دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٣١٤
| بیانی، ابومحمد جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٣١٤ |
بَیّانی، ابومحمدقاسم بن محمد بن قاسم
اموی(پس از ٢٢٠- ح ٢٧٨ق/٨٣٥-٨٩١م)، فقیه و محدث اندلسی. وی به بیانه(ه م) شهری در
نزدیکی قرطبه منسوب است. جد سوم وی سیار، مولای ولیدبن عبدالملک بوده است(ابنفرضی،
١/٣٩٧؛ مقری، ٢/٥٠).
شاگردانش دربارۀ تبحر فقهی، حسن استدلال و دقت نظر او سخنها گفته، و درمقایسه با
فقهای مشهور همچون استادش محمدبن عبدالله ابنعبدالحکم، بیانی را اعلم
دانستهاند(ابنفرضی، ١/٣٩٨-٣٩٩؛ حمیدی، ٣١٠؛ ضبی، ٤٤٦؛ ذهبی، سیر...، ١٣/٣٢٩،
تذکرة...، ٢/٦٤٨). به گفتۀ ذهبی آوازۀ شهرت بیانی در فقه، کثرت احاطۀ او را در علم
حدیث، ناشناخته گذاشته است(سیر، ١٣/٣٢٨؛ برای شهرت حدیثی وی، نک: حمیدی، ضبی،
همانجاها). ذهبی بیّانی را از حافظان قرآن دانسته است(همان، ١٣/٣٢٧، تذکرة،
همانجا). دربارۀ سال دقیق درگذشت او اختلاف است(نک: ابنفرضی، ١/٣٩٩؛ حمیدی
همانجا؛ ذهبی، سیر، ١٣/٣٣٠، تذکرة، همانجا).
بیانی در طلب علم به مسافرت پرداخت(ابنفرضی، ١/٣٩٧). منابع متأخرتر، از دو سفر او
به مصر خبر دادهاند. که سفر نخستین ١٢، و دومی ٦ سال به طول انجامیده
است(ابنفرحون، ٢٢١؛ ذهبی، العبر...، ٢/٦٣).
ابن فرضی مهمترین استادان بیانی را محمدبنعبدالله بنعبدالحکم و ابوابراهیم
مُزَنی دانسته، گوید که بیانی بر اثر مصاحبت این دو صاحبنظر شده است(١/٣٩٨). از
دیگر استادان و مشایخ او در فقه و حدیث، میتوان به اسماعیل بناسحاق،
ابراهیمبنمحمدشافعی، حارثبنمسکین، خُشَیشبناَصرم، احمدبنعمروبنسرح،
سحنونابنسعید، ابراهیمبنمنذرحِزامی و یونسبنعبدالاعلیٰ اشاره کرد(همو،
١/٣٩٧-٣٩٨؛ ابنفرحون، همانجا؛ ذهبی، سیر، ١٣/٣٢٨).
همانند شافعیان معاصرش، بیانی در فقه مقلد نبود و به رأی خویش عمل میکرد. به همین
دلیل، درمیان مکاتب فقهی مختلف، تابدان حد به مذهب شافعی ـ که در آن عصر ملازم با
ترک تقلید از صحابه و تابعان و استنباط مستقیم از ادله بود ـ تمایل نشان داده که در
رد بر مخالفانش به خصوص، مالکیان و روش آنان در تقلید از مالک کتابی نوشته است.
تسلط وی به مذهب مالکی نیز چندان بود که مردم قرطبه، مسائل فقهی خود را مطابق فقه
مالکی از او میپرسیدند(ابن فرضی، ١/٣٩٨؛ ابنفرحون، ٢٢٢).
از جمله شاگردان وی میتوان به فرزندش محمد، محمدبنعمربنلُبابه،
سعیدبنعثماناعناقی، احمدبنخالد، محمدبنعبدالملکبن ایمن، اسلمبن عبدالعزیز و
احمدبنجباب اشاره کرد(ابنفرضی، ١/٣٩٩؛ حمیدی، نیز ذهبی، تذکرة، همانجا).
میل بیانی به خلق آثار بسیار بوده است(همو، سیر، ١٣/٣٢٩). از جمله آثار او کتاب
الایضاح فی الرد علی المقلدین در رد بر مخالفان مذهب شافعی(به خصوص مالکیان) است که
به تقلید گرایش داشتند(ابنفرضی، ضبی، همانجاها؛ سبکی، ٢/٣٤٥). از دیگر آثار گزارش
شدۀ او، کتابی دربارۀ خبر واحد است(ابنفرضی، سبکی، همانجاها). بغدادی تفسیری را به
بیانی نسبت داده است(١/٣٠٢) که با توجه به تصریح وی به مالکی بودن نویسندۀ آن و نیز
عدم ذکر چنین اثری برای بیانی در منابع قدیمتر، نمیتوان به صحت چنین انتسابی
اطمینان حاصل کرد. شاید این کتاب نوشتۀ هم نام وی، قاسم بنیسار فقیه
مالکی(د٣٥٣ق/٩٦٤م) باشد(نک: قاضی عیاضی، ٤/٤٤٢).
مآخذ: ابنفرحون، ابراهیم، الدیباج المذهب، قاهره، ١٣٥١ق؛ ابن فرضی، عبدالله،
تاریخالعلماء و الرواة للعلم بالاندلس، به کوشش عزت عطار حسینی، قاهره،
١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ بغدادی، ایضاح؛ حمیدی، محمد، جذوةالمقتبس فی تاریخ علماء الاندلس، به
کوشش محمدبنتاویت طنجی، قاهره، ١٣٧٢ق/١٩٥٢م؛ ذهبی، محمد، تذکرةالحفاظ، حیدرآباد
دکن، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛ همو، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت،
١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ همو، العبر، به کوشش فؤاد سید، کویت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ سبکی، عبدالوهاب،
طبقات الشافعیة الکبریٰ، به کوشش عبدالفتاح محمدحلو و محمود محمد طناحی، قاهره،
١٣٨٣ق/١٩٦٤م؛ ضبی، احمد، بغیةالملتمس، بیروت/قاهره، ١٩٦٧م؛ قاضی عیاض، ترتیب
المدارک، به کوشش احمدبکیرمحمود، بیروت/طرابلس، ١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛ مقری، احمد، نفح
الطیب، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م.
فرهنگ مهروش