دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥١٨٤

بولاق
جلد: ١٣
     
شماره مقاله:٥١٨٤

بولاق، شهری تاریخی در فاصلۀ دو کیلومتری قاهرۀ کهن، واقع بر ساحل غربی رود نیل که به روزگار ممالیک و عثمانیها بندر قاهره به‌شمار می‌رفت و در سدۀ ١٣ق/١٩م به سبب چاپخانه‌اش شهرت داشته است. زبیدی این کلمه را بُلاق(به ضم باء)و در زبان عامه، بولاق نوشته است(نک‌: تاج…، ذیل بلق)، اما محمد رمزی شکل درست این کلمه را بِلاق(به کسر باء)و آن را واژۀ قدیم مصری به معنی لنگرگاه یا اسکله دانسته است(٢(٣)/٩).
براساس روایت مقریزی، مَقس در ساحل نیل تا اوایل روزگار ایوبیان، بندر قاهره بود. پس از ٥٧٠ق/١١٧٤م در زمان صلاح‌الدین ایوبی(حک‌ ٥٦٤-٥٨٩ق/١١٦٩-١١٩٣م)رود نیل از محلی موسوم به جزیرةالفیل پس رفت و آب نیل که از باروی قاهره تا مقس منتهی می‌شد، کاهش یافت و ریگزارها و جزایری پدید آمد که سال به سال افزایش می‌یافت و در آنجا نی و علف می‌رویید و ممالیک سلطانی برای تیراندازی بدانجا می‌رفتند(الخطط، ٢/١٣٠-١٣١)؛ اما از نوشتۀ ابن‌تغری‌ بردی(٧/٣٠٧، نیز ٣٠٨-٣٠٩، حاشیۀ؛ زکی، ١٣٣)برمی‌آید که این دگرگونیها در ساحل رودنیل در ٦٨٠ق/١٢٨١م در زمان سیف‌الدین قلاوون (حک‌ ٦٧٨-٦٨٩ق/١٢٧٩-١٢٩٠م)پیدا شده است.
در ٧١٣ق/١٣١٣م در زمان ملک‌ناصر محمدبن قلاوون(دورۀ سوم حک‌ ٧٠٩-٧٤١ق/١٣٠٩-١٣٤٠م)امرا، لشکریان، درباریان، بازرگانان و عامۀ مردم در آبادانی این زمین کوشیدند و بولاق در همین روزگار پی افکنده شد و به زودی مردم در آنجا، در کنار نیل خانه‌هایی ساختند و به تدریج باغها، کشتزارها، قصرها، بازارها، مساجد و حمامها نیز احداث کردند و این ناحیه چنان آبادان شد که قیمت برخی املاک به حدود ١٠٠ هزار درهم نقره رسید(مقریزی، همان، ٢/١٣١).
ملک‌ناصرمحمدبن قلاوون در٧٢٥ق/١٣٢٥م «ترعۀ ناصری» را حفرکردکه قاهره را از بولاق جدا می‌ساخت(همانجا؛ ٢EI)؛ سپس دو سوی این ترعه نیز آبادگردید و باغها، خانه‌ها، قصرها، مساجد، بازارها وحمامها ساخته شد و کوچه‌ها و خیابانها در اطراف آن پدید آمد. در ٨٠٦ق/١٤٠٣م آب نیل از ساحل بولاق عقب رفت و در نتیجۀ آن بولاق کنونی شکل گرفت و عمارتها روبه افزایش گذاشت و چندین اقامتگاه جدید بناگردید(مقریزی، همانجا). اما ابن‌ظهیره(د ح ٨٨٨ق/١٤٨٣م)آغاز بنای کاخها و خانه‌های بولاق درساحل نیل را به ایام ملک‌مؤید شیخ، سلطان مملوکی(٨١٥-٨٢٤ق/١٤١٢-١٤٢١م)نسبت داده است(ص٢٠٢).
