راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٢٤٤ - سفيان ثورى (ص ١١٥)
وى از نهاوند بود و مولد وى به عراق بود؛ و پدرش آبگينه فروش بود. قواريريش از اين گفتندى و فقيه بود و صحبت سرى و حارث محاسبى كرده بود و آن محمد بن على القصاب (ترجمه رساله قشيريه، ص ٥١). در سال ٢٩٧ ه. ق در گذشت (رك. به يادداشتها و توضيحات ابو سعيد نامه، ص ٢١٩، دكتر سيد محمد دامادى، دانشگاه تهران)
ربيع خثيم: (ص ١١٢)
. خواجه ريبع خثيم، از زهاد ثمانيه بود. شرح حالش در كتاب رجال اماميه ضبط است. قبرش در طرف شمال بيرون شهر مشهد، معروف و زيارتگاه مىباشد.
(تراجم اعلام مصيبتنامه، به نقل از طرائق الحقايق ج ٣، ص ٣١٦)
انا عند المنكسرة القلوب: (ص ١١٤)
. حديث قدسى.
|
خدا در دل سودا زدگانست بجوييد |
مجوييد زمين را و سما را مپوييد |
|
(صفاى اصفهانى، ص ٨٤١)
حديث قدسى است: روايتى كه موسى (ع) از حق تعالى پرسيد كه ترا كجا طلبم؟
فرمود: من در دلهاى شكستهام: «الهى! اين اطلبك؟ قال اللّه تعالى: انا عند المنكسرة القلوبهم» (حواشى روح الارواح، ص ٦٧٨، به نقل از رسائل ابن عربى، ص ١٩٦؛ (احاديث مثنوى، ص ١٥١؛ كشف المحجوب هجويرى، پاكستان، ص ١٠٧)
سفيان ثورى: (ص ١١٥)
. ابو عبد الله سفيان ابن سعيد ابن مسروق (٩٧- ١٦١ ه. ق)، محدث و زاهد معروف قرن ٢ ه. ق (متوفى به كوفه). از قبول مناصبى كه منصور به وى اعطا كرد، امتناع نمود. جهت امتناع، از كوفه گريخت و به يمن رفت (١٥٠ ه. ق)؛ اما در آنجا هم از دربار بغداد ايمن نبود و به مكه رفت. عاقبت به بصره بازگشت و در آنجا نيز پيوسته منزل خود را تغيير مىداد.
سفيان، زمان بعضى از بزرگان تابعين را درك كرد و بعضى او را از مشاهير رجال شيعه