دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٢١٦
| بهادرشاه گجراتی جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٢١٦ |
بَهادُرْشاهِ گُجَراتی، سلطان گجرات(د
٩٣٤ق/١٥٣٦م)، دومین پسر سلطان مظفردوم. با توجه به اینکه بهادرشاه در هنگام مرگ ٣١
ساله بود(اسمیت، ٢٧٨)، تاریخ تولد وی را باید ٩١٢ق/١٥٠٦م دانست. او در ٩٣١ق/١٥٢٥م
به دُنگرپور، چیتور، مِوات و دهلی سفر کرد(داف، ٢٧٣)و در زمان جنگ ابراهیم لودی(حک
٩٢٣-٩٣٢ق)با بابر(حک ٩٣٢-٩٣٧ق)همانجا بود و حتى گفتهاند وقتی که امرای ابراهیم
لودی از او رنجیدند، به فکر افتادند تا بهادر را جانشین وی کنند(عبدالحلیم، ١٦٣).
پس از آشفتگیهای سیاسی ناشی از قتل سکندرشاه(٩٣٢ق) و حکومت کوتاه مدت محمدشاه دوم،
برادر دیگر بهادرشاه در گجرات، سرانجام وی در همان سال بر تخت نشست(داف، همانجا؛ قس:
EI٢).
درگیریهای میان سلاطین محلی و اقتدار رو به ازدیاد بهادرشاه، سبب شد تا در ٩٣٥ق
علاءالدین عمادالملک، حکمران «برار» برای مقابله با برهان نظامشاه از وی مدد جوید
و به تحریک همو بهادرشاه به دکن لشکر کشید(طباطبا، ٢٧٠؛ احمد، ٣/٢١٢؛ خافیخان،
٣/٣٧١، ٤٤٦). سرانجام عمادالملک که خود از پیشروی بهادرشاه هراسان شده بود و نیز به
سبب اتحاد سلاطین محلی با برهان نظام شاه، کار به مذاکره و بازگشت بهادرشاه به
گجرات انجامید، ولی اعتبار و اقتدار بهادرشاه تثبیت شد(نک: طباطبا، ٢٧١-٢٧٤؛
خافیخان، ٣/١٦٥، ١٦٧-١٦٩، ٤٤٧، ٤٦٣)؛ چنانکه در ٩٣٧ق/١٥٣١م با استفاده از ضعف
سلطان محمودخلجی، حکمران مالوه، به بهانۀ حمایت او از مدعیان حکومت گجرات، به پیکار
وی رفت(تتوی، ٤٥٩؛ پاول پرایس، ٢١٧). در این جنگ محمود خلجی را درهم شکست و چندین
قلعه و ولایت مالوه را تصرف کرد(نک: احمد، ٣/٢٢٦-٢٢٧؛ تتوی، ٤٥٩-٤٦٠؛ پاول پرایس،
٢١٢,٢١٧). در این میان به سبب رسیدن پرتغالیها به دیو١ ، بهادرشاه بدان سو حرکت کرد
و آنان بدون کسب نتیجهای بازگشتند.
بهادرشاه در ٩٣٨ق چندین شهر را از راجپوتها گرفت و این نواحی را به سلطان عالم،
حکمران کالپی که از برابر لشکریان همایون گریخته، و به وی پناه آورده بود،
داد(احمد، همانجا؛ EI٢). بهادرشاه در ٩٤٠ق/١٥٣٣م چیتور را به محاصره گرفت و سرانجام
حکمران آنجا را وادار به تسلیم و اطاعت کرد(تتوی، ٤٧٦؛ احمد، ٣/٢٢٧). در همین سال
محمدزمان میرزاتیموری از زندان همایون گریخت و به بهادرشاه پناه آورد و او به
درخواستهای همایون مبنی بر تحویل یا اخراج محمد زمان وقعی ننهاد. همایون همین امر
را بهانه کرد و برای توسعۀ قلمرو خود دست به لشکرکشی زد و تاتارخان و لودی را که از
سوی بهادرشاه حمایت میشدند، درهم شکست و روی به گجرات نهاد(ابوتراب ولی، ١٢-١٣؛
تتوی ٤٧٥-٤٧٦، ٤٧٩؛ احمد، ٣/٢٢٧-٢٢٨؛ گلبدن بیگم، ٢٩، ٣٦-٣٧).
