دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥١٨٦
| بومسلم رازی جلد: ١٣ شماره مقاله:٥١٨٦ |
بومُسْلِمِ رازی(مق ح ٤٨٨ق/١٠٩٥م)، از
بزرگان ری درعهد سلجوقیان که مقارن وزارت نظام الملک طوسی(٤٥١-
٤٥٨ق/١٠٥٩-١٠٦٦م)میزیسته، و از او با عنوان «رئیسری» یاد شده است.
آنچه از سوابق خانوادگی بومسلم میدانیم، به یکی از قصاید معزی، امیرالشعراء دربار
سنجر مربوط میشود؛ معزی در یکی از ابیات این قصیده از بومسلم با عنوان «سروشیار»
یادکرده است(ص ٢١٢)، اما دربارۀ این عنوان نکتهای در مآخذ موجود دیده نمیشود. به
هرحال، گویا بومسلم از خاندان پرنفوذی در ری برخاسته بود، زیرا با آنکه در نوخاستگی
پدر خویش را از دست داد(همانجا)، بعدها از چندان اهمیتی برخوردارشد که به مقام
«ریاست ری» و خویشاوندی با وزیر قدرتمندی چون خواجه نظامالملک دستیافت(ابن اثیر،
١٠/٣١٦؛ منجم باشی، ١/گ ٤٧٣ ب؛ دفتری، ٣٣٩؛ قس: کانپوری، ١٦٦). در یکی از کهنترین
مآخذ از بومسلم با القاب «استاد» و «ثقة الملک» یاد شده است(قزوینی، ٣٣) که هر دو
لقب میتواند اشارهای به منزلت اجتماعی او باشد.
درمنابع نام بومسلم نخستین بار در شرح وقایع مربوط به دستگیری حسن صباح ذکر شده
است. در این زمان که بومسلم ریاست ری داشت، فعالیت شبکههای پنهانی دعوت اسماعیلیان
ایران در این شهر گسترش یافته، و حسن صباح نیز خود در این نواحی اقامت گزیدهبود.
گرچه زمان وقایع یادشده در مآخذ موجود به طور دقیق معین نشده، اما میدانیم که حسن
صباح دستکم تا ٤٦٧ق/١٠٧٥م در ری بوده است(رشیدالدین، ج دبیرسیاقی، ٤؛ ابوالقاسم،
١/١٣٨؛ حافظ ابرو، ١٩٢؛ دفتری، ٣٣٧). نظامالملک که از فعالیتهای حسنصباح و
رفتوآمد داعیان اسماعیلی مصر به نزد او آگاهی داشت، بومسلم را به دستگیری حسن صباح
فرمان داد و بومسلم، گر چه در طلب وی از هیچ تلاشی فروگذارنکرد، اما چون حسن از ری
گریخت، نتوانست او را دستگیر کند(جوینی، ٣/١٩٣؛ ابوالقاسم، ١/١٣٨-١٣٩؛ رشیدالدین، چ
دانشپژوه، ١٠٣؛ منجمباشی، همانجا)؛ تا ٤٨٣ق/١٠٩٠م که حسن صباح مخفیانه وارد قلعۀ
الموت شد(رشیدالدین، همان چ، ١٠٤؛ دفتری، ٣٣٩)، احتمالاً بومسلم همچنان در پی او
بود.
در٤٨٥ق/١٠٩٢م که برکیارق به سلطنت نشست(ابنجوزی، ١٦/٣٠١)، بومسلم نخستین کسی بود
که در ری تاج بر بالای سرش بیاویخت(ظهیرالدین، ٣٥؛ راندی، ١٤٠-١٤١؛ رشیدالدین، چ
آتش، ٢/٣٠٢؛ شبانکارهای، ١٠٦).
