و نور قطب عالم در
آنجا مدرسهای بزرگ و یک بیمارستان ساخت(یاسین، ٩٠؛ سلیم، ٤٩؛ سرکار، ١٩).
خرابههای پاندوا نمونههای بسیار جالبی از معماری قدیم اسلامی را در خود حفظ کرده
است. این شهر که مدتها زیر انبوه درختان جنگلی پنهان مانده بود، در دهههای اخیر
شناسایی، و مورد توجه واقع شد. برای نگهداری آثار تاریخی آن نیز کوششهایی به عمل
میآید. مهمترین بنای برجای مانده از دورۀ اسلامی در پاندوا مسجد آدینهای است که
سکندر شاه آن را ساخت. این بنا با ٤٠٠ گنبد ـ که طرح آن تقلیدی از معماری مسجد جامع
دمشق است ـ در فاصلۀ ٥/١ کیلومتری شمال ویرانههای شهر پاندوا واقع است(«فرهنگ»،
XIX/٣٩٢-٣٩٤؛ مجومدار، همان، ٤١٧-٤١٨).
مآخذ: سلیم غلامحسین، ریاض السلاطین، به کوشش عبدالحق عابد، کلکته، ١٨٩٠م؛ شمس
سراج، عفیفالدین، تاریخ فیروزشاهی، به کوشش ولایت حسین، کلکته، ١٨٩١م؛ نیز:
Asiatica; Banarsi, P. S., »The Tughluqs«, A Compprehensive History of India, New
Delhi, ١٩٨٢; Dey, N. L., The Geographical Dictionary of Ancient and Mediaeval
India, Lahre ١٨٩٩; The Imperial Gazetteer of India, New Delhi, ١٩٧٢; Lane٠Poole,
S., Mediaeval India, Delhi, ١٨٩٠; Majumdar, R. C., An Advanced History of India,
London, ١٩٥٨; id, Ancient India, Delhi, ١٩٦٠; id, »Northern India During A. D.
٦٥٠-٧٥٠«, »Religion and Philosophy«, The Classical Age, Bombay, ١٩٧٠; Pliny,
Natural History, tr. H. Rackham, London, ١٩٤٧; Powell-Price, J. C., A History of
India, New York, ١٩٥٥; Sarkar, J. N., Hindu-Muslim Relations in Bengal, Delhi,
١٩٨٥: Tarn, W. W., The Greeks in Bactria and india, Cambridge, ١٩٥١: Yasin, M.,
A Social History of Islamic India ١٦٠٥-١٧٤٨, New Delhi, ١٩٧٤.
پرویزامین
١. Pandua ٢. Paundravardhana ٣. The Imperial… ٤. Ancient… ٥. Hinayāna ٦.
»Northern…« ٧. »Religion…« ٨. An Advanced… ٩.Gaur ١٠. Deotala