خبر حرکت همایون به سوی گجرات وقتی به بهادرشاه رسید که دومین بار قلعۀ چیتور را
محاصره کرده بود(تتوی، ٤٧٩). همایون که نمیخواست در جنگ بهادرشاه با راجپوتها
مداخله کند، در سارنگپور توقف کرد و منتظر نتیجه ماند. سرانجام چیتور فتح شد.
در ٩٤٢ق بهادرشاه و همایون در قلعۀ مندسور در برابر یکدیگر قرار گرفتند. بهادرشاه
شبانه با ٥ تن از امرای نزدیک خود به مندو و سپس چانپانیر گریخت. همایون در پی او
روان شد و بهادرشاه همهجا از برابر او میگریخت(ابوتراب ولی، ١٣-١٤؛ ابوالفضل،
١/١٣٢-١٣٤؛ احمد، ٣/٢٣٠-٢٣١؛ تتوی، ٤٨٢-٤٨٣؛ لین پول، ٢٢٤-٢٢٥). پس از آنکه همایون
به سوی برهانپور بازگشت، بهادرشاه به تصرف احمدآباد همت گماشت. مردم آن دیار، در
برابر بهادرشاه چندان مقاومت نکردند(ابوالفضل، ١/١٤٣-١٤٤؛ گلبدن بیگم، ٣٩).
بهادرشاه آنگاه به جانپانیر بازگشت و حدود دو هفته در آنجا ماند و پس از آن برای
ممانعت از تصرف بنادرگجرات توسط پرتغالیها به دیو رفت. وی پیش از آن در پی شکست از
همایون در ٩٤١ق بسین را به پرتغالیها واگذار کرده بود(اسمیت، ٢٢٧)و در ٩٤٢ق به امید
برخورداری از کمک پرتغالیها در برابر همایون، اجازۀ ساخت قلعهای را در دیو به آنها
داده بود؛ اما چون همایون بازگشت، وی نیز از تأیید امتیازات اعطایی به پرتغالیها
سرباز زد و درصدد برآمد مانع تصرف این نواحی گردد. پس برای مذاکره با معدودی از
یارانش به کشتی فرمانده پرتغالیان رفت و چون خواستند او را توقیف کنند، مقاومت کرد
و همراه یارانش کشته شد.
از بهادرشاه پسری برجای نماند و چون جسد وی را نیافتند، تا مدتها در گجرات و دکن
کسانی پیدا میشدند که خود را با نام وی میخواندند و مدعی حکومت بودند(ابوتراب
ولی، ٣٢-٣٥؛ ابوالفضل، ١/١٤٥-١٤٦؛ طباطبایی، ١/١٨٠؛ احمد، ٣/٢٣٣-٢٣٤؛ اسمیت،
٢٧٧-٢٧٨).
مآخذ: ابوتراب ولی، تاریخ گجرات، به کوشش دنیسن راس، کلکته، ١٩٠٩م؛ ابوالفضل علامی،
اکبرنامه، به کوشش احمدعلی و عبدالرحیم، کلکته، ١٨٧٧م؛ احمد، نظامالدین، طبقات
اکبری، کلکته، ١٩٢٧م؛ تتوی، احمد و آصف خان قزوینی، تاریخ الفی، به کوشش علی آل
داوود، تهران، ١٣٧٨ش؛ خافیخان نظامالملکی، محمد هاشم، منتخب اللباب، به کوشش
ولزلی هیگ، کلکته، ١٩٢٥م؛ طباطبا، علی، برهان مآثر، دکن، ١٣٥٥ق/١٩٣٦م؛ طباطبایی،
غلامحسین، سیرالمتأخرین، لکهنو، چ سنگی؛ گلبدن بیگم، همایوننامه، لاهور، ١٩٧٤م؛
نیز:
Abdul Halim, History of the Lodi Sultans of Delhi and Agra, Delhi, ١٩٧٤; Duff,
C.M., The Chronology of Indian History, Delhi, ١٩٧٢; EI٢; Lane Poole, S.,
Mediaeval India, Delhi, ١٩٨٠; Powell-Price, J. C., A History of India, London,
١٩٩٥; Smith, A., The Oxford History of India, Oxford, ١٩٥٨.
هدى سیدحسینزاده
١.Diu