راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٣٠ - و مير راست
و مير راست:
١. اى عزيز بدان كه جوهر جود، مفتاح خزانه وجود است؛ و هر چه در عرصه وجود خلعت هستى يافت و مىيابد، از آثار فيض سلطنت جود است.
«وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً»؛ يعنى اگر نه فيض تموّج بحار كرم ما بود، هيچ كس از شما خلعت وجود نيافتى و اگر نه در عرصه وجود تجدد رشحات جود ما دستگير شما گشتى، هيچ كس به شرف سعادت مكارم اخلاق مشرف نگشتى. (ذخيرة الملوك، ص ٢٠٥)
٢. در وصاياى حضرت لقمان- ٧- آمده است كه: اى فرزند! در توبه تأخير مكن كه لشكر اجل از تاختن خود كسى را خبر نكرده است. ذوالنون مصرى- قدست اسراره- مىفرمود كه: خدا را بندگانند كه درختان خطاها را نصب ديده دل ساختهاند؛ پس آن را به آب توبه تسقيه كردند تا شكوفه ندامت برآورد و ثمره حزن از آن ظاهر شود. (مرآت التائبين، احوال و آثار مير سيد على، ص ١٠٦)
٣. كامل و غافل چون سگ را بينند، دامن در چينند، ولى عارف را نيّت تحقير نفس بود و جاهل را توقير.
طالب آن است كه جيفه دنيا پيش كافران اندازد و نعيم عقبى را منزل مؤمنان سازد. (سير الطالبين، همان مأخذ، ص ١١٣)
٤. حمد و ثناى نامتناهى آن ناظر حكيم را كه اشعه انوار مصباح عقول را جناح همم سايران منازل غيب و شهادت گردانيده. كريمى كه به مقتضاى جود، طالبان كمال را به وسيلت علم عرفانى، به اوج فلك سعادت رسانيده.
بديعى كه اقفال ابواب مخزن رتق به مفاتيح فضلش بگشاد؛ قديمى كه افراد اعيان عرصه وجود را قبل الاختراع صلاى «آمنوا با ... و رسوله» در داد. (رساله عقليه، همان مأخذ ص ١٣٧)
٥. اى عزيز! بدان كه دنيا رباطى است بر سر باديه قيامت نهاده و منزلى است در