دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٣٦١

بیرجند
جلد: ١٣
     
شماره مقاله:٥٣٦١


بیرْجَنْد، شهرستان و شهری در استان خراسان جنوبی و مرکز آن استان.
دربارۀ وجه تسمیۀ بیرجند آراء مختلفی بیان شده است و غالباً این نام را مرکب از دو بخش «بیر» و «جند» دانسته‌اند. جَند معرب واژۀ کند و با تلفظی دیگر از آن و به معنی «شهر» است. اما دربارۀ معنی پارۀ نخست یعنی «بیر» اختلاف نظر وجود دارد و آن را به معنی «نصف»، «بلند»، «توفان» و یا صورتی از «بئر» عربی به معنی چاه دانسته‌اند(نک‌: سیما...، ٢٤؛ بهنیا، ١٣٢-١٣٣؛ توکلی مقدم، ٢٣٥).
شهرستان بیرجند: این شهرستان با ٧٠٤‘٣١ کم‌ ٢ مساحت(احمدیان، ٢٢)، شامل ٤ بخش، ١٩ دهستان و ٤ شهر به نامهای بسرجند، خوسف، اسدیه و سربیشه، و ٢١١‘١ آبادی دارای سکنه است(نشریه...، ١٨-١٩؛ سرشماری...، پانزده). شهرستان بیرجند از شمال به شهرستان قائنات و فردوس، از جنوب به شهرستانهای نهبندان و راور (استان کرمان)، از شرق به افغانستان، و از غرب به شهرستان طبس(استان یزد) محدود است(نقشه...).
اراضی شهرستان بیرجند از نظر ناهمواری به دو بخش تقسیم می‌شود: نخست بخش نسبتاً مرتفعی که نواحی شمالی و شمال شرقی این شهرستان را در بر می‌گیرد و دیگر زمینهای نسبتاً همواری که سراسر بخشهای غربی و جنوب شرقی آن را فرا گرفته است(احمدیان، ٢٦). کوه بندر(٧٦٥‘٢)، کوه شاه(٥١٠‘٢متر)، پل محمود(٥٦٣‘٢ متر) و کوه باقران(٣٠٥‘٢) از مهم‌ترین کوههای این شهرستان است(فرهنگ جغرافیایی کوهها...، ٤/٢١، ٢٧، ٣٣، ١١٤). شهرستان بیرجند با داشتن کوههای متعدد نسبتاً بلند، درشمار یکی از نواحی خشک ایران است و رودخانه‌های آن خشک رودهایی است که جز در فصلهای پرباران فاقد آب‌اند. آب و هوای این شهرستان در نواحی کوهستانی معتدل، و در دشتهای جنوبی و خاوری و نواحی مشرف به کویر لوت گرم و خشک است(جعفری، ٢٣١). اساس اقتصاد شهرستان بیرجند بر کشاورزی، دام‌داری و قالی‌بافی استوار است. زعفران، گندم، جو، چغندرقند و پنبه از مهم‌ترین محصولات کشاورزی آن است(فرهنگ جغرافیایی آبادیها...،٣٦).
در سرشماری ١٣٧٥ش شهرستان بیرجند ٨١٣‘٢٧٦ تن جمعیت داشته است(سرشماری، شانزده). اهالی این شهرستان به زبان فارسی با گویش بیرجندی سخن می‌گویند و از لحاظ مذهبی شیعۀ دوازده امامی‌اند(فرهنگ جغرافیایی آبادیها، همانجا).
شهر بیرجند: این شهر که مرکز شهرستان بیرجند است، در °٣٢ و ´ ٥٣ عرض شمالی و °٥٩ و ´١٣ طول شرقی و در ارتفاع ٤٧٠‘١ متری از سطح دریا واقع شده است(پاپلی، ١١٧). در ١٣٧٥ش شهر بیرجند دارای ٦٠٩‘١١٦ تن جمعیت بوده است(سرشماری، چهل).
