راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٦٩ - نسخه مير
٤٧٥. حبّ دنيا
٤٧٦. دواى او
٤٧٧. گرسنگى است
٤٧٨. يا احمد
٤٧٩. بود آنگاه
٤٨٠. كه اين
٤٨١. لباسى پسنده كند
٤٨٢. خواب او كم بود
٤٨٣. و در نماز بقيام بسيار ايستد
٤٨٤. و يا پرهيز بود
٤٨٥. و شغل او ذكر بود
٤٨٦. زاكى
٤٨٧. مشفق باشد
٤٨٨. با دوستان من انيس و جليس بود
٤٨٩. آراسته بود
٤٩٠. بيت
٤٩١. شيبان
٤٩٢. مقيم شود
٤٩٣. از دل
٤٩٤. سهل بن عبد الله را پرسيدند
٤٩٥. كه مرد گرسنه بسيار مىباشد ...
٤٩٦. حكمت
٤٩٧. نايره شهوت
٤٧٥. دوستى دنيا
٤٧٦. داروى او
٤٧٧. گرسنگى
٤٧٨. پس خطاب رسيد كه اى احمد ...
٤٧٩. آنگاه بود
٤٨٠. اين
٤٨١. لباسى دون پسنده كند
٤٨٢. و خواب او را در سجود يابد
٤٨٣. و در قيام بسيار استد
٤٨٤. و از معاصى با پرهيز بود
٤٨٥. و شغل او بذكر من بود
٤٨٦. ذاكى
٤٨٧. ترسان بود
٤٨٨. با دوستان ما جليس و انيس بود
٤٨٩. آراسته باشند
٤٩٠. مثنوى
٤٩١. شيبانى
٤٩٢. مقيم بود
٤٩٣. در دل
٤٩٤. سهل بن عبد الله رحمة الله را پرسيدند
٤٩٥. كه چون مرد گرسنه مىباشد
٤٩٦. آب حكمت
٤٩٧. نايره شهوات