دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٢١
| بیهس بن صهیب جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٤٢١ |
بَیْهَسِبْنِصُهَیْب، ابوالمقدام جَرْمی(دح
١٠٠ق/٧١٨م)، شاعر دورۀ اموی. منابع دربارۀ وی به گفتار مختصرـ و گاه ضدونقیض ـ
بسنده کردهاند. ابنعساکر او را بصری الاصل معرفی کرده است که بعدها به شام کوچید
و در داریّا مسکن گزید(١٠/٥٢٨). بیهس با قبایل جَرم، کلب و عُذره، در بادیه و گاه
شهرهای شام نیز زیسته است(ابوالفرج، ٢٢/١٣٥؛ بستانی، ٥/٧٧٨؛ زیدان، ١/٣١٣).
عشق بدفرجامی که وی در جوانی از سرگذراند، دستمایۀ داستان عاشقانه شد. راویان در
باب«صفرا» که شاعر در سرودههای خود یاد کرده است، همداستان نیستند. از مجموع
روایات چنین برمیآید که صفرا یا همسر مطلقۀ شاعر بوده است، و یا دخترعموی او که
عشق پنهان میان آن دو، هرگز به وصال نینجامید(ابوالفرج، ابنعساکر، همانجاها؛ صفدی،
١٠/٣٦٩). بیهس چند سال پس از مرگ معشوق، به هنگام عزیمت به دیار بنیاسد، در موضعی
به نام احض برگور وی توقف کرد و چکامهای ٩ بیتی در رثای او سرود(ابوالفرج،
٢٢/١٣٨-١٣٩).
بیهس همراه مهلببنابیصفره با ازارقه جنگید(کلبی، نسب...، ٢/٦٩٨؛ ابوالفرج،
٢٢/١٣٥؛ ابنعساکر، همانجا). پس از جنگ مرج راهط(محلی در شمال دمشق)، چندی نیز به
اتهام قتل جوانی از بنیقیس، در گریز بود و سرانجام از محمدبنمروان امان خواست و
محمد به شرط آنکه حد بر او جاری کند، وی را امان داد و شاعر قطعهای در اینباره
سرود. سرانجام محمد و برادرش عبدالملک با میانجیگری و پرداختن دیۀ مقتول، بیهس و
قومش را از این اتهام نجات دادند.(ابوالفرج، ٢٢/١٣٩-١٤١).
بیهس از مهتران سپاه «شریکبناعور» بود و دفاع از وطن را در برابر دشمن واجب
میشمرد؛ لیکن معتقد بود کسانی که زادبوم خود را وانهاده، به یاری مردم دیگر
سرزمینها میشتابند، چون مادری هستند که به گفتۀ ابنجذل کنانی کودک شیرخوارۀ خود
را رها کرده است و نوزاد زنی دیگر را شیر میدهد(طبری، ٥/٢٠٠-٢٠١).
از اشعار بیهس حدود ٥٠ بیت باقی مانده که مایۀ اصلی آنها، مرثیههای عاشقانه است.
در این میان «رثای صفرا» که در ١٤ بیت سروده شده است، جایگاه ویژهای
دارد(ابوالفرج، ٢٢/١٣٦-١٣٩؛ ابنعساکر، ١٠/٥٢٩؛ صفدی، همانجا). از نادر کسانی که وی
مدح گفته، محمدبنمروان است(ابوالفرج، ٢٢/١٤٠-١٤١). مضامین این قطعۀ ١١ بیتی از
هرگونه نوآوری تهی است. بیهس در قطعهای دو بیتی دلیل اصلی جود و کرم خود را ترس از
عذاب الاهی میداند(کلبی، همانجا؛ ابنعساکر، ١٠/٥٢٨). در قطعۀ دو بیتی دیگری از
اسلمبنزرعه، حاکم خراسان میخواهد که از نبش قبر حکم بنعمروغفاری ـ یکی از صحابۀ
پیامبر(ص) و حاکم خراسان در زمان معاویه ـ به قصد یافتن زروسیم بپرهیزد(کلبی،
جمهرة...، ١٥٥؛ ابنعساکر، ١٠/٥٢٩). در قطعهای ٤ بیتی نیز از شجاعت خویش و هولناکی
عرصۀ کارزار سخن میگوید(آمدی، ٨٦).
مآخذ: آمدی حسن، المؤلف و المختلف، به کوشش عبدالستار احمدفراج، قاهره،
١٣٨١ق/١٩٦١م؛ ابنعساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت،
١٤١٥ق/١٩٩٥م؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، به کوشش علی سباعی و دیگران، قاهره،
١٣٩٣ق/١٩٧٣م؛ بستانی، بطرس، دایرةالمعارف، بیروت، ١٨٧٧م؛ زیدان، جرجی، تاریخ آداب
اللغة العربیة، به کوشش شوقی ضیف، قاهره، ١٩٥٧م؛ صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به
کوشش ژاکلین سوبله و علی عماره، بیروت، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ طبری، تاریخ، ابنکلینی، هشام،
جمهرةالنسب، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٦م؛ همو، نسب معد والیمن الکبیر، به
کوشش ناجی حسن، بیروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م.
هادی نظری منظم