راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٢٣٢ - ذوالنون مصرى (ص ٩٥)
|
اندرون از طعام خالى دار |
تا درو نور معرفت بينى |
|
ابو حنيفه: (ص ٩٢- ١٤٢).
ابو حنيفه نعمان ابن ثابت، معروف به امام اعظم (٨٠ يا ٨٢- ١٥٠ ه. ق). از بزرگان فقها و به قولى از طبقه تابعين. وى يكى از ائمه چهارگانه اهل سنت و مؤسس مذهب موسوم به حنيفه است. جد او ايرانى و از اهل كابل يا طخارستان بوده و خود او در كوفه ولادت يافت و يك چند حرفه بزازى يا خز فروشى داشت. از پذيرش عنوان قاضى در زمان منصور و به قولى مروان حمار خوددارى كرد. ظاهرا به سبب تمايل به زيديه و به قولى به جهت هوادارى از نهضت «نفس زكيه»، در اواخر عمر مورد سوء ظن و تعقيب خليفه عباسى واقع شد و در بغداد به زندان افتاد، هم در زندان بر اثر لطمه تازيانه و عذاب وفات يافت.
(دايرة المعارف مصاحب، ج ١ ص ٢٩؛ و رك. روضات الجنات، ج ٢، ص ٣٥)
محمد حنفيه: (ص ٩٢- ١٤٢).
ابو القاسم محمد بن ابى طالب. مولد او، دو سال پيش از مرگ عمر بن الخطاب (٢١ هجرى) و وفات (٨١ ه. ق)؛ و حنفيه، لقب مادر او- خوله بنت جعفر بن قيس- است. بعد از شهادت امير المؤمنين (ع)، مانند ساير بنى هاشم گوشه گير و منزوى بود ...
(رك. به دهخدا، ج ٢، ص ٣٠٣، ابن حنفيه)
ذوالنون مصرى: (ص ٩٥).
ابو الفيص ثوبان ابن ابراهيم (١٨٠- ٢٤٥ ه. ق). پدرش از مردم نوبه بود و خود او بنده آزاد شده، بشمار مىآمد. به مكه و دمشق سفر كرد.
مخلوق بودن قرآن را قبول نداشت. در اواخر عمر، از جانب يك فقيه مالكى موسوم به عبد الله ابن عبد الحكم به سبب تعليم عقايد خويش، متهم به زندقه شد و محبوس گرديد. تعاليم و عقايد وى را حارث محاسبى تبيين و تقرير كرد.
وى از قديمىترين كسانى است كه در باب مقامات و احوال سخن گفته است. قول وى در باب معرفت و «حبّ» اهميت دارد. وى معرفت را عبارت از «شناخت