راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٨٩ - ٢ متن كامل شرح رساله اسرار الوحى
و معنى ديگر آنكه[١] با حق تعالى موافقت كنند[٢] و در مقبولان (او) به نظر مرحمت نگر (ند)[٣] و در مردودان (درگاه او)،[٤] به نظر سخط[٥].
معنى اول، به معرفت نزديكتر است و معنى دوم به ظاهر شريعت، موافقتر. اهل معرفت[٦] را نظر بر حكمت [است] و [اهل][٧] شريعت و عقل را نظر بر امر ديگر.
آنكه بوقت حاجت از من شرم دارد[٨] كه حاجت به غير من [بر] دارد[٩] شكم ايشان سبك بود از لقمه حلال.
[اين سخن نيز دو معنى دارد][١٠]: يك معنى وى آن بود كه لقمه حلال، مرد را در طاعت سبك كند؛ و معنى ديگر آنك چون از حلال كم خورد، از[١١] حرام خود نخورد. و چون شكم خالى بود، دل حالى[١٢] بود. و ديگر آنكه چون حلال كم بود[١٣]، كم خورد. ديگر آنكه سير خوردن از حلال بر خود حرام كرده بود تا بار شكم و تن[١٤] نبايدش كشيد.
نقل مجلس و نعيم دوستان من، ذكر بود.
حضرت[١٥] ابراهيم ادهم- قدس الله سره- مىگفت: مولاى! مولاى[١٦]! ذكرك تمرى و حلواى[١٧] و در بهشت محبت من گل رضاى من ببويند[١٨] و پيوسته در شكر و ثناى من باشند.
بيت
|
دوستان دوست را باشد رضاى او نديم |
حب موليشان بهشت و يادموليشان نعيم[١٩] |
|
[١] - آن است كه.
[٢] - س: كند.
[٣] - در مقبولان او به نظر رضا نگرند.
[٤] - س: درگاه او ندارد.
[٥] - به نظر سخط نگرند.
[٦] - زيرا كه اهل معرفت.
[٧] - س:( اهل) ندارد.
[٨] - دارند.
[٩] - بردارند.
[١٠] - اين سخن نيز دو معنى دارد؛ معنى اول آن بود.
[١١].( از) ندارد.
[١٢]. خالى.
[١٣]. كم يابد.
[١٤].« تن» ندارد.
[١٥].( حضرت) ندارد.
[١٦]. مولائى! مولائى!
[١٧]. حلوائى.
[١٨]. گل رضا بويند.
[١٩]. لاجرم باشند بر درگاه او دايم مقيم.