بولاق از همان آغاز تأسیس، تفرجگاه اعیان و بازرگانان گردید(نک‌: مقریزی، همانجا)و در دورۀ ممالیک به اوج پیشرفت و آبادانی رسید و ساختمانها و تأسیسات شهری و تمدنی بسیاری بنیاد نهاده شد. از باشکوه‌ترین قصرهای آنجا قصر مقر اشراف جمالی، قصر بارزی، قصر باسطی، قصر بزانجیه(برانجیه)، قصر حجازیه، قصر شرقی، قصرطنبدیه و خاجیه است که به دولتمردان و درباریان مملوکی تعلق داشت(ابن‌ظیهره، ٢٠٢-٢٠٣). نورالدین علی‌بن‌محمد طنبدی(د٨٣٦ق/١٤٣٣م) از تجار بزرگ، بازاری سرپوشیده با یک اقامتگاه در بولاق بنا کرد(نک‌: حبشی، ٣/٢٦٧). مساجد بسیاری نیز در بولاق تأسیس شد که از آن جمله است: جامع‌الفخر(تأسیس: ح ٧٣٠ق، اکنون با نام جامع‌ابی‌العلاء برپاست)؛ جامع خطیری(تأسیس: ٧٣٧ق، اکنون به همین نام باقی‌است) که آن را امیر اَیدَمر خطیری دوادار ساخت و جامع‌التوبه نام نهاد و در آنجا کتابخانه‌ای تأسیس، و حلقۀ درسی برای فقها شافعی برقرارکرد و اوقاف و دو اقامتگاه بدان اختصاص داد(مقریزی، همان، ٢/٣١١-٣١٢؛ ابن تغری بردی، ٩/١١٨، ٢٠٢، نیز ٤٥، ٢٠٢، حاشیه)؛ جامع اَسیوطی(تأسیس: قبل از ٧٤٩ق)که بعداً به جامع ابن بارزی معروف گردید(مقریزی، همان، ٢/٣١٥-٣١٦؛ نیز نک‌: ابن‌ایاس، ٢/٥٢)؛ جامع تاج‌الدین(تأسیس: قبل از٧٨٦ق)(همو، ١(٢)/٢٤٧). بعدها احمدبن‌عمرمصری دیربی(د ١١٥١ق/١٧٣٨م) تحفة المشتاق فیما یتعلق بالسنانیة و مساجد بولاق را در بارۀ مسجدهای بولاق تألیف کرد(بغدادی، ١/٢٥٨).
مدرسۀ زین‌الدین استادالدار(تأسیس: ٨٥٣ق)و مدرسۀ جیعانیه(جعانیه)یا مدرسۀ سعدیه منسوب به ابن‌جیعان سعدالدین ابراهیم‌بن عبدالغنی(د ٨٦٤ق/١٤٦٠م)از مدارس مشهور بولاق در عصر ممالیک است(ابن‌تغری بردی، ١٥/٤٠٥، ١٦/١١٨، ٢١٢؛ ابن‌ظهیره، ٢٠٣).
بولاق از سدۀ ٨ب/١٤م بندرمهم و گذرگاه قاهره در ساحل نیل بود(نک‌: ابن‌صیرفی، انباء‌…، ٧١، نزهة…، ١/٥٣؛ ابن ایاس، ١(٢)/٣٢٤، ٣٢٥، ٤٨٨)و به لحاظ این موقعیت، بندری تجارتی شد که کشتیهای حامل غله در ساحل آن پهلو می‌گرفتند(نک‌: ابن‌قاضی شهبه، ٣/٥٧٨؛ ابن صیرفی، انباء، ٢٠٥، نزهة…،٣/١٨٠، ٢٣٩). در ساحل بولاق محلی بود به نام خُصّ الکیّاله که عده‌ای کارگزار و تحصیلدار مالیاتی آنجا مستقر بودند. خص الکیاله محل انحصاری فروش غلات، و جایگاه اخذ مالیات غله بود(مقریزی، همان ١/٨٨-٨٩، ٢/١٣١؛ ابن‌تغری بردی، ٩/٤٤، ٤٥، نیز ٤٤، حاشیه). بولاق همچنین پایگاهی برای عملیات دریایی ممالیک مصر بود و تجارت چوب، فعالیت کارگاههای ساخت کرجی را رونق می‌بخشید.
