دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٣٦٣

بئرالسبع
جلد: ١٣
     
شماره مقاله:٥٣٦٣

بِئْرُ السَّبْع، نام شهر و ناحیه‌ای در استان غزۀ فلسطین.
نام‌گذاری: بئر السبع یا بیرشبا به گزارش عهدعتیق به ایام حضرت ابراهیم(ع) بازمی‌گردد(سفرپیدایش، ٢١: ٢٨-٣١؛ الستن، ٢٠٥) و در دورۀ اسلامی نیز به همین نام معروف بوده است(یاقوت، ٣/٣٤؛ نیز نک‌: طبری، ١/٢٤٧-٢٤٨).
ناحیۀ بئرالسبع، این ناحیه سرزمینی است مثلثی شکل واقع در جنوب فلسطین میان ساحل دریای مدیترانه و غزه در غرب، اردن در شرق، صحرای تقب در جنوب و ارتفاعات الخلیل در شمال(دباغ، ١(٢)/٣٢٧؛ ابوسمور، ٣٠) که همراه با اردن و چالۀ بحرالمیت درعصر میوسن و پلایستوسن پدید آمده است(برای ویژگیهای زمین‌شناسی، نک‌: همو، ٢٥، ٣٠). چند رودخانۀ دائمی و فصلی در این ناحیه جریان دارد که برخی به رود غزه و از آنجا به مدیترانه، وبعضی به بحرالمیت می‌ریزند(دباغ، ١(٢)/٣٣٢، ٣٣٤).
قدیمی‌ترین ساکنان این ناحیه کنعانیان بودند که بعدها آموریان، مدینیان و آدومیان نیز به آنها پیوستند(همو، ١(٢)/٣٧٧). هکسوس در سدۀ ١٧ق‌م، برای فتح شام از ساکنان این شهر یاری گرفت(همو، ١(٢)/٣٧٩). در همین روزگاران موقعیت خاص این ناحیه که بر سر راه تجارتی قبایل و اقوام سامی واقع بود، عامل مهم شکوفایی آن گردید(ابوسمور، ١٢)؛ به ویژه در دورۀ نبطیان، بئرالسبع رونقی خاص یافت، اما در سدۀ ٣م با تغییر راههای بازرگانی، این ناحیه از رونق افتاد(دباغ، ١(٢)/٣٨٠). در عصر عثمانیان از ١٩٠٠م این ناحیه که مرکزش نیز بئرالسبع نام داشت، یکی از شهرستانهای استان غزه به شمار می‌رفت(نخله، I/٣٠٤-٣٠٥؛ شراب، ٢١١). در ١٣٢٧ش/١٩٤٨م به رغم دفاع ساکنان بئرالسبع و مقابلۀ نیروهای عرب، این شهرستان به دست اسرائیلیها افتاد و اینان از آن پس به تأسیس آبادیهای یهودی‌نشین در اینجا دست زدند(ابوسمور، ٦٧) و کوشیدند قابل ساکن یا کوچندۀ در بئرالسبع را ـ که در حیات سیاس و اقتصادی آن نقش مهمی داشتند ـ بیرون برانند، یا محدود سازند(فلاح، ٨٩؛ برای نام قبایل، نک‌: قطب، ٤٣٣).
جمعیت ناحیۀ بئرالسبع در ١٣١٠ش/١٩٣١م، ٠٨٢‘٥١ نفر بود که ٩٨١‘٤٧ نفر آنان کوچ‌رو و مسلمان بودند(دباغ، ١(٢)/٣٣٠). در اواخر سلطۀ انگلیس شمار ساکنان این ناحیه به حدود ١٠٠هزار نفر رسید که در ٩٣٤‘٩١ نفر از آنها را بومیان تشکیل می‌دادند(همو، ١(٢)/٣٣١؛ ابوسمور، ٣٩). در ١٩٤٨م این رقم به ٧٠٠‘٥٣ نفر کاهش یافت(هداوی، ٣٩) و پس از آن، جمعیت یهودی ناحیه روی به افزایش نهاد(قطب، ٤٢٨؛ ابوسمور، ٤٠).
