دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٢٨٦

بهمنگان
جلد: ١٣
     
شماره مقاله:٥٢٨٦

بَهْمَنْگان، یا بَهْمَنْجَنه، بَهْمَنْجه، بَهْمَنْچَنه، یکی از جشنهای بزرگ و کهن ایرانی پیش و پس از اسلام. در ایران باستان روز دوم هرماه، بهمن نامیده می‌شد و روز بهمن از ماه بهمن (ه‌ م) را که بهمنگان می‌خواندند، جشن می‌گرفتند(بیرونی، التفهیم، ٢٥٧؛ شهمردان، ٣٧؛ قزوینی، ٧٨؛ نیز نک‌: پورداود، تفسیر...، ٢٠٩). دربرخی از منابع، مانند نخبةالدهر و فرهنگ قوّاس به خطا نخستین روز بهمن‌ماه را که به نام اورمزد(= اهورمزدا) خوانده می‌شود، بهمنجنه و عید دانسته‌اند(دمشقی، ٣٦٦-٣٦٧؛ مرورودی، ١٧). ایرانیان تا چند قرن پس از اسلام و تا پیش از حملۀ مغول بهمنگان را جشن می‌گرفتند.
واژۀ بهمنجنه، معرب بهمنگان(= بهمن + گان، پسوند نسبت)در ایران عصر اسلامی هم به همان معنای بهمنگان به کار می‌رفت(ایرانیکا، III/٤٩٩؛ رضی، ٦٨٢-٦٨٤). برخی نیز در توجیهی عامیانه بخش دوم واژۀ بهمنجنه را معرب «چنه» و آن را مخفف «چینه»(مشتق از چیدن) دانسته، و گفته‌اند: کلمۀ بهمنجنه از بهمن، نام گیاهی که در بهمن ماه و زمستان می‌روید و گل سرخ و سفید می‌دهد(بیرونی، الصیدنة، ١٣٧) و جنه یا چنه، به معنی «چیدن گل» در بهمن‌ماه ترکیب یافته است(فرهنگ...، ١/٣٦٥؛ نیز نک‌: آنندارج، ١/٨١٦؛ داعی‌الاسلام، ٧٨٣). این وجه اشتقاق هیچ توجیه علمی و زبان‌شناختی ندارد(نیز نک‌: دبیر سیاقی، ٤٥٦-٤٥٧).
ایرانیان در این روز، مراسم خاصی برپا می‌داشتند؛ مثلاً دیگ آشی موسوم به «دیگ بهمنجه» بار می‌گذاشتند و در آن همه‌گونه غلات، حبوبات، سبزیهای خوراکی و گوشتهای حلال می‌ریختند(بیرونی، التفهیم، همانجا؛ گردیزی، ٥٢٤-٥٢٥؛ نیز نک‌: برهان...، ١/٣٢٨). به نوشتۀ گردیزی(همانجا) بنابر رسم عجمیان «اندر این روز دیگی بپزند و از همۀ نباتها و دانگوها و تخمها و گوشتهای هر حیوانی اندرو کنند... و به هر جای بفروشند». «دانگو» نوعی غله، و نیز آشی ٧ دانه مرکب از نخود و باقلا و عدس جز آن است(برهان، ٢/٨٢٠). امروزه نشانه‌ای از برگذاری جشن بهمنگان در میان غیر زردشتیان دیده نمی‌شود. با این حال، برخی آش موسوم به ابودردا یا «هفت دنگاره» را که در ایام محرم و صفر، در نقاطی از ایران(مثلاً در کازرون) تهیه می‌شود، همان آش بهمنجه دانسته‌اند(نک‌: حاتمی، ٤٨٠؛ برای اطلاع از آش ابودردا، نک‌: دان‌ ، ابودردا، آش). احتمالاً بخش نخست واژۀ «دُنگاره» (دُنگ یا دانگ به معنای دانه) صورت محلی کلمۀ «دانگو»ست که گردیزی(همانجا) به آن اشاره کرده است. برخی از منابع به پرهیز زردشتیان از کشتار و خوردن گوشت در بهمن روز اشاره کرده‌اند(سروشیان، جمشید، ١٦٠؛ بویس، ٨٩).
