دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٣٥٧
| بیرام اشا جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٣٥٧ |
بِیْرامْ پاشا، یا بایرام پاشا(د
١٠٤٨ق/١٦٣٨م)، دولتمرد و صدراعظم دولت عثمانی در زمان فرمانروایی مراد چهارم،
هفدهمین سلطان عثمانی(سل ١٠٣٢-١٠٥٠ق/١٦٢٣-١٦٤٠م).
وی در استانبول متولد شد و مدارج ترقی را در تشکیلات ینیچریها پیمود و به مقام
فرماندهی این سپاه نیز رسید(شیخی، ١/٨٩؛ عطایی، ٧٦٨؛ هامر پورگشتال، V/٣)؛ مدتی نیز
والی مصر(شیخی، ١/٧٢) و سپس بیگلر بیگی روم ایلی شد(اوزون چارشیلی، III(١)/٩٢).
بیرام پاشا در منصب اخیر اصلاحاتی در شیوۀ زمینداری دولت عثمانی به عمل آورد و به
همین سبب، مورد توجه مراد چهارم قرار گرفت(«دائرةالمعارف...١»، V/٢٦٦) و مقامهای
عالیتر یافت و سرانجام قائممقام استانبول شد و سپس قائممقامی صدارت یافت و
آنگاه در رمضان١٠٤٦/فوریۀ١٦٣٧ به جای محمدپاشا ـ صدراعظم معزول ـ به مقام صدارت
رسید(شیخی، ١/١٥٥؛ اوزون چارشیلی، III(١)/١٩١-١٩٢؛ عطایی، ٧٦٩؛ هامر پورگشتال،
V/٢١١-٢١٢) و «مهر وزارت و افسر سرعسکری» بدو رسید(شیخی، ١/٧٠).
وی پس از دریافت فرمان صدارت، از سوی سلطان عثمانی مأمور به لشکرکشی به بغداد و
بازپس گرفتن آنجا از دست ایرانیان شد؛ از اینرو، برای تهیۀ مقدمات لشکرکشی به راه
افتاد و در شهرهای میان راه، چون آماسیه و نیکده به فعالیتهای عمرانی دست
زد(هامرپورگشتال، V/٢٣٠-٢٣١؛ نعیما، ٣/٣٢٣-٣٢٤) و سرانجام، پس از تأمین آذوقه و
مهمات لشکرکشی در قارص و ارزروم به آماسیه بازگشت(هامر پورگشتال، همانجا).
سلطان مراد در ذیحجۀ ١٠٤٧/آوریل ١٦٣٨ از اُسکودار در استانبول به سوی بغداد حرکت
کرد(همو، V/٢٣٢-٢٣٣). بیرام پاشا در محل اینونی به استقبال سلطان رفت و به او ملحق
شد(همو، V/٢٣٣) و از آنجا آهنگ بغداد کردند، اما در محلی به نام جُلّاب، بیرامپاشا
به طور ناگهانی درگذشت(همو، V/٢٤٢؛ دائرةالمعارف»، همانجا). جنازۀ او به استانبول
حمل، و در تکیهای که برای پیروان طریقت نوریۀ زینبیه احداث کرده بود و خود به آن
طریقت ارادت داشت، به خاک سپرده شد(ایوانسرایی، ٤٢٧؛ هامر پورگشتال، همانجا).
از حوادث مهم ایام او قتل نفعی شاعر هجوگوی آن عصر است که گفتهاند: بیرام پاشا در
آن دست داشته است، زیرا مورد هجو او قرار گرفته بود. اگرچه قتل شاعر با فتوای علما
صورت گرفت، اما به هرحال این امر با نقطۀ ضعفی برای بیرامپاشا شمردهاند(همو،
V/١٨٩).
بیرام پاشا به امور خیریه و عامالمنفعه علاقهمند بود، چنانکه مجتمعی را که
امروزه به نام او معروف است، خود او در محلۀ خاصگی در استانبول بنا کرده است. این
مجتمع شامل مدرسه و کتابخانه، مکتب صبیان(ابتدایی)، تکیه، چشمه، سبیل، دکان و...
است. این مجموعه که نمونهای از معماری عثمانی در سدۀ ١١ق/١٧م به شمار میرود، اثر
قاسم آغا معمار معروف آن زمان است. تکیۀ این مجموعه به تکیۀ قدم شریف نیز معروف
است. وجه تسمیه آن به علت جای پایی در آنجاست که به حضرت محمد(ص) منسوب است. این
تکیه در طول زمان مورد استفادۀ طریقتهای مختلف نظیر قدیریه، بایرامیه، همتیه،
خلوتیه و ... بوده است(«دائرةالمعارف»، V/٢٦٧؛ ارونسال، II/٥٧).
مآخذ: شیخی محمدافندی، وقایع الفضلاء(ذیل الشقائق النعمانیة)، به کوشش عبدالقادر
اوزجان، استانبول، ١٩٨٩م؛ عطایی، عطاءالله، حدائق الحقائق فی تکملة الشقائق، به
کوشش عبدالقادر اوزجان، استانبول، ١٩٨٩م؛ نعیما، مصطفیٰ، تاریخ، استانبول، ١٢٨٣ق؛
نیز:
Ayvansarâyî, H. H., Mecmuâ-I tevârih, Istanbul, ١٩٨٥; Erünsal, I. E., Türk
kütüphaneleri tarihi, Ankara, ١٩٨٨; Hammer-Purgstall, J., Geschichte des
osmanischen Reiches, Gratz, ١٩٦٥; Türkiye diyanet vakfi İslâm ansiklopedisi,
Istanbul, ١٩٩٢; Uzunçarşılı, İ. H., Osmanli tarihi, Ankara, ١٩٨٣.
علیاکبر دیانت