دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٣٢٨
| بیت جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٣٢٨ |
بِیْت، در اصطلاح ادب کوچکترین واحد شعر
کلاسیک. هر بیت دارای دو نیمه(یا لَخت) است که به لحاظ وزن عروضی(نک: ه د، عروض)
یکساناند. هرکدام از این دو نیمه «مصراع» یا به تخفیف «مصرع» نامیده میشود(نک:
شمسقیس، ٤٠؛ نصیرالدین، ١١٨؛ تهانوی، ١/١١٠؛ نیز نک: همایی، ١/٩٣). به واژگانی
هماهنگ پایانی مصراع دوم که بیت را ـ با توجه به قالب شعر ـ به ابیات پیش و پس یا
به مصراع اول پیوند میدهد، قافیه(ه م) میگویند. چنانچه کلمه یا کلماتی بعد از
قافیه تکرار شود، آن را ردیف مینامند(نک: شمسقیس، ١١٨، ١٩٢، ٢٣٥). از آنجا که
برخی از صنایع بدیعی و مباحث عروضی به ساختار و شکل بیت مربوط میشود، قدما قسمتهای
مختلف بیت را نامگذاری کردهاند(برای نمونه، نک: خطیب، ٣٢؛ شمس قیس،٤١؛ دشتکی،
١٠)؛ بدینترتیب که به نخستین کلمۀ مصراع اول، «صدر» و به آخرین کلمۀ آن «عروض»
گفتهاند؛ همچنین واژۀ آغازین مصراع دوم را «ابتدا» و واژۀ پایانی آن را «ضرب» یا
«عجز» نامیدهاند. قسمتهای میانی هر دو مصراع نیز «حشو» نام دارد(برای اطلاع دربارۀ
وجوه نامگذاری بیت و اجزاء آن، نک: ابنمنظور، ذیل بیت؛ شمس قیس، همانجا؛
نصیرالدین، ٥٢). در آثار ادبی قدیم گاهی واژۀ بیت در معنای دو بیتی(ه م)، شعر چهار
مصراعی، رباعی ملحون و ملطق رباعی نیز به کار رفته است(نک: شمیسا، ١٦-١٧).
ترکیبات متداول:
بیت مسجع(مسمط یا چهارخانه)، بیتی است که شاعر در وسط هر دو مصراع و پایان مصراع
اول، از سجع استفاده کند(رادویانی، ١٠٤؛ رشیدوطواط، ٦١-٦٢)؛ مانند این بیت از
مولوی(١/٢٧٠):
آمد موج الست، کشتی قالب ببست
باز چو کشتی شکست، نوبت وصل و لقاست
بیت مُصَرَّع، بیتی است که در هر دو مصراع آن، قافیه رعایت شده باشد(نک: شمس قیس،
٣٦١).
بیت مفرد(تک بیت یا بیت فرد)، شعری که تنها در یک بیت سروده شده، و شاعر تمام مقصود
خود را بدون نیاز به ابیات بیشتر در آن آورده باشد(نک: همایی، ١/١٠١).
بیت مُلَمَّع، اصطلاحی است برای بیتی که از یک مصراع عربی و یک مصراع فارسی تشکیل
شده باشد(نک: رشید وطواط، ٦٣)؛ مانند این بیت از حافظ(ص١):
الا یا ایّها الساقی ادر کأساً و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
شاهبیت، معمولاً به بهترین بیت قصیده یا غزل (ه مم) به لحاظ محتوا، بیتالقصیده،
بیتالغزل یا شاهبیت میگویند(نک: شمس قیس، ٣٦٤؛ کاشفی، ٨٠؛ نیز نک:
لغتنامه...).
یادآوری این نکته نیز ضروری است که در عروض قدیم، بیت با توجه به وزن و ترتیب اسباب
و اوتاد(نک: ه د، بحر) اسامی گوناگون مییافت(برای نمونه، نک: خطیب، ١٨٥؛
نصیرالدین، همانجا؛ اسبر، ٢٢-٢٣).
مآخذ: ابن منظور، لسان؛ اسبر، محمد و محمدابوعلی، معجم علم العروض، بیروت، ١٩٨٢م؛
تهانوی، محمداعلیٰ، کشاف اصطلاحات الفنون، به کوشش اشپرنگر، کلکته، ١٨٦٢م؛ حافظ،
دیوان، به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی، تهران، ١٣٦٩ش؛ خطیب تبریزی، یحییٰ، الوافی
فی العروض و القوافی، به کوشش فخرالدین قباوه، دمشق، ١٤٠٧ق؛ دشتکی، منصور، رسالۀ
عروض و قافیه، به کوشش عبدالله نورانی و پدرام میرزایی، تهران، ١٣٧٥ش؛ رادویانی،
محمد، ترجمانالبلاغة، به کوشش احمد آتش، تهران، ١٣٦٢ش؛ رشید وطواط، محمد،
حدائقالسحر فی دقایق الشعر، به کوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣٦٢ش؛ شمس قیس
رازی، محمد، المعجم، به کوشش سیروس شمیسا، تهران، ١٣٧٣ش؛ شمیسا، سیروس، سیر رباعی
در شعر فارسی، تهران، ١٣٦٣ش؛ کاشفی، حسین، بدایع الافکار فی صنایع الاشعار، به
کوشش جلالالدین کزازی، تهران، ١٣٦٩ش؛ لغتنامۀ دهخدا؛ مولوی، کلیات شمس، به کوشش
بدیعالزمان فروزانفر، تهران، ١٣٦٣ش؛ نصیرالدین طوسی، معیارالاشعار، به کوشش جلیل
تجلیل، تهران، ١٣٦٩ش؛ همایی، جلالالدین، فنون بلاغت و صناعات ادبی، تهران، ١٣٦٣ش.
حمیدرضا شایگانفر