فعالیت کشاورزی در این ناحیه به ریزش سالانۀ باران بستگی دارد. در نقاطی که از آب چاه تغذیه می‌شوند، درختان نخل کشت شده است(نحال، ١٣٤). جو، گندم و هندوانه از مهم‌ترین محصولات این ناحیه است(دباغ، ١(٢)/٣٣٥-٣٣٦) و از دهۀ ١٩٣٠م اهالی علاوه بر آن، به تولید محصولاتی چون انگور، انجیر، بادام و برخی دیگر از میوه‌ها و سبزیها نیز می‌پرداختند(ابوسمور، ٥٣). دامداری و پرورش طیور نیز از مهم‌ترین فعالیتهای اقتصادی اهالی به‌شمار می‌آید(همو، ٥٣-٥٤؛ دباغ، ١(٢)/٣٣٩).
فعالیتهای صنعتی در بئرالسبع تا قبل از ١٩٤٨م شامل برخی صنایع دستی و محلی مثل قالی‌بافی، پشم‌ریسی و تولید لبنیات بود(ابوسمور، ٥٨). پس از این تاریخ، کارخانه‌های صنعتی در آبادیهای یهودی‌نشین تأسیس شد(کارمُن، ٢٧٤). با کشف و استخراج نفت در اسدود(واقع در شمال نقب)، این ناحیه به صورت حلقۀ اتصال انتقال خط لوله‌های نفت میان اسدود و ایلات درآمد(ابوسمور، ٥٩).
شهر بئرالسبع: این شهر با ارتفاع ٢٧٥ متر از سطح دریا در °٣٤ و ´٤٧ طول شرقی و °٣١ و ´١٤ عرض شمالی، در ٧٥کیلومتری جنوب غرب بحرالمیت قرار گرفته است(دباغ، ١(٢)/٣٤٣). بئرالسبع پس از تل‌البیب، یافا، بیت‌المقدس و حیفا یکی از شهرهای مهم و بزرگ فلسطین به‌شمار می‌آید(«دائرةالمعارف جدید خاورمیانه١»، I/٣٣٩).
آب این شهر از آبهای سطحی چون وادی بئرالسبع که در شرق این شهر جاری است(کارمن، ٢٧٣) و منابع آب زیرزمینی(چاهها) تأمین می‌شود(دباغ، ١(٢)/٣٥٦؛ علاوه بر اینها، سدی در وادی ابوسماره ساخته شده است(«راهنما...٢»، ٢٤٩؛ موسوعه...، ١/٤٧٣( ویک ایستگاه آب‌شیرین‌کن نیز در این محل وجود دارد(کارمن، ٩٣).
تل باستانی بئرالسبع در ٤ کیلومتری شمال شرقی شهر جدید واقع است(پرلمن، ١٩٣؛ جودائیکا، IV/٣٨٣) که از هزارۀ ٤ق‌م مسکونی بوده است(کارمن، ٢٧٤؛ قس: آوی ـ یوناح، ٤٢) و قدیمی‌ترین ساکنان آن را کنعانیان و عمالقه تشکیل می‌دادند(دباغ، ١(٢)/٣٧٧). در عهدعتیق از این شهر به عنوان جنوبی‌ترین محل سرزمین کنعانیان و نقطۀ مقابل دان (محلی در شمالی‌ترین قسمت این سرزمین) یاد شده است(داوران، ٢٠: ١). بئرالسبع جایی است که حضرت ابراهیم(ع) در آنجا سکنا گزید و به کشاورزی پرداخت(تکوین، ٢١: ١٩، ٣١، ٣٢) و پسرش اسحاق نیز در همان‌جا به دنیا آمد(همان، ٢١: ١٤-١٧).