از آداب دیگر این جشن خوردن گیاه بهمن دراین روز بوده است که احتمالاً می‌بایست نماد گیاهی این امشاسپند بر روی زمین باشد(بلوکباشی، یادداشتها...). برخی گل بهمن سرخ و سفید(ابومنصور، ١٦٦؛ اخوینی، ٥١١)، و برخی دیگر ریشۀ گیاه بهمن سرخ١ و سفید٢ را از گیاهان دارویی که طبیعتی گرم و خشک داشته، می‌دانند و احتمال داده‌اند کلمۀ بهن٣ فرانسوی مأخوذ از بهمن است(زریاب، ١٣٧؛ پورداود، تعلیقات...، ١/٩٠).
در روز جشن بهمنگان، بهمن سرخ و سفید را در آش می‌ریختند و می‌خوردند و دم‌کردۀ آن را می‌نوشیدند. گاهی بهمن خشک را می‌کوبیدند و گرد آن را بر روی غذا می‌ریختند و یا با شکر مخطوط می‌کردند و می‌خوردند(گردیزی، همانجا؛ شهمردان، ٣٧). ایرانیان عقیده داشتند که خوردن شیرتازه با بهمن سپید در بامداد روز بهمنگان، حافظه را تقویت می‌کند و فراموشی را می‌زداید و مردم را از چشم بد و بدیها محفوظ می‌دارد(بیرونی، التفهیم، نیز گردیزی، همانجاها). به گزارش محمدبن هندوشاه‌نخجوانی افشاندن بهمن سرخ و سفید برسرمردم در روز جشن مرسوم بوده است(ص٢٦٦).
از دیگر رسوم این روز، رفتن به کوه و دشت و چیدن بهمن سرخ و سپید و گیاهان دارویی دیگر و تهیۀ روغن از گیاه بهمن و دانه‌های گیاهی دیگر و بخور دادن و دود دادن گیاهان معطر و گندزدا در فضاهای خانه را باید یاد کرد(قزوینی، ٧٨؛ برهان، ١/٣٢٨؛ نیز نک‌: رضی، همانجا). نوشیدن شیر با اسفند(اسپند) و به رشته کشیدن دانه‌های اسفند و خوردن تره، ماهی و ماست، پوشیدن جامۀ نو و پیراهن و چیدن مو و ناخن را در روز بهمن و جشن بهمنگان نیکو دانسته‌اند(لغت...، ٤٧٢؛ قزوینی، ٧٨؛ نیز نک‌: برهان، ١/٣٢٩؛ سلیم، ٢٥٥-٢٥٦). در برخی از متون اسلامی به ازدواج، سفر و بازگشت از سفر، خرید و فروش و حاجت طلبیدن از خدا در این روز سفارش می‌کنند(فیض، ٢٦٦؛ سلیم، همانجا).
شاهان و بزرگان این جشن را باشکوه و تشریفات ویژه‌ای برگذار می‌کردند(رضی، همانجا). شعرایی مانند فرخی سیستانی(ص٣٥٤)، منوچهری دامغانی(ص٦٨، ٨٦)، مختاری غزنوی(ص٥٠٩)، مسعود سعد(ص٦٥٩)، عمعق بخارایی(ص١٨٥) و انوری(١/٤١٥) به بهمنگان و جشن و مراسم آن اشاراتی دارند.
امروزه برگذاری این جشن به صورت گذشته حتیٰ نزد زردشتیان هم چندان معمول نیست. با این حال، بهمن‌روز نزد آنان همچنان عزیز است و روز «نابُر»(= نبریدن سرحیوان) خوانده می‌شود و سنت دیرینۀ نکشتن حیوان و نخوردن گوشت را اغلب نگاه می‌دارند(سروشیان، جمشید، همانجا؛ آذرگشسب، ٢٨؛ بویس، ٨٩-٩٠).
برخی از زردشتیان ایران در روز بهمن هر ماه به‌ ویژه در جشن بهمنگان سفرۀ بهمن امشاسپند می‌گسترند و آن را با خوراکیهای گوناگون از جمله نان پنیر و پشمک(سروشیان، مهوش، ٦٤٦) می‌آرایند. برخی حتیٰ گاه مرغ بریان هم برسر سفره می‌نهند که این کار اعتراض بزرگان این دین را برانگیخته است(آذرگشسب، ٢٨-٢٩).
طی سدۀ گذشته پارسیان(زردشتیان هند) نیز جشن بهمنگان را با شکوه بسیار برگذار می‌کرده‌اند و این جشن در کنار فروردینگان از جمله محبوب‌ترین جشنهای آنان بوده است(پورداود، تفسیر، ٢٠٩؛ مولتن، ٦٨).
