راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٢٣٣ - بافاقه و فقر همنشينم (ص ٩٦)
اوصاف احديّت» مىخواند؛ و حبّ را عبارت مىدانست از اينكه انسان آنچه را خدا دوست مىدارد، دوست بدارد و آنچه را خداوند دشمن مىدارد، دشمن بدارد.
(دائرة المعارف مصاحب، ج ١، ص ١٠٤٠)
احمد بن ابى الحوارى: (ص ٩٥).
ابو الحسن احمد بن احمد ابى الحوارى؛ از اهل دمشق بود (ترجمه رساله قشيريه، ص ٤٥؛ نفحات الانس، ص ٦٥). از مريدان ابو سليمان دارانى بود و با سفيان عينيه صحبت داشت. جنيد گفت: احمد حوارى، ريحانه شام بود (تذكرة الاولياء، ص ٣٤٥). وى به سال ٢٣٠ ه. ق در گذشت. (رك. به حلية الاولياء، ج ١٠، ص ٥ و ٣٣)
فضيل عياض: (ص ٩٥)
. ابو على فضيل بن عياض ابن مسعود (١٠٥- ١٨٧ ه. ق). از زهاد معروف كه سخنان او مورد توجه مشايخ صوفيه بوده است. او را از طبقه اولاى مشايخ شمردهاند. وى در آغاز راهزنى مىكرد؛ ولى توفيق به توبه يافت. زمانى در ابيورد بود؛ سپس به كوفه رفت و در آنجا به استماع حديث پرداخت و سپس رحل اقامت به مكه افكند و در آنجا در گذشت.
(رك. رساله قشيريه، ص ٢٧ و ٢٨؛ تذكرة الاولياء، ص ٨٩ به بعد).
بافاقه و فقر همنشينم ...: (ص ٩٦)
. دكتر محمد رياض به نقل از مرحوم سعيد نفيسى آورده است كه: مير سيد على همدانى در اسرار وحى، اين رباعى را كه ذيلا مىآوريم (با فاقه و فقر ...)، به عياض نسبت داده و حال آنكه نسبت آن به ابو سعيد ابو الخير، مقرون به صوابست ... دكتر ذبيح اللّه صفا در بخش دوم جلد سوم تاريخ ادبيات ايران، آن را از خواجه فضل اللّه بن نصوح شيرازى- استاد قرن هشتم هجرى در قصيده و غزل- دانسته است. (رك. به زندگانى مىرسد على همدانى، محمد رياض، پاكستان، ص ٦ و ٢٠٥؛ تاريخ ادبيات دكتر صفا، ج ٣، ص ١١٢٤)
اگر صحت انتساب رباعى مذكور برابر تاريخ ادبيات دكتر صفا مقرون به صحت باشد، در انتساب رساله به عزيز نسفى بايد ترديد نمود.