دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٣٧٨
| بیستگانی جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٣٧٨ |
بیسْتْگانی، اصطلاحی مالی ـ اداری که بر نوعی
مقرری و حقوق اطلاق شده، و از سدۀ ٤ق/١٠م در منابع فارسی به کار رفته است. گرچه به
سبب ذکر معادل عربی آن، یعنی عشرینیه(جمع آن: عشرینیات) در برخی منابع کهن
عربی(مثلاً: خوارزمی، ٦٥؛ ابنحوقل، ٤٦٩؛ نیز نک: حبیبی، ٣١١؛ قس: با تسعینیه،
یعنی حقوقی که هر ٩٠ روز پرداخت میشد: قدامه، ٣١-٣٢)، بیستگانی را ترجمۀ آن
دانستهاند، ولی این نظر که بیستگانی مقدم بر عشرینیه به کار میرفته، و معادل عربی
در واقع ترجمۀ این اصطلاح فارسی است، نیز محتمل به نظر میرسد، خاصه که در ترجمۀ
تفسیر طبری که مقدم بر آثار خوارزمی و ابنحوقل است، واژۀ بیستگانی به کار رفته
است(٥/١٣٨١)، از اینرو، این که گفتهاند نخستینبار ابونصر عتبی(د ٤٢٧ق/١٠٣٦م) در
کتاب تاریخ یمینی (١/٨٩) بیستگانی را به عشرینیه و عشرینیات ترجمه کرده است(نک:
نفیسی، ٢/١٠٦٥-١٠٦٦)، نباید درست باشد. خوارزمی(همانجا) عشرینیه را از ارزاق(حقوق)
در دیوان خراسان برشمرده، و سخن ابنحوقل نیز مشعر بر این است که بیستگانی در نواحی
شرق مرسوم بود(همانجا). در منابع تاریخی از پرداخت بیستگانی در حکومت
صفاریان(تاریخ...، ٢٨٧؛ نیز نک: ابنخلکان، ٥/٤٦٤)، سامانیان(تاریخ، ٢٩٣)،
زیاریان(جرفادقانی، ١٨٧) و غزنویان(بیهقی، ٦٥، ٣٣٦؛ نظامالملک، چدارک، ١٣٥) یاد
شده است.
دربارۀ اصل و اشتقاق کلمۀ بیستگانی اختلافنظر وجود دارد. به عقیدۀ بعضی چون این
حقوق در هر ٢٠ روز به سپاهیان پرداخت میشد، بیستگانی نامیده شد(منینی، ١/٨٩؛
فرهنگ...، ذیل ماده؛ اقبال، ١٢٣). صحت این نظر با توجه به شواهد موجود بر پرداخت
بیستگانی در هر ٣ ماه بعید مینماید. همچنین گفتهاند: بیستگانی حاکی از میزان حقوق
هر سپاهی، یعنی ٢٠ دینار یا درهم بوده است(منینی، همانجا؛ نفیسی، ٢/١٠٦٨؛ حبیبی،
همانجا) که با توجه به کاربرد مطلق واژۀ بیستگان به معنای ٢٠تا(بیهقی، ١٥٨) محتمل
بهنظر میرسد.
برخی براساس کاربرد واژههای بیستگان و سیگان برای دستههای ٢٠ و٣٠
نفری(نظامالملک، چاقبال، ٢٥٦، قس: چدارک. ٢٧٧)، بیستگانی را عبارت از دستههای
٢٠نقری سپاهیانی که برای دریافت حقوق حاضر میشدند، میدانند(انوری، اصطلاحات...،
٨١، «دیوان...»، ٩٠). نظر دیگر این است که شاید بیستگانی در بیستم هر ماه پرداخت
میشد(نک: همان، ٨٩). نفیسی(٢/١٠٦٥-١٠٦٨) در نظری متفاوت بیستگانی را نام سکهای
با عیار ٢٠٪ و یا با وزن ٢٠ مثقال بیان کرده است که حقوق سپاهیان را از آن سکهها
میدادند، چنانکه اصطلاحات کمرزر هزارگانی و کمر هفتصدگانی(بیهقی، ٣٥١، ٤٣٠، ٤٧٧)
به معنای کمربندی با هزار یا ٧٠٠مثقال طلا، و ساخت هزارگانی(همو، ٣٥٢) به معنای
لجام و یراق ساخته شده از هزار مثقال طلا به کار رفتهاند(نیز نک: غنی، ٥٩؛
رضازاده، ٧٣).
به هرحال در منابع تاریخی و ادبی سدۀ ٤ق و پس از آن بیستگانی همهجا به معنای حقوق
و مواجب، و بیستگانی خوار به معنای حقوقبگیر آمده است(بیهقی، ١٩٩، ٥٨١؛ گردیزی،
٢٦٩، ٢٧٢).