مآخذ: آذرگشسب، اردشیر، آیین برگذاری جشنهای ایران باستان، تهران، ١٣٤٩ش؛ آنندراج، محمدپادشاه، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٣٥ش؛ ابومنصور موفق هروی، الابنیة عن حقائق‌الادویة، به کوشش احمد بهمنیار و حسین محبوبی، تهران،١٣٤٤ش؛ اخوینی، ربیع، هدایةالمتعلمین، به کوشش جلال متینی، مشهد، ١٣٤٤ش؛ انوری، محمد، دیوان، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، تهران، ١٣٦٤ش؛ برهان قاطع، محمدحسین بن خلف تبریزی، به کوشش محمد معین، تهران، ١٣٤٢ش؛ بلوکباشی، علی، یادداشتهای منتشر نشده؛ بیرونی، ابوریحان، التفهیم، به کوشش جلال‌الدین همایی، تهران، ١٣٦٢ش؛ همو، الصیدنة، به کوشش عباس زریاب، تهران، ١٣٧٠ش؛ پورداود، ابراهیم، تفسیر بر خرده اوستا، تهران، ١٣٤٧ش؛ همو، تعلیقات بر یشتها، به کوشش بهرام فره‌وشی، تهران، ١٣٥٦ش؛ حاتمی، حسن، «بهمنجنه، آش هودرده و ناناکوسا و سنتهای مشابه در ژاپن»، آینده، تهران، ١٣٦٦ش، س١٣، شم‌ ٦ و٧؛ داعی الاسلام، محمدعلی، فرهنگ نظام، تهران، ١٣٦٢ش؛ دبیرسیاقی، محمد، «بهمنجنه»، جلوه، تهران، ١٣٢٤ش، س١، شم‌ ١؛ دمشقی، محمد، نخبةالدهر، بیروت، ١٩٨٨م؛ رضی، هاشم، گاه‌شماری و جشنهای ایران باستان، تهران، ١٣٧١ش؛ زریاب، عباس، تعلیقات بر الصیدنة(نک‌: هم‌، بیرونی)؛ سروشیان، جمشید، فرهنگ بهدینان، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٣٥ش؛ سروشیان، مهوش، «خوراکیهای آیینی و سنتی زرتشتیان در ایران»، سروش پیرمکان، به کوشش کتایون مزداپور، تهران، ١٣٨١ش؛ سلیم، عبدالامیر، «تطبیق روزهای ماه در فرهنگ ایرانی و احادیث اسلامی، یاسی روزه در حدیث شیعه»، نشریۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه آذرابادگان، تبریز، ١٣٥٣ش، س٢٦، شم‌ ١١١؛ شهمردان بن ابی‌الخیر، روضةالمنجمین، به کوشش جلیل اخوان زنجانی، تهران، ١٣٦٨ش؛ عمعق بخارایی، شهاب‌الدین، دیوان، به کوشش سعید نفیسی، تهران، ١٣٣٩ش؛ فرخی سیستانی، علی، دیوان، به کوشش محمددبیر سیاقی، تهران، ١٣٣٥ش؛ فرهنگ رشیدی، عبدالرشید تتوی، به کوشش محمد، عباسی، تهران، ١٣٣٧ش؛ فیض کاشانی، محمد، «رسالۀ نوروز و سی روز ماه»، مجموعۀ مقالات محمد معین، به کوشش مهدخت معین، تهران، ١٣٦٧ش، ج٢؛ قزوینی، زکریا، عجایب‌المخلوقات، بیروت، ١٩٦٠م؛ گردیزی، عبدالحی، زین‌الاخبار، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٦٧ش؛ لغت فرس، اسدی طوسی، به کوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣١٩ش؛ مختاری غزنوی، عثمان، دیوان، به کوشش جلال‌الدین همایی، تهران، ١٣٤١ش؛ مرورودی، مبارک شاه، فرهنگ قواس، تهران، ١٣٥٣ش؛ مسعود سعد سلمان، دیوان، به کوشش غلامرضا رشید یاسمی، تهران، ١٣١٨ش؛ منوچهری دامغانی، احمد، دیوان، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٤٧ش؛ نخجوانی، محمد، بن هندوشاه، صحاح‌الفرس، به کوشش عبدالعلی طاعتی، تهران، ١٣٥٥ش؛ نیز:
Boyce, M., A Persian Stronghold of Zoroastrianism, Oxford, ١٩٧٧; Iranica; Moultion, J. H., The Treasure of the Magi, London, ١٩١٧.
معصومه ابراهیمی








١. centaurea behen ٢. statice limonium ٣. behen