دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٠٣
| بیلک قبچاقی جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٤٠٣ |
بَیْلَکِ قِبْچاقی(د پس از ٦٨١ق/١٢٨٢م)،
کانیشناس مسلمان و کهنترین گزارشگر بهرهگیری از قطبنما در ناوبری مسلمانان. از
زندگی وی تنها میدانیم که در ٦٥٨ق/١٢٦٠م کتاب علمالساعات و العملبها، اثر
ابنساعاتی(ه م) را در قاهره استنساخ کرده(کوپریلی، ١/٤٨٢-٤٨٣)، و در ٦٦٨ق/١٢٧٠م
در این شهر به دستنویسی از الرسالةالشافیهْ نصیرالدین طوسی دست یافته(کراوزه،
٤٩٠-٤٩١, ٤٩٦)، و در ٦٨١ق نیز کنزالتجار را در قاهره و به نام ملکمنصوردوم(حک
٦٤٢-٦٨٣ق/١٢٤٤-١٢٨٤م)، حکمران ایوبیحماء نوشته است. البته نام پدر بیلک در دو
دستنویس نخست، عبدالله و در دستنویس کنزالتجار، محمد(شاید تصحیف ابومحمد) آمده
است(نک: وایدا، ٤٢٠؛ قس: «دائرةالمعارف...١»، VI/٦٨؛ نیز دوسلان، شم ٢٧٧٩، که این
نام نیامده است).
اثر بر جای مانده: کنزالتجار فی معرفةالاحجار، در ٣٠ فصل دربارۀ سنگها و فلزات
گرانبها که یگانه نسخۀ شناختهشدۀ آن ـ ظاهراً به خط مؤلف ـ در پاریس نگهداری
میشود(همانجا). بیلک در مقدمۀ این کتاب از ٢٣ نویسندۀ یونانی و مسلمان، از آن میان
هرمس، بلیناس(آپولونیوس تیانایی)، ارسطو، بطلمیوس، مسعودی، بیرونی، غزالی و دیگران
یاد کرده است. موله که بخشهایی از متن عربی و ترجمۀ فرانسۀ این اثر را آورده، آن را
تقلیدی صرف از ازهار الافکار تیفاشی(ه م) برشمرده که البته برخی اطلاعات و تجربیات
بیلک بدان افزوده شده است(ص١٢).
بیلک در این کتاب ضمن شرح مسافرت دریایی خود از طرابلس شام به اسکندریه، از ابزاری
که کشتیبانان برای جهتیابی به کار میبردند، یاد کرده است. آنان در شبهای تاریک و
بیستاره، سوزنی را از میان ساقۀ یک گیاه، چلیپاوار گذرانده، در ظرف آبی شناور
میساختند و سپس یک سنگ مغناطیس(آهنربای طبیعی) گرداگرد سوزن میچرخاندند که موجب
چرخش سوزن میشد. پس از دور کردن ناگهانی سنگ، سوزن به تدریج در راستای شمال و جنوب
آرام میگرفت(همو، ١٧٤). ظاهراً در مآخذ کهنتر دورۀ اسلامی به چنین نکتهای اشاره
نشده است(رنو، ٢٠٣، کارا دو وو؛ II/٣٧١؛ پلسنر، ٥٣٢) و برخلاف نظردوزی(ص٣٩؛ نیز
ویدمان، «علوم طبیعی...٢»، ٢٠، «مغناطیس٣»، ٣٣١) ـ که واژۀ قرمیط را در قطعه شعری
مربوط به حدود سال ٢٣٩ق(نک: ابنعذاری، ٢/٩٧)، معرب کالامیت و به معنی آهنربا
دانسته است ـ ربطی به قطبنما ندارد(قس: سارتن، II/٦٣٠؛ نیز میهلی، ١٥٩-١٦٠، که
اشارات مبهم عوفی به ابزارهای با کاربرد مشابه را یاد کردهاند). گزارش بیلک تاکنون
به چند زبان اروپایی ترجمه شده است(پلسنر، ٥٣٣).
مآخذ: ابنعذاری، احمد، البیان المغرب، به کوششدوزی، لیدن، ١٨٤٩م؛ کوپریلی، خطی؛
نیز:
Carra de Vaux, Les Penseurs de l’Islam, Paris, ١٩٢١; De Slane; Dozy, R., Introd,
Al-Bayáno’l-Mogrib, Leiden, ١٨٤٩; Krause, M., »Stambuler Handschriften
islamischer Mathematiker«, Quellen und Studien zur Geschichte der Mathematik,
Astronomie und Physik, Abteilang B٣, ١٩٣٦, vol. III; Mieli, A., La Science
arabe, Leiden, ١٩٦٦; Mullet, C., »Minéralogie arabe«, JA, ١٨٦٨, vol. XI;
Plessner, M., »Baylak al-Qibjāqi« , Dictionary of Scientific Biography, ed. Ch.
C. Gillispie, New York, ١٩٧٠, vol. I; Reinaud, J.-T., Géographie d’Aboulféda,
Paris, ١٨٤٨; Sarton, G., Introduction to the History of Science, Baltimore,
١٩٣١; Türkiye diyanet vakfi İslâm ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٢; Vajda, G.,
Index général des manuscrits arabes musulmans, Paris, ١٩٥٣; Wiedmann, E., »Über
Magnetismus«, Aufsätze zur arabischen Wissenschaftsgeschichte, New York, ١٩٧٠;
id, »Über die Naturwissenschaften bei den Arabern«, Sammlung
gemeinverständlicher wissenschaftlicher Vorträge, Hamburg, ١٨٩٠, no. ٩٧.
محمدحسین احمدی
١. Türkiye… ٢. »Über die Naturwissenschaften…« ٣. »Über Magnetismus«