در سدۀ ١٢ق‌م ساکنان بئرالسبع در مقابل حملۀ یهودیان به سختی مقاومت کردند. ولی به هرحال در طی دورانهای مختلف این شهر مدتها زیرسلطۀ آشوریان، بابلیان، ایرانیان، یونانیان و رومیان قرار گرفت(دباغ، ١(٢)/٣٧٩). در دورۀ سموئیل نبی بئرالسبع احتمالاً مرکزیت اداری و مذهبی داشت و بنا به تمایل مردم، شائول به عنوان شاه در آنجا تاج‌گذاری کرد(سموئیل، ٨: ٢بب‌ ؛ پرلمن، ١٩٢). بئرالسبع در دورۀ رومیان دژی مستحکم و نظامی به‌شمار می‌آمد و پادگانی در آن جای داشت(اسمیت، ١٩؛ الستن، ٢٠٥؛ اوی ـ یوناح، همانجا). در همین دوره بئرالسبع اسقف‌نشین مسیحی به‌شمار می‌آمد(همانجا).
در سدۀ ٣م پس از آنکه راههای تجاری سرزمین و قلمرو نبطیان متروک شد و ایرانیان به جای مسیر تجاری هند و یمن با پترا، راه خلیج‌فارس و فرات راگشودند، بئرالسبع از رونق افتاد(دباغ، ١(٢)/٣٨٠؛ ابوسمور، ١٣).
در آغاز اسلام بئرالسبع اولین صحنۀ درگیری میان عربها و رومیان بود که با پیروزی مسلمانان گروهی بزرگ از عربها در آنجا ساکن شدند(ابوعبید، ٣/٧١٧-٧١٨؛ دباغ، ١(٢)/٣٨١). در زمان امویان بئرالسبع یکی از شهرهای مهم فلسطین به‌شمار می‌آمد(یاقوت، ٣/٣٤). در جنگهای صلیبی این شهر به سبب دوری راه، از یورشها مصون ماند و زمانی که آنان بر بیت‌جبرین دست یافتند، به اشتباه آن را بئرالسبع به شمار آوردند(اسمیت، ١٦٤). از قرن ٩ق/١٥م اکثر ساکنان بئرالسبع مهاجرت کردند و به همین سبب، در منابع آن دوره نامی از این شهر دیده نمی‌شود(دباغ، ١(٢)/٣٤٦)، تا آنجا که در اوایل سدۀ حاضر این محل به روستایی کوچک تبدیل شد(پرلمن، ١٩٠).
حکومت عثمانی در ١٩٠٠م شهر جدید بئرالسبع را در جنوب غربی شهر کهن بنا نهاد(دباغ، همانجا؛ فلاح، ٩٢). در این دوره دو مجلس، یکی برای ادارۀ شهرستان(قضا) بئرالسبع، مرکب از ٥ تن از شیوخ قبایل ساکن منطقه، و دیگری مجلس شهرداری با شرکت ٥ نفر از بزرگان تأسیس گردید(همو، ٩٢، ٩٤؛ ابوسمور، ٤٣). در جنگ جهانی اول(١٩١٤-١٩١٨م) بئرالسبع به صورت پایگاه اصلی ارتش ترک و آلمان درآمد(جودائیکا، IV/٣٨٤). در ١٩١٧م به رغم مقاومت نیروهای عثمانی، این شهر به دست متفقین افتاد(«راهنما»، ١١٩؛ کارمن، همانجا). از این زمان تا ١٩٤٨م حکومت انگلیسی فلسطین بر این شهر نیز تسلط داشت(فلاح، ٩٩؛ ابوسمور، ١٧).
در ١٩٤٨م پس از پایان دولت قیمومت، مبارزان فلسطینی از بئرالسبع، کاروانهای نظامی صهیونیستها و برخی از آبادیهای آنان را مورد حمله قرار دادند(همانجا)، ولی در همان سال نیروهای صهیونیسیتی، بئرالسبع را نیز تصرف کردند(همو، ١٨؛ دباغ، ١(٢)/٣٦١). در همین سال، صهیونیستها ساکنان بومی را راندند و یهودیان را اسکان دادند(ابوسمور، ٤٠؛ بریتانیکا، I/٩٣٠؛ جودائیکا، IV/٣٨٥)، تا جایی‌که بخش بزرگی از جمعیت امروز این شهر را مهاجرانی یهودی از شمال افریقا، عراق، هند، رومانی، لهستان، مجارستان و آمریکای جنوبی تشکیل می‌دهند(همانجا).
