الفوائد العلية - البهبهاني، السيد علي - الصفحة ٢٦٢
مجاور آن ولذا منحصر نموده اند اهل نظر دليل را درانى يعنى از معلول پى بردن بعلت ولمى يعنى از علت پى بردن بسوى معلول وپى بردن از احد معلولي علت واحده بمعلول ديگر مركب از ان ولم است وخالى از هر دو نيست وبديهى است كه از علت پى بردن بسوى معلول وبالعكس موجب علم ويقين است نه ظن وتخمين وهرگاه پايه فكر واستدلال برظن وتخمين بود خداوند عزو جل مدح تفكر وتدبر را در كلام مجيد خود نميفرمود وحال اينكه در ايات بسيار امر بتفكر نموده است ومدح فرموده است اهل تفكر وتدبر را وذم نموده است كسانى را كه تفكر وتدبر نمينمايند ونهايت عجب وشگفتى اين است كه باكثرت آيات كريمه واخبار شريفه در مدح تفكر هيچكدام بنظر شريف ايشان نرسيده با ادعاء مرتبه جليله ازكشف وشهود وترنم بشعر حافظ ودعوى برابرى با حضرت مسيح عليه السلام. پس از اين بيانات منكشف گرديد كه مثل اهل فكر واستدلال مثل بصير وسميع است نزد خداوند متعال والا مدح آنها را نمى فرمود واعمى واصم مثل تاركين تفكر وتدبر است وايات ديگرى را كه در اين باب استشهاد نموده است بهيچوجه ارتباط باهل استدلال ندارد بلى آيات مزبوره صادق بر اهل قياس واستحسان ميباشد واحدى از علماء امامية عامل بآنها نيست. شايد كسى از طرف شيخ زاهد گيلانى اعتراض نمايد وبگويد هرگاه پايه استدلال بر علم ويقين است نه ظن وتخمين اين اختلافات در ميان مردم از كجا پيدا شده بعضى قائل بجبر وبعضي قائل بتفويض وبعضي قائل باختيار وامر بين الامرين بعضى مجسمه اندو بعضى حلوليه الى غير ذلك از اختلافات ميانه فرق مسلمين وغيرهم از اهل كتاب ومشركين وطبيعيين. ميگويم در جواب معترض: اولا - اختلاف مشارب ومسالك اختصاص باهل استدلال ندارد بلكه اهل استدلال ومدعين كشف وشهود هر دو در اختلافات مذكوره شريكند بسيارى از