راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٦٠ - نسخه مير
٣٢٠. اى شيخ
٣٢١. از سراى غرور
٣٢٢. درد و دريغ
٣٢٣. گذشتهام
٣٢٤. ندارد
٣٢٥. گويند
٣٢٦. بسر عارفى
٣٢٧. و شكرانه جان بر سر دهم
٣٢٨. عبوديت
٣٢٩. عبادت در اقامت امر است
٣٣٠. انقياد حكم
٣٣١. گوهر عبوديت
٣٣٢. اوتاد محكم است
٣٣٣. ندارد
٣٣٤. يك همت باش و زبان و دل با من يكى دار
٣٣٥. بدل و زبان در طلب من باش
٣٣٦. دريغ نبود
٣٣٧. و از خود دور كنم
٣٣٨. عقل
٣٣٩. كه يكدل
٣٤٠. افكندگى بگير و غافل منشين
٣٤١. بر سر
٣٢٠. اى ابراهيم
٣٢١. از سراى غرور و اخزان
٣٢٢. دريغ و درد
٣٢٣. گذشته
٣٢٤. و در نفسى كه نه بر ياد حق برآوردهام
٣٢٥. ندارد
٣٢٦. بسر بالين عارفى
٣٢٧. بشكرانه جان بر سر نهم
٣٢٨. عبودت
٣٢٩. عبادت اقامت در امتثال امر است
٣٣٠. انفاذ حكم
٣٣١. گوهر عبودت
٣٣٢. اوتادست
٣٣٣. خطاب رسيد كه
٣٣٤. يك دل و يك زبان و يك همت باش و دل با من يكى دار
٣٣٥. بدل و زبان با من يكى باش و در طلب من باش
٣٣٦. دريغ نباشد
٣٣٧. از نگاهداشت خودش دور كنم
٣٣٨. عاقل
٣٣٩. چو يكدل
٣٤٠. افكندگى و نياز و غافل منشين
٣٤١. بسر