راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٢٤٥ - عبد الله عباس (ص ١١٩)
شمردهاند. اما عدهاى از نويسندگان كتب رجال شيعه، او را شيعى نشمردهاند و در قدح وى كوشيدهاند. در كتب صوفيه، سخنان زهد آميز و انديشههاى عارفانه از او نقل شده است.
از آثارش: الجامع الكبير، الجامع الصغير و كتاب الفرائض است.
(دائرة المعارف مصاحب، ج ١، ص ٣٠٢)
ابو يزيد: (ص ١١٧)
. ملقب به سلطان العارفين، طيفور بن آدم بن سروشان يا عيسى بن سروشان از اكابر مشايخ طريقت و از مشهورترين آنهاست. جدّ او گبر بود، ولى عاقبت اسلام آورد. بايزيد از اقران احمد خضرويه بود. ابو حفص حداد و يحيى معاذ و شقيق بلخى را ديده بود. اصل او از بسطام است. عطار در تذكرة الاولياء نوشته كه بايزيد، ١١٣ پير را خدمت كرد و يكى از آنها امام جعفر صادق (ع)؛ و سالها سقايى ايشان كرد. طريقه طيفوريه به او منسوب است. وفات وى در پانزدهم شعبان ٢٣٤ يا ٢٨١ ه. ق اتفاق افتاد ... موضوع شاگردى و سقايى كردن بايزيد حضرت صادق (ع) را كه بعضى ارباب تذكره متعرض شدهاند، بعيد به نظر مىرسد؛ چه وفات حضرت صادق (ع) به سال ١٤٨ ه. ق مىباشد كه با سال وفات بايزيد، فاصله دورى است.
(حاشيه مصيبتنامه، به نقل از نفحات الانس، ص ٥٦؛ سفينة الاولياء، ص ٧٣؛ مجمع الفصحا، ص ١٣٣؛ مقدمه تذكرة الاولياء، چاپ ليدن)
عبد الله عباس: (ص ١١٩)
. يا ابن عباس (متوفى ٦٨ ه. ق). پسر عم پيغامبر ٦، صحابى معروف. در مكه بدنيا آمد. در فقه و تفسير و شعر و انساب، تبحر و شهرت يافت. از صحابههاى جوان پيغمبر ٦ بود. در آخر عمر نابينا شد و در طائف سكونت جست. وفاتش به سن ٧١ سالگى اتفاق افتاد. او را سبب كثرت و وسعت اطلاعاتش، «حبر الامّه» (دانشمند امت) خواندند. كتابى در تفسير قرآن بدو منسوب است.
(دائرة المعارف مصاحب، ج ١، ص ٢٠)