بیستگانی همچنین یکی از حقوق ٣ گانهای بود که در خراسان پرداخت میشد و از «حساب
جند» که دو بار در سال و «حساب مرتزقه» که ٣بار در سال پرداخت میشدند، جدا
بود(خوارزمی، همانجا). تقسیمبندی خوارزمی مشعر بر این است که بیستگانی را به طبقۀ
خاصی میپرداختند(همانجا)؛ ولی از گزارش ابنحوقل(همانجا) برمیآید که در زمان
سامانیان حتیٰ امرا و خواص و نزدیکان امیر هم بیستگانی ـ عشرینیات ـ میگرفتند و
گفتهاند که حتیٰ امیرصفاری عمروبنلیث هم بیستگانی دریافت میکرد(ابنخلکان،
همانجا). اما بیهقی در دورۀ غزنویان همهجا از آن به عنوان حقوق لشکریان و غلامان
یاد کرده است(ص ٣٤٨، ٥٠٧، ٦٠٠، ٧٠٩). نظامالملک هم تصریح دارد که بیستگانی به
سپاهیان و غلامان پرداخت میشد(چدارک، ١٣٥، ١٥٤) و فرماندهان و حقوقبگیران دولت
غزنوی مقرری ماهانه(مشاهره) داشتند(ایرانیکا، IV/٣٠٦). بیستگانی ٤بار در سال
(ابنحوقل، خوارزمی، همانجاها؛ نظامالملک، چدارک، ١٣٤؛ تاریخ، ٢٩٣) به صورت
نقدی(بیهقی، ٧٠٩) و یا درهمهای نقره(تاریخ، ابنخلکان، همانجاها)، به ویژه هنگام
تجهیز سپاه پرداخت میشد(نک: بیهقی، ٦٥، ٣٤٨، ٥٠٧، ٥٥٥، ٧٠٩؛ تاریخ، ٢٨٧؛ بازورت،
١٢٣-١٢٤). گاه بیستگانی یکسالۀ سپاه را در یک نوبت میدادند(بیهقی، ٧٢٦؛ تاریخ،
٢٩٣).
در زمان صفاریان تشریفاتی خاص «عارض» لشکر، بیستگانی را نخست به امیر صفاری و سپس
به ترتیب مقامات به لشکریان میداد و تنها سپاهیانی آن را دریافت میکردند که همۀ
ادوات و لوازم مورد نیاز یک سپاهی را داشتند و گرنه از دریافت آن محروم
میشدند(ابنخلکان، همانجا). پرداخت بیستگانی در دولت سامانیان از همۀ دولتهای شرقی
منظمتر و بیشتر بود(ابنحوقل، همانجا)، البته مقدار و کیفیت پرداخت آن در ادوار
مختلف تفاوت داشت.
مآخذ: ابنحوقل، صورةالارض، به کوشش کرامرس، لیدن، ١٩٣٩م؛ ابنخلکان، احمد، وفیات
الاعیان، به کوشش محمدمحییالدین عبدالحمید، قاهره، ١٩٤٩م؛ اقبال، عباس، تعلیقات بر
سیاستنامه(نک: هم ، نظامالملک)؛ انوری، حسن، اصطلاحات دیوانی دورۀ غزنوی و
سلجوقی، تهران، ١٣٥٥ش؛ همو، «دیوان استیفاء»، مجلۀ بررسیهای تاریخی، تهران، ١٣٥٥ش،
س١١، شم ١؛ بیهقی، ابوالفضل، تاریخ، به کوشش علیاکبر فیاض، مشهد، ١٣٥٦ش؛ تاریخ
سیستان، به کوشش محمدتقی بهار، تهران، ١٣١٤ش؛ ترجمۀ تفسیر طبری، به کوشش حبیب
یغمایی، تهران، ١٣٤٢ش؛ جرفادقانی، ناصح، ترجمۀ تاریخ یمینی، به کوشش جعفر شعار،
تهران، ١٣٥٧ش؛ حبیبی، عبدالحی، تعلیقات بر زینالاخبار(نک: هم ، گردیزی)؛
خوارزمی، محمد، مفاتیح العلوم، به کوشش فان فلوتن، لیدن، ١٨٩٥م؛ رضازاده شفق، صادق،
فرهنگ شاهنامه، به کوشش مصطفیٰ شهابی، تهران، ١٣٥٠ش؛ عتبی، محمد، «تاریخ یمینی»،
ضمن شرحالیمینی(نک: هم ، منینی)؛ غنی، قاسم و علیاکبر فیاض، تعلیقات بر تاریخ
بیهقی، تهران، ١٣٤٢ش؛ فرهنگ تاریخی زبان فارسی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران؛
قدامةبنجعفر، الخراج، به کوشش محمدحسین زبیدی، بغداد، ١٩٨١م؛ گردیزی، عبدالحی،
زینالخبار، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٤٧ش؛ منینی، احمد،
شرحالیمینی(الفتحالوهبی)، قاهره، ١٢٨٦ق؛ نظامالملک، حسن، سیرالملوک(سیاستنامه)،
به کوشش هیوبرت دارک، تهران، ١٣٥٥ش؛ همان، به کوشش عباس اقبال، تهران، ١٣٦٩ش؛
نفیسی، سعید، تعلیقات بر تاریخ بیهقی، تهران، سنایی؛ نیز:
Bosworth, C. E., The Ghaznavids: Their Empire in Afghanistan, Beirut, ١٩٧٣;
Iranica.
حسن حسینزادۀ شانهچی