سلطان سلیم عثمانی هنگام فتح مصر در٩٢٣ق/١٥١٧م با موکبی پرشکوه وارد قاهره شد و سپس در جایگاهی که در بولاق برای او مهیا کرده بودند، پیاده شد. در نبردی سخت که در بولاق روی داد، لشکریان عثمانی ممالیک را شکست دادند و قاهره به تصرف سلطان عثمانی درآمد(دهمان، ٢٨٥-٢٨٦). به گزارش اولیاچلبی، بولاق در سدۀ ١١ق/١٧م به روزگار عثمانی، ٤٥محله، ٧٠٠’٦خانه، حدود ٤٠٠مسجد، ١١مدرسه، ٦دارالقراء ، ٣ دارالحدیث، ٤٠ مکتب‌خانه، ١٦٠٠دکان، ٢٠انبار، ٧٣ کاروان‌سرا، و٦ حمام داشت(X/٢٩١-٢٩٥). اکنون از ١٢ سبیل(محل آبخوری)دورۀ عثمانی و نیز از حمامها، برخی باقی است. از سدۀ ٩ق/١٥م تا پایان دورۀ عثمانی، وکاله(کاروان‌سرا)های بسیاری ساخته‌شده که برخی از آنها ثبت گردیده است(نک‌: «دائرةالمعارف…١»، VI/٣٨٧).
ساواری، سیاح و مستشرق فرانسوی در ١١٩١ق/١٧٧٧م بندر بولاق قاهره را وصف کرده است که صدها کشتی در آنجا لنگر می‌اندازند و دارای کاروان‌سراهایی برای اقامت بازرگانان بیگانه و انبار کردن کالاهاست(نک‌: عنان، ٢٣٢). بولاق در اواخر سدۀ ١٢ق با احداث راهی که آن را به ازبکیه می‌پیوست، ترقی و توسعه یافت(زکی، ١٣٤). این شهر در حدود سال ١٢١٥ق/١٨٠٠م نزدیک ٢٤هزار نفر جمعیت و ٢٤مسجد داشت؛ از آن جمله مسجد ابی‌العلاء، زیارتگاه مردم و محل جشن میلاد پیامبر(ص)بود(EI٢).
درپی لشکرکشی ناپلئون به مصر، بولاق روبه ویرانی نهاد که بعداً محمدعلی پاشا آن را بازسازی کرد(«دائرة المعارف»، همانجا). محمدعلی پاشا خدیو مصر(حک‌ ١٢٢٠-١٢٦٤ق/١٨٠٥-١٨٤٨م)در ١٢٢٢ق از سوی سلطان محمود عثمانی مأمور مبارزه با وهابیون و بازپس‌گیری مکه و مدینه شد. وی برای ساخت کشتیهای جنگی دستور داد چوب از جاهای مختلف به کارگاههای بولاق منتقل کنند(فرید، ٤٠٦-٤٠٧). وی همچنین برای ایجاد تحولی نوین در مصر کارگاههای ریخته‌گری در بولاق دایر کرد (EI٢). شهرت عمدۀ این شهر در دورۀ اخیر به سبب استقرار مطبعۀ بولاق(ه‌ م)در آنجاست که پس از حملۀ ناپلئون به مصر (١٢١٣ق/١٧٩٨م)، برای رفع نیاز ارتش و دوایر حکومتی و همچنین رقابت با چاپخانۀ دولتی عثمانی در استانبول(مطبعۀ عامره)، توسط محمدعلی پاشا تأسیس شد. این چاپخانه عاملی مهم در خیزش نوین بود و در آنجا کتابهای بسیاری به زبانهای عربی، ترکی، فارسی و اروپایی به چاپ رسیده است؛ اما چندی بعد به دلیل پیشرفت سریع چاپخانه‌های خصوصی، بولاق جای خود را به قاهره داد(EI٢؛ «دائرةالمعارف»، VI/٣٨٧-٣٨٩؛ سرکیس، «الف»).
بولاق از زمان احداث(٧١٣ق/١٣١٣م)تا زمان سعید پاشا، والی مصر(١٢٧٠-١٢٨٠ق/١٨٥٤-١٨٦٣م)که نخستین خط آهن را در ١٢٧٢ق/١٨٥٦م میان اسکندریه و قاهره کشید، بندر شهر قاهره باقی ماند واز آن پس از اهمیت و موقعیت آن کاسته شد(همانجا). از زمان خدیواسماعیل(١٢٨٠-١٢٩٦ق/١٨٦٣-١٨٧٩م) بولاق قدیم توسعه یافت و ساختمانهایش به شهر قاهره پیوست. امروزه بولاق بکی از بخشهای اداری استان قاهره است(همانجا؛ رمزی، ٢(١)/٤).