فعالیتهای ضداسماعیلی بومسلم احتمالاً با شدت ادامه یافت؛ بنابراین، اسماعیلیان
حضور او را تاب نیاوردند، و بومسلم در ٤٨٨ق/١٠٩٥م به دست یکی از فدائیان اسماعیلی
به نام خداداد رازی به قتل رسید(ابوالقاسم، ١٦٩، حافظ ابرو،٢٢٣؛ خواندمیر، ٢/٤٦٧؛
دفتری، همانجا). اقبال آشتیانی تاریخ قتل بومسلم را در ٤٩٤ق/١١٠١م آورده است(ص٨٢)که
درست به نظر نمیرسد، زیرا اولاً در هیچ مآخذ دیگری به این تاریخ اشاره نشده، و
ثانیاً ابن اثیر(همانجا) ـ یکی از منابع اقبال ـ در ذیل این تاریخ تنها به بومسلم
اشاره کرده، و از ماجرای قتل او به دست فدایی اسماعیلی سخنی به میان نیاورده است.
با این همه، از گزارش بنداری در زیدة النصرة برمیآید(نک: ص ٨٥-٨٦)که شاید بومسلم
رازی تا دورۀ وزارت سعدالملک آبی(٤٨٨-٥٠٠ق) نیز حیات داشته است.
مآخذ: ابن اثیر، الکامل؛ ابن جوزی، عبدالرحمان، المنتظم، به کوشش محمد عبدالقادر
عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٢ق/١٩٩٢م، ابوالقاسم کاشانی، عبدالله، زبدة
التواریخ، به کوشش محمدتقی دانش پژوه، تهران، ١٣٦٦ش؛ اقبال آشتیانی، عباس، وزارت در
عهد سلاطین بزرگ سلجوقی، به کوشش محمدتقی دانشپژوه و یحیى ذکاء، تهران، ١٣٣٨ش؛
بنداری اصفهانی، فتح، زبدة النصرة، قاهره، ١٩٤٧م؛ جوینی، عطاملک، تاریخ جهانگشای،
به کوشش محمدقزوینی، لیدن، ١٣٥٥ق/١٩٣٧م؛ حافظ ابرو، عبدالله، مجمع التواریخ
السلطانیه، به کوشش محمدمدرسی زنجانی، تهران، ١٣٦٤ش؛ خواندمیر، غیاثالدین، حبیب
السیر، به کوششش محمددبیر سیاقی، تهران، ١٣٥٣ش؛ راوندی، محمد، راحة الصدور، به کوشش
محمد اقبال، تهران، ١٣٣٣ش؛ رشیدالدین فضل الله، جامع التواریخ، به کوشش احمدآتش،
تهران، ١٣٦٢ش؛ همان، تاریخ فرقۀ رفیقان و اسماعیلیان الموت، به کوشش محمددبیر
سیاقی، تهران، ١٣٣٧ش؛ همان، قسمت اسماعیلیان و فاطمیان و نزاریان و…، به کوشش
محمدتقی دانشپژوه و محمدمدرسی زنجانی، تهران، ١٣٥٦ش؛ شبانکارهای، محمد، مجمع
الانساب، به کوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٦٣ش؛ ظهیرالدین نیشابوری، سلجوقنامه، به
کوشش اسماعیل افشار، تهران، ١٣٣٢ش؛ قزوینی رازی، عبدالجلیل، نقض، به کوشش جلال
الدین محدث ارموی، تهران، ١٣٥٨ش؛ کانپوری، عبدالرزاق، زندگانی ابوعلی حسن بن علی بن
اسحاق طوسی یا خواجه نظام الملک، ترجمۀ مصطفى طباطبایی، ١٣٥٠ش؛ معزی، محمد دیوان،
به کوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣١٨ش؛ منجم باشی، احمد، جامعالدول، نسخۀ عکسی
موجود درکتابخانۀ مرکز؛ نیز:
Daftary, F., The Ismāilis: Their History and Doctrines, Cambridge, ١٩٩٠.
کیانوش صدیق