تاریخ: کهن‌ترین آثار تاریخی موجود در محدودۀ شهرستان بیرجند به دورۀ اشکانیان باز می‌گردد. سنگ‌نوشته‌ها و سنگ‌نگاره‌های کال جنگال و اِستاد تنگل در پیرامون بیرجند که دیرینگی دوهزار ساله دارند، نشان می‌دهد که خوسف واقع در ٤٠ کیلومتری جنوب‌غربی بیرجند، ساتراپ‌نشین یکی از ایالتهای شرقی شاهنشاهی اشکانیان بوده، و مسیر اصلی خراسان به کرمان و جنوب ایران در آن روزگار از درون دره‌های این ناحیه می‌گذشته است(نک‌: سیما، ٢١؛ رضایی، ٤٤-٤٥؛ بهنیا، ١٣٢، ١٩٦، ٣٨٣). همچنین سنگ‌نگاره‌های لاخ‌مزار در روستای کوچ در ٢٩کیلومتری جنوب شرقی بیرجند، حکایت از استیلای هپتالیان بر این ناحیه در روزگار قباد(سل‌ ٤٨٨-٥٣١م) پادشاه ساسانی دارد(سیما، همانجا).
در روزگار انوشیروان(سل‌ ٥٣١-٥٧٩م) نواحی شرقی‌تر قهستان که دربرگیرندۀ بیرجند امروزی نیز بوده است، از تسلط هپتالیان بیرون شد(نک‌: طبری، ٢/١٠٠-١٠١). در دورۀ فتوحات اعراب در ٣٠ق یا به روایتی دیگر در ٣١ق شهرهای قهستان به تصرف لشکر اسلام درآمد(نک‌: بلاذری، ٥٦٧؛ طبری، ٤/٣٠١). تاریخ بیرجند در دورۀ اسلامی در ارتباط مستقیم با تاریخ‌ قهستان(ه‌ م) بوده است. ظاهراً هیچ‌کدام از جغرافیانویسان مسلمان پیش از یاقوت، از بیرجند نامی نبرده‌اند(لسترنج، ٣٦٢). یاقوت نام این شهر را به صورت پیرجند از توابع قهستان آورده است(١/٧٨٣). مؤلف ناشناس تاریخ سیستان(ص ٤٠٦) ذیل رویدادهای ٦٨٤ق از بیرجند نام برده است.
بیرجند در دورۀ اسماعیلیان قهستان از پایگاههای آنان به شمار می‌رفته است(فرقانی، ٦٨). نزاری قهستانی بیرجندی از شعرای اسماعیلی مذهب سدۀ ٧ق، به دورۀ نفوذ اسماعیلیان نزاری در بیرجند تعلق دارد. او در پاره‌ای از اشعار خود بیرجند را ستوده است(صفا، ٣/٧٣١-٧٣٢، ٧٣٩). حمدالله مستوفی(ص ١٤٤) در سدۀ ٨ق/١٤م بیرجند را قصبه‌ای با توابعی چند که در کشتزارهای آن زغفران بسیار و اندکی غله حاصل می‌شده، و در روستاهای آن، انگور و دیگر میوه‌ها به دست می‌آمده، وصف کرده است. حافظ ابرو در سدۀ ٩ق بیرجند را ناحیه‌ای کوچک شامل ٣قریه و ٣٥ مزرعه ذکر کرده است. بنا به گزارش او بیشتر مردم این ناحیه بازرگان بوده‌اند و آب آشامیدنی و کشاورزی آن از کاریز تأمین می‌شده است. او از کاریزی در بیرجند یاد کرده که فاصلۀ میان مادر چاه تا مظهر کاریز ١٠٠ فرسنگ فاصله داشته است(٢/٤٣).
