راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٥٧ - نسخه مير
٢٦١. جوياى
٢٦٢. در مراتب بندگى من بود
٢٦٣. بوقت
٢٦٤. چون اين معامله پيشه كند
٢٦٥. ندارد
٢٦٦ .... بر وى دشمن كنم
٢٦٧. و وى را
٢٦٨. دنيا زهر است
٢٦٩. پشت بدين جهان و روى بعالم بقا آرد
٢٧٠. و از دار شيطان فرود آيد
٢٧١. جنّت
٢٧٢. بر دوش او نهم
٢٧٣. دنيا كه بود كس
٢٧٤. او مانده بود همه بشادى و غمش
٢٧٥. گفته اهل معرفتست
٢٧٦. چون انابت قليل بود مناجات وى با حق طويل بود
٢٧٧. عليل
٢٧٨. و مونس وى ذكر و ناله ملك جليل بود
٢٦١. جويان
٢٦٢. و روز و شب در مراتب بندگى من بود
٢٦٣. در وقت
٢٦٤. و چون بنده اين معامله پيش گيرد
٢٦٥. و گوش و چشم و دل او را بنور خود بگشايم تا بگوش دل راز من شنود و بديده دل جلال و عظمت من بيند
٢٦٦. بر وى تنگ كنم
٢٦٧. و او را
٢٦٨. زهرات دنيا زهر است
٢٦٩. پشت بدين جهان فانى كند و روى بعالم بقا آورد
٢٧٠. و از شيطان سراى بمقام خلد جاويد خرامد
٢٧١. باغ جنّت
٢٧٢. بر سر نهم
٢٧٣. دنيا چه بود كه
٢٧٤. او نيز بمانده گير و شادى و غمش
٢٧٥. اهل معرفت قدس الله اسرار هم گفتهاند
٢٧٦. چون بنده را انابت از معصيت قليل بود، مناجات بحضرت حق طويل بود
٢٧٧. ثقيل
٢٧٨. مؤانست وى با ياد ملك جليل بود