الفوائد العلية - البهبهاني، السيد علي - الصفحة ٢٧٦
سپس گفتم با اينكه معجزه بودن فصاحت وبلاغت قران مجيد در كمال وضوح وظهور است وشبهه مذكوره در كمال وهن وضعف است بنحويكه قابل توجه نيست ثبوت نبوت خاتم انبياء (ص) موقوف بر آن نيست وطرق اثبات نبوت بسيار است وفصاحت وباغت قران مجيد يكى از آن طرق است واز جمله طرق دستورات دين اسلام در ابواب عبادات. معاملات از عقود وايقاعات واحكام وسياسات از مواريث وحدود وديات وهكذا ميباشد كه هر عاقلي نظر در آن نمايد تصديق ميكند كه در كمال اتقان واحكام است وچيزى در أو فروگذار نشده وبديهى است كه تأسيس همچه دستور كاملى از شخص امى كه از احدى فرا نگرفته علمي راونشو ونماء أو در مشركين مكه بوده كه عارى از علم وادب بوده اند حجة واضحه ودليل روشنى است بر اينكه نيست اين مگر از خداوند متعال والا بشر عادى امى چگونه ميتواند تأسيس دستوراتى در هر باب نمايد بطوريكه حكماء اعصار اعتراف بكمال حكمت اتقان آن دستورات نمايند واظهار عجز از احاطه بتمام حكم آن نمايند. گفت امى بودن پيغمبر (ص) را ثابت نمائيد از غير تواريخ مسلمين وتواريخ مسلمين را در اين باب قبول ندارم. گفتم اولا امى بودن آن جناب كالشمس في رابعة النهار است از براى كسيكه بسير وتواريخ حالات آن جناب از زمان تولد تا زمان بعثت رجوع نمايد وهرگاه اختلافي در امى بودن پيغمبر (ص) بود هر آينه كسانيكه در مقام معارضه بودند از مشركين واهل كتاب خلاف آنرا اظهار ميكردند وحال آنكه نقل خلاف از احدى از آنها نشده. وثانيا اثبات مينمايم امى بودن آنجناب را از كلام اعدا عدو آن جناب كه مشركين مكه باشند آيه كريمه (ولقد نعلم انهم يقولون انما يعلمه بشر لسان الذى يلحدون إليه اعجمي وهذا لسان عربي مبين) كه جزء سوره نحل است وسوره