الفوائد العلية - البهبهاني، السيد علي - الصفحة ٢٧٧
نحل مكيه است دلالت ميكند بر اينكه مشركين مكه گفتند ديگرى تعليم ميدهد پيغمبر را واز طرف پروردگار نيست هرگاه پيغمبر امى نبود نزد آنها وتحصيل از علماء كرده بود نسبت تأليف قرانرا بخودش ميداند ومحتاج نبودند كه نسبت بديگرى بدهند ونيست اين مگر بجهت علم واطلاع آنها براينكه پيغمبر (ص) امى است واز احدى تحصيل نكرده است وخداوند عزوجل رد گفته آنها فرمود باينكه لسان ان كسى كه تعليم قرآنرا باو نسبت ميدهند عجمى است وقران عربي آشكار است در كمال فصاحت وبلاغت وهرگاه اين نسبت را نداده بودند خلاف انرا اظهار ميكردند قطعا. وايضا دليل ديگر بر ثبوت نبوت آن جناب اخبار متواتره بر ظهور معجزات بسيار از آن جناب از قبيل تسبيح سنگريزه در كف مبارك آن جناب وتكلم حيوانات با آن جناب واحياء موتى وسائر معجزات مشهوره كه فوق حد احصاء است وعلاوة بر اخبار متواتره شاهد وحجت قاطعه بر ظهور معجزات بسيار از آن جناب ذكر قصص انبياء سلف در كتاب مجيد واثبات معجزات از براى آنها بل معجزات متعدده از براى بعضى آنها مثل حضرت موسى وعيسى سلام الله عليهما. توضيح اين مطلب اينكه شبهه نيست كه آن جناب دعوى نبوت ورسالت نمود وادعا نمود كه قران مجيد كلام پروردگار است كه بتوسط امين وحى بر أو نازل شده ودر كتاب مجيد قصص جمعى از آن ها را مشروحا بيان فرموده با معجزات ظاهره باهره از آنها وبديهى است كه هرگاه صاحب معجزات باهره نبود وقدرت بر اظهار آنها نداشت وبكذب ادعاء نبوت نموده بود تصديق معجزات انبياء سلف را در كتاب مجيد خود نمى نمود كه موجب افتضاح أو شود كما اينكه طائفه بابيه خذلهم الله بادعاء نبوت انكار صدور معجزه از انبيا نموده اند. خلاصه اينكه تصديق معجزات انبياء سلف على نبينا وآله وعليهم السلام در