توسعۀ راههای ارتباطی میان بئرالسبع با شهرهای بزرگ، از ابتدای شکل‌گیری این شهر ـ خاصه پس از ١٩٤٨م ـ سبب توسعه و شکوفایی تجاری و اقتصادی آنجا گردید. در زمان سلطۀ انگلیس خط آهن بئرالسبع ـ رفح افتتاح شد و چون این خط در جنگ ویران شد، خط آهن دیگری که بئرالسبع را به وادی صرار مرتبط می‌ساخت، احداث کردند(ابوسمور، ٤٥). در ١٣٣٧ش/١٩٥٨م با تأسیس بزرگ‌راه بئرالسبع ـ ایلات، این دو محل از طریق صحرای نقب به همدیگر متصل گردید(کوک، ٧٠)؛ و در ١٣٤٣ش/١٩٦٥م خط آهن میان بئرالسبع ـ دیمونا به اتمام رسید(دباغ، ١(٢)/٣٦٢). توسعۀ راهها و موقعیت خاص این شهر موجب شد که بئرالسبع از نظر بازرگانی اهمیت خاص بیابد(«دائرةالمعارف جدید خاورمیانه»، I/٣٣٩). با آنکه مردم در اطراف این شهر به طور محدود به کشاورزی می‌پردازند، ولی کمبود محصولات کشاورزی همواره یکی از مهم‌ترین مشکلات ساکنان این شهر به شمار می‌آمده است(ابوسمور، ٤٦)؛ ازاین‌رو، سازمان تحقیقات صحرایی دیمونا به منظور بهبود اوضاع کشاورزی، اقداماتی از جمله استفاده از نیروی خورشیدی به عمل آورده است(کارمن، ٢٧٥).
فعالیتهای صنعتی بئرالسبع تا قبل از ١٩٤٨م شامل برخی صنایع کوچک مثل روغن‌کشی و تولید برخی از اسباب و لوازم سادۀ منزل بود(ابوسمور، ٤٧)، ولی پس از آن، صنایع بزرگی مثل تولید مواد ساختمانی، استخراج معدن، همچنین تولید وسایل بهداشتی، پزشکی، شیمیایی، سرامیک‌سازی و از همه مهم‌تر صنعت نساجی در این شهر شکل گرفت(کارمن، ٢٧٤؛ جودائیکا، نیز «دائرةالمعارف جدید خاورمیانه»، همانجاها) که بیشتر این واحدها مواد اولیۀ خود را از نقب تأمین می‌کنند(پرلمن، همانجا).
آموزش تا قبل از ١٩٤٨م تا حدود متوسطه و منحصراً در مدارس دولتی انجام می‌گرفت(دباغ، ١(٢)/٣٧٥-٣٥٨؛ ابوسمور، ٤٨-٤٩). امروزه مرکز تحقیقات بیولوژیکی و دانشگاه بن‌گورین از مهم‌ترین مراکز تحقیقاتی ـ آموزشی این شهر به شمار می‌آید(گارودی، ٥٦١؛ فلسطینیات، ١٣؛ بریتانیکا، همانجا). مراکز بهداشتی ـ درمانی این شهر نیز قابل توجه است(«راهنما»، I/٢٣٥؛ پرلمن، همانجا).
براساس حفاریهای باستان‌شناسان فرانسوی(از ١٩٥١ تا ١٩٦٠م) قدیمی‌ترین لایه‌ها در این محل، به دوران آهن باز می‌گردد(«دائرةالمعارف جدید باستان‌شناسی٣»، I/١٦٧). یافته‌هایی نیز از دوران آهک به دست آمده است(همان، I/١٦١). در حفاریهای سال ١٩٦٩م، ابزارهای فلزی، برخی لوازم تزیینی منزل و بقایایی از سفالهای متعلق به دورۀ آهن و رومیان(اوی ـ یوناح، ٤٢) و همچنین آثاری متعلق به سده‌های ١٢ و ١١ق‌م به دست آمده است(«دائرةالمعارف جدید باستان‌شناسی»، I/١٦٨). حفاریهای باستان‌شناسان نقشه‌ای از شهر با دیوارها و دروازه‌های آن نشان می‌دهد که در میان آنها بقایایی از بناهای دورۀ ایرانیان و دورۀ هلنی با سنگفرشها و کتیبه‌های یونانی به چشم می‌خورد(اوی ـ یوناح، همانجا).