محلی دیگر که یاقوت از آن با نام مُنْیَة بولاق یاد کرده است(٤/٦٧٥)و در١٣٣ق/٧٥١م از سوی صالح‌بن علی، والی خلیفه سفاح عباسی در مصر، به اَسوَد بن نافع فِهری اقطاع داده شد(مقریزی، الخطط، ١/٣٠٤، المقفى…،٢/١٩٢-١٩٣)، پیش از بنیان‌گذاری بولاق قاهره وجود داشته، و در مقابل آن واقع بوده است. پس از اقامت ابومحمدیوسف‌بن عبدالله تکروری، شیخ صاحب کرامات در آنجا، در زمان العزیز فاطمی(حک‌ ٣٦٥-٣٨٦ق/٩٧٦-٩٩٦م)به بولاق تکروری معروف گردید و بعدها در شمار روستاهای جیزه درآمد(نک‌: مقریزی، الخطط ٢/١٣١، ٣٢٦؛ اکنون بولاق الدکرور از توابع مدیریۀ جیزه است). این روستا که در ساحل غربی نیل در شمال روستای دقی واقع است، در زمان ممالیک به امرای لشکری اقطاع داده می‌شد(نک‌: ابن‌جیعان، ١٤٢؛ نیز نک‌: رمزی، ٢(٣)/٩-١٠ ).
مآخذ: ابن ایاس، محمد، بدائع الزهور، به کوشش محمد مصطفى، قاهره، ١٤٠٢-١٤٠٤ق/١٩٨٢-١٩٨٤م؛ ابن تغری بردی، النجون؛ ابن‌جیعان، یحیى، التحفة السنیة باسماء البلادالمصریة، به کوشش برنهارد موریتس، قاهره، ١٨٩٨م؛ ابن صیرفی، علی، انباء الهصر بابناءالعصر، به کوشش حسن حبشی، قاهره، ١٩٧٠م؛ نزهةالنفوس و الابدان، به کوشش حسن حبشی، قاهره، ١٩٧٠-١٩٧٣م؛ ابن ظهره، الفضائل الباهرة، به کوشش مصطفى سقا و کامل مهندس، قاهره، ١٩٦٩م؛ ابن قاضی شهبه، ابوبکر، تاریخ، به کوشش عدنان درویش، دمشق، ١٩٧٧م؛ بغدادی، ایضاح؛ تاج‌العروس؛ حبشی،حسن، تعلیمات بر نزهةالنفوس و الابدان(نک‌: هم‌، ابن‌صیرفی)؛ دهمان، محمد احمد، العراک بین الممالیک و العثمانیین الاتراک، دمشق، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ رمزی، محمد، القاموس الجغرافی للبلاد المصریة، قاهره، ١٩٩٤م؛ زکی، عبدالرحمان، القاهرة، ١٣٨٦ق/١٩٦٦م؛ سرکیس، یوسف الیان، معجم المطبوعات العربیة و المعربة، قاهره، ١٣٤٦ق/١٩٢٨م؛ عنان، محمدعبدالله، مصرالاسلامیة، قاهره، ١٣٨٨ق/١٩٦٩م؛ فرید، محمد، تاریخ الدولة العلیة العثمانیة، به کوشش احسان حقی، بیروت، ١٤٠٣ق؛ مقریزی، احمد، الخطط، بولاق ١٣١٢ق؛ همو، المقفی الکبیر، به کوشش محمد یعلاوی، بیروت، ١٤١١ق/ ١٩٩١م؛ یاقوت، بلدان؛ نیز:
EI٢; Evliya Çelebi, Seyahatname, Istanbul, ١٩٣٨; Türkiye diyanet vak fi Islâm ansiklopedisi, Istanbul,١٩٩٢.
محمدرضا ناجی






١. Türkiye…