راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٤٤ - نسخه مير
٥٠. سهل عبد الله را پرسيدند كه: مجاهد، روزهاى بسيار، چيزى نمىخورد؛ آتش گرسنگى، باطن او را نمىسوزاند. گفت:
باران حكمت مىبارد و آتش گرسنگى را كشته مىگرداند
٥١. يحيى بن معاذ رحمة الله عليه مىگويد:
اى جماعت صديقان
٥٢. شبلى قدس الله روحه مىگويد
٥٣. بقدر مايده بهره نفسانى، غذاى روحانى نيافتم
٥٤. گرسنگى، بيمارى قوى را ضعيف كند و داروى ضعيف را قوى گرداند؛ بلكه تن را از بيمارى دور گرداند
٥٥. به كم خورد
٥٦. اى گرسنه عشق تو شيران جهان- از دست سگ نفس مرا باز رهان
٥٧. يا احمد! از سه گروه عجب دارم از بندگان
٥٨. اگر همه نان جوين باشد
٥٩. در طلب قوت زيادت، حريص بود
٥٠. يحيى معاذ رحمة الله را پرسيدند: از مجاهده كه روزهاى بسيار، چيزى نخورى و آتش گرسنگى، باطن ترا نمىسوزد، سبب چيست؟
گفت: باران حكمت مىبارد و آتش گرسنگى را مىكشد
٥١. سهل بن عبد الله تسترى رحمة الله عليه مىگويد: اى جماعت صديقان
٥٢. شيخ شبلى قدس الله سره مىگويد
٥٣. و قدر ترك بهره غذاى نفسانى، غذاى روحانى نيافتم
٥٤. گرسنگى، بيمارى قوى را ضعيف كند؛ بلكه تن را از بيمارى پاك گرداند
٥٥. به منع خوردن
٥٦.
|
اى گرسنه عشق تو سيران جهان |
ترسان فراق تو دليران جهان |
|
|
از دست سگ نفس مرا باز رهان |
اى زلف تو پاىبند شيران جهان |
|
٥٧. اى احمد! عجب دارم از سه گروه بندگان
٥٨. اگر همه نان جو باشد
٥٩. در طلب قوت زيادتى، حريص بود و غم فردا مىخورد