راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٣٨ - ب - مناهج الطالبين
خلاصه معنى آن است كه: اگر مىخواهى كه زهد و ورع تو كامل باشد، بايد كه به اندكى از طعام و شراب و لباس قناعت كنى و دايم با ياد خداى تعالى باشى؛ و هر كه خواهد كه دايم با ياد خداى تعالى بود، بايد كه لذتهاى دنيا ترك كند از شيرينيها و ترشيها، و دايم به خلوت زندگانى كند و خانه را و باطن خود را از دنيا خالى دارد و از بهر فردا هيچ چيز ذخيره نكند، و فراغت نگاه دارد تا دايم با ذكر خداى تعالى بود. از قوت بدان قدر قناعت كند كه به طاعت قيام نمايد و حركات ضرورى و خدمت فقرا؛ زيرا كه هر چه زيادت است برين مقدار، همه نقصان است در درويشى؛ چنانكه گفت:
|
غنى النّفس ما يكفيك من سدّ حاجة |
فانّ زاد شيئا عاد ذاك الغنى فقرا |
|
يا احمد! وجبت محبتى للمتحابيّن فىّ و وجبت محبتى للمتواصلين فىّ.
يعنى: واجب شده است محبّت من كسانى را كه دوستى كنند با يكديگر از بهر من، و آنها را كه ببرّند از ديگران از بهر من و آنها را كه به يكديگر پيوندند از بهر من.
(مناهج الطالبين، ص ٩٤- ٩٣ و ١٦٨)