راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٢٤٧ - فرقد سبخى (ص ١٣١)
فرزند عبد العزيز بن مروان و جانشين سليمان بن عبد الملك. از طرف مادر، نسبش به عمر خطاب رسيد. پس از وفات سليمان ابن عبد الملك، به خلافت نشست و در دوران كوتاه خلافت خود، كشورگشايى را به يك سو نهاد و همّ خود را صرف اصلاحات داخلى كرد ... سبّ على بن ابى طالب (ع) «كه از عهد معاويه در منابر مرسوم شده بود، ممنوع كرد و براى دلجويى اولاد فاطمه زهرا (س)، «فدك» را به اولاد آن حضرت واگذاشت. وى پس از ٣ سال و پنج ماه خلافت، بر اثر يك بيمارى بيست روزه درگذشت و در دير سمعان مدفون شد. و گويند مروانيها او را مسموم ساختند.
(با تلخيص از دائرة المعارف، ج ٢ ص ١٧٧٢)
سنائى: (ص ١٢٧)
. ابو المجد مجدود ابن آدم سنائى غزنوى، متخلص به سنائى (متوفى ٥٣٥ ه. ق)؛ عارف و شاعر بزرگ ايرانى. در آغاز شاعرى، سلطان مسعود و بهرامشاه غزنوى را مدح كرد؛ ولى عروض يك تحول روحانى، وى را به تصوف و زهد كشانيد. سنايى نخستين شاعر معروفى است كه حقايق عرفانى و معانى تصوف را در شعر بكار برد. در قصيده سرايى، وى نخست اسلوب فرخى و عنصرى را تقليد مىكرد، اما در نظم مواعظ و زهديات، شيوه و اسلوبى خاص برگزيد كه مورد توجه و تقليد كسانى چون خاقانى و جمال الدين عبد الرزاق اصفهانى واقع گشت.
از اوست: ديوان شعر، مثنوى حديقة الحقيقه، سير العباد الى المعاد، طريق التحقيق، كارنامه بلخ يا مطايبهنامه، عشقنامه، عقلنامه، تحريمة القلم (نقل به تخليص از دائرة المعارف مصاحب، ج ١، ص ١٣٤٠)
معمر بن سليمان: (ص ١٢٨)
. شايد معمر بن سليمان الرقى النخعى باشد كه در ج ٧، ص ٤٥٣ طبقات الكبرى ابن سعد آمده است؛ متوفى به سال ١٩١ ه. ق، در ايام خلافت هارون.
فرقد سبخى: (ص ١٣١)
. ابو يعقوب فرقد السبخى؛ منسوب است به سبخه بر وزن طلبه؛ و آن