در دورۀ تیموریان، بیرجند به سبب نزدیکی به هرات رو به پیشرفت گذاشت. وجود راههای تجاری که از بیرجند می‌گذشت و به هرات می‌رسید، به این پیشرفت کمک فراوانی کرد. در دورۀ صفویه بیرجند یکی از منزلگاههای راه بازرگانی اصفهان به قندهار بود(فرقانی، ٦٩). در اواخر دورۀ صفویه بیرجند حاکم‌نشین ولایت قائنات شد و حکام آن که از خاندان عَلَم بودند و خود را به اعراب بنی خزیمه منسوب می‌داشتند، در دورۀ فتنۀ افاغنه و لشکرکشیهای نادرشاه اهمیت خاصی یافتند(یادداشتهای مؤلف؛ بهنیا، ١٣٨؛ احمدیان، ٨٠). در ١١٤٣ق/١٧٣١م نادرشاه امیراسماعل‌خان خزیمه را به حکومت قائنات منصوب کرد(منصف، ١٧). بیرجند که تا این زمان قصبه‌ای بیش نبود، روز به روز بر وسعت و جمعیت آن افزوده شد و به تدریج به شهر تبدیل گردید(گنجی، ٥٦).
در اوایل سدۀ ١٣ق، زین‌العابدین شیروانی از بیرجند به عنوان «دارالملک قهستان» نام برده است. به گزارش او بیرجند در آن زمان قصبه‌ای شهر مانند با حدود ٤هزار خانه بوده است(ص١٧٣). در روزگار قاجاریان، توسعۀ شهر بیرجند به سبب کمبود آب به کندی صورت گرفت. در آن دوره کشتزارها و باغها به وسیلۀ آب قنات نیمه شور شهر، به نام «قنات قصبه» آبیاری می‌شد و آب آشامیدنی اهالی از چندین آب انبار عمومی که از آب کوه باقران پر می‌شدند، تأمین می‌گردید(یادداشتهای مؤلف؛ احمدی، ٥٦٣).
در اوایل سدۀ ١٤ق/٢٠م، با رونق گرفتن تجارت و اتصال خط‌آهن کراچی به زاهدان که توسط انگلیس و در مسیر خط ارتباطی اروپا به هند صورت گرفته بود، موقعیت تجاری بیرجند بیش از پیش رونق گرفت و موجب تجمع تجار و صنعتگران در این شهر شد(احمدیان، ٧٧). پس از این تاریخ بیرجند از طرفی مرکز توزیع کالاهای هندی و اروپایی در منطقه، و از طرفی دیگر به محل صدور محصولات قائنات و خراسان بدل گشت؛ در نیجۀ این تحول اقتصادی و گسترش فعالیت‌های بازرگانی یکی از شعبه‌های مهم بانک شاهنشاهی ایران در آنجا تأسیس شد(گنجی، ٥٧).
توسعۀ اقتصادی بیرجند بر اوضاع فرهنگی و اجتماعی این شهر نیز تأثیر مثبت گذاشت. در ١٣٢٦ق مدرسۀ شوکتیه به همت امیر شوکت‌الملک علم، حاکم وقت بیرجند تأسیس شد. این مدرسه یکی از قدیم‌ترین مدارس به سبک نوین در ایران به‌شمار می‌رود(منصف، ١١١-١١٢).
در سالهای جنگ جهانی اول، بیرجند مرکز ستاد فرماندهی سپاهیان انگلیسی ـ هندی شد که در نواحی شرقی ایران مستقر بودند. این عامل در تحولات بعدی بیرجند اثر عمیقی برجای گذاشت، چنان که پس از پایان جنگ جهانی اول امیر شوکت‌الملک علم از لوله‌هایی که نیروهای انگلیسی برای لوله‌کشی اردوگاههای نظامی خود به جای گذاشته بودند، با صرف مبلغ هنگفتی در ١٣٠٢ش مبادرت به لوله‌کشی آب در شهر بیرجند کرد. بیرجند نخستین شهر ایران بود که آب آشامیدنی مردم آن از طریق لوله‌کشی آب تأمین می‌شد(همو، ١٣٣-١٣٤؛ یادداشتهای مؤلف).