از ویژگیهای باستانی این شهر، وجود جاده‌ای در اطراف شهر به موازات دیوارها بود. علاوه براین، شهر شبکۀ نهربندی مجهز نیز داشت(پرلمن، ١٩٥). بقایایی از یک کتیبۀ متعلق به سده‌های ٤ و ٣ق‌م(همو، ١٩٤)، و آثار دژهایی که توسط ایرانیان و یونانیان ساخته شده، هم به دست آمده است(همو، ١٩٥). علاوه بر اینها، خرابه‌های باستانی بیرصفد، بیرمطر و خربۀ بیطار با آثاری از دورانهای کهن، در نزدیکی بئرالسبع قرار دارند(ابراهیم، ٥٣؛ «دائرةالمعارف جدید باستان‌شناسی»، I/١٦١).
مآخذ: ابراهیم، معاویه، «فلسطین من اقدم العصور الی القرن الرابع قبل المیلاد»، موسوعۀ خاص، ج٢؛ ابوسمور، حسن، قصة مدینة بئرالسبع، تونس، المنظمة العربیة للتربیة و الثقاقة؛ ابوعبید بکری، عبدالله، معجم مااستعجم، به کوشش مصطفیٰ سقا، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ دباغ، مصطفیٰ مراد، بلادنا فلسطین، الخلیل، ١٩٨٥م؛ شراب، محمدمحمد، معجم‌بلدان فلسطین، دمشق، ١٩٨٧م؛ طبری، تاریخ؛ عهد عتیق؛ فلاح، غازی، الفلسطینیون المنسیون، قدس، ١٩٨٩م؛ فلسطینیات، به کوشش انیس صایغ، منظمةالتحریر الفلسطینیة، مرکز الابحاث؛ قطب، اسحاق یعقوب، «الترکیب الاجتماعی للشعب الفلسطینی»، موسوعۀ خاص، ج١؛ گارودی، روژه، فلسطین ارض الرسالات الالهیة، ترجمۀ عبدالصبور شاهین، قاهره، ١٩٨٦م؛ موسوعۀ عام؛ نحال، محمد سلامة، جغرافیة فلسطین، بیروت، ١٩٦٦م؛ یاقوت، بلدان؛ نیز:
Avi-Yonah, M., »Beersheba«, Archaeology, Jerusalem, ١٩٧٤; Btitannica, micropaedia, ١٩٧٨; Cooke, H. V., Israel, London, ١٩٦٠; Elston, R., Palestine and Syria, Edinburgh, ١٩٢٩; Encyclopedia of the Modern Middle East, New York, ١٩٩٦; Hadawi, S., Village Statistics ١٩٤٥, Beirut, ١٩٧٠; Judaica; Karmon, Y., Israel a Regional Geography, London, ١٩٧١; The Middle East Intelligence Handbooks, ١٩٤٣-١٩٤٦(Palestine and Transjordan), London, ١٩٨٧; Nakhleh, I., Encyclopedia of Palestine Problem, New York, ١٩٩١; The New Encyclopedia of Archaeological Excavations in the Holy Land, New York, ١٩٩٢; Pearlman, M. and Y. Yannai, Historical Sites in Israel, Jerusalem, ١٩٧٧; Smith, G. A., The Historical Geography of the Holy Land, London, ١٩٧٤.
لیلا رضایی

























١. Encyclopedia… ٢. The Middle East… ٣. The New Encyclopedia…