راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٢٠٩ - ٣ در خانه كعبه جوانى ديدم(ص ٩٥)«ذوالنون مصرى»
تعليقات و توضيحات
بخش اول- حكايت متن
١. مولاى مولاى ذكرى تمرى و حلواى ٦ «ابراهيم ادهم»
اين عبارت ديده نشد. در طرائق الحقايق، ج ٢، ص ١١٠ آمده است: الهى! تو مىدانى كه هشت بهشت در جنب انعام و اكرامى كه با من كردهاى، اندك است و در جنب محبّت خود و انس دادن با ذكر خود و فراغتى كه ما را دادهاى، در وقت تفكر كردن در عظمت تو.
٢. طعام خوردن دانى چيست؟ ٦ ا «بن سيرين»
در ترجمه رساله قشيريه، ص ٢١٣ به نقل از سهل عبد الله آمده است: كسى فرا سهل عبد اللّه گفت: چه گويى اندر شبانروزى يكبار خوردن؟ گفت: خوردن صديقان است.
گفت: دوبار خوردن چه گويى؟ گفت: خوردن مؤمنان است. گفت: سه بار خوردن؟
گفت: اهل خويش را بگوى تا علفجايى، بكند ترا.
و در مأخذ ديگرى همان حكايت آمده بود؛ نه از ابن سيرين، بل عالمى ناشناس.
(رك. تذكرة الاولياء قزوينى، ج ١ ص ٢٣٩)
٣. در خانه كعبه جوانى ديدم (ص ٩٥) «ذوالنون مصرى»
اين حكايت در متن سه باره آمده است (ص ١٥٥ و ص ١٧٣) با اختلاف بعضى عبارات. و در ص ٤٦٤ ترجمه رساله قشيريه نظير آن از كتّانى نقل شده است كه: كتّانى گويد: نزديك ما به مكه جوانى بود، جامهاى كهنه داشتى و با ما كم آميختى؛ و دوستى او اندر دل من افتاد. مرا دويست درم از وجهى حلال فتوح بود. نزديك او بردم و بر كناره سجاده او بنهادم و