با احداث راه‌آهن سراسری و تغییر مسیر نقل و انتقال کالاهای تجاری، بیرجند موقتاً رونق گذشتۀ خود را از دست داد؛ اما بروز جنگ جهانی دوم و ساخت راه ارتباطی زاهدان ـ باجگیران که در کمک‌رسانی به ارتش شوروی با راه‌آهن سراسری رقابت می‌کرد، باعث رونق اقتصادی وتوسعۀ شهر در سالهای پس از ١٣٢٠ش گردید. این وضع که از آن زمان تاکنون با نوساناتی ادامه یافته، بیرجند را از نظر وسعت، جمعیت، اهمیت اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی به صورت بزرگ‌ترین شهر و مرکز خراسان جنوبی درآورده است(یادداشتهای مؤلف).
مآخذ: احمدی، احمد، «شهرستان بیرجند»، یغما، تهران، ١٣٣٤ش، س٨، شم‌ ١؛ احمدیان، محمدعلی، جغرافیای شهرستان بیرجند، مشهد، ١٣٧٤ش؛ بلاذری، احمد، فتوح‌البلدان، به کوشش عبدالله انیس طباع و عمر انیس طباع، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ بهنیا، محمدرضا، بیرجند نگین کویر، تهران، ١٣٨٠ش؛ پاپلی یزدی، محمدحسین، فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور، مشهد، ١٣٦٧ش؛ تاریخ سیستان، به کوشش محمدتقی بهار، تهران، ١٣١٤ش؛ توکلی، مقدم، غلامحسین، وجه تسمیۀ شهرهای ایران، تهران، ١٣٧٥ش؛ جعفری، عباس، دائرةالمعارف جغرافیایی ایران، تهران، ١٣٧٩ش؛ حافظ ابرو، عبدالله، تاریخ(بخش جغرافیای خراسان)، به کوشش درتئا کراوولسکی، ویسبادن، ١٩٨٢م؛ حمدالله مستوفی، نزهةالقلوب، به کوشش لسترنج، لیدن، ١٣٣١ق/١٩٣١م؛ رضایی، جمال، بیرجندنامه، به کوشش محمود رفیعی، تهران، ١٣٨١ش؛ زین‌العابدین شیروانی، بستان السیاحة، تهران، سنایی؛ سرشماری عمومی نفوس و مسکن(١٣٧٥ش)، نتایج تفصیلی، استان خراسان، شهرستان بیرجند، مرکز آمار ایران، تهران، ١٣٧٦ش؛ سیمای میراث فرهنگی شهرستان بیرجند، به کوشش رقیه زعفرانلو و حمزه حمزه، تهران، ١٣٨٢ش؛ صفا، ذبیح‌الله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٧٨ش؛ طبری، تاریخ؛ فرقانی، محمدفاروق، تاریخ اسماعیلیان قهستان، تهران، ١٣٨١ش؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیهای کشور(بیرجند)، ادارۀ جغرافیایی ارتش، تهران، ١٣٦٣ش، ج٧٦؛ فرهنگ جغرافیایی کوههای کشور، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٧٩ش؛ گنجی، محمدحسن، «انحطاط شهر بیرجند»، یادگار، تهران، ١٣٢٥ش، س٣، شم‌ ٢؛ منصف، محمدعلی، امیرشوکت الملک علم(امیرقائن)، تهران، ١٣٥٤ش؛ نشریۀ عناصر تقسیماتی به همراه مراکز، دفتر تقسیمات کشوری، وزارت کشور، تهران، ١٣٨١ش؛ نقشۀ تقسیمات کشوری ایران، گیتاشناسی، تهران، ١٣٨١ش، شم‌ ٢٩٤؛ یاقوت، بلدان؛ یادداشتهای مؤلف؛ نیز:
Le Strange, G., The Lands of the Eastern Caliphate, London, ١٩٦٦.
